سوال های مرتبط

مامان نی نی من مامان نی نی من ۱ سالگی
تجربه من از واکسن ۱۸ ماهگی پسرم:
اول بگم که هر بچه ای واکنش بدنش نسبت به واکسن ها متفاوته، یه بچه به واکسن مثلا شش ماهگی خیلی اذیت میشه، یه بچه به واکسن دوماهگی و..... ولی در کل گفته میشه سنگین ترین واکسن، واکسن ۱۸ ماهگی هستش. چهارشنبه صبح پسرمو بردم واکسن ۱۸ ماهگیشو زدن. یه خوراکی، یکی به بازوی راست و یکی بازوی چپ. توی بهداشت از درد سوزن واکسن گریه کرد مثل بقیه واکسن ها. ولی تا اومدم خونه بهش قطره استامینوفن ساده دوبرابر وزنش دادم که روز اول و دوم من چهار ساعت یکبار دادم حتی نصف شبم گوشیمو روی ساعت گذاشتم و بهش دادم چون اگه سر ساعت استامینوفن ندین خطرناکه. خلاصه یکی دو ساعت اول بعد واکسن اروم بود و راه رفت تا گرفت خوابید و درد واکسن و تب شدیدش شروع شد. تب واکسن ۱۸ ماهگی خیلی بیشتر از بقیه واکسن هاس برای همین میگن سنگینه، ولی خیلی از بچه هازیاد تب نمیکنند متفاوته تو هر بچه ای. چون بعد از دادن استامینوفن تبش خیلی رفت بالا و پایین نمیومد مجبور شدم شربت بروفن نصف وزن بچه بدم و یه تاب و شلوارک نازک بهش پوشوندم، با بروفن تبش خیلی اومد پایین(لطفا سرخود ندین قبلش تست گرفته باشین و از بهداشت بپرسین) خلاصه تا شب دیگه راه نرفت یا تو بغل بود یا گریه میکرد و پاش خیلی درد میکرد که وقتی میخوابید فقط طاق باز میتونست بخوابه و روی پاش نمیتونست بخوابه و توخواب ناله میکرد و دستشو روی پاش میزاشت. با استامینوفن و بروفن هر هشت ساعت روز اول را گذروندم. و روز دوم خداروشکر راه رفت فقط یکمی درد داشت چون اروم قدم برمیداشت، تبش مثل روز اول نبود ولی چون یکمی تب میرفت بالا هر چهار ساعت استامینوفن دادم، اگه تب بچه تون زیاد نبود هر شش ساعت باید روز دوم استامینوفن بدین.
مامان امیرماهان🌙 مامان امیرماهان🌙 ۲ سالگی
مامانای عزیز
میخواستم تجربه خودم و پسرمو از واکسن هجده ماهگی بگم
انقدر که طرافیانم و مامانای گهواره میگفتن واکسن هجده ماهگی خیلی سخته بچه نمیتونه راه بره بی اشتها میشه و.....
وقتی واکسن پسرمو زدم یه دونه پای چپ زد یه دونه دست راست و چند قطره خوراکی
تا بیست چهارساعت فقط بهش استامینوفن دادم نمیذاشتم تب کنه هر چهار ساعت میدادم که دوبار آخر رو هر شش ساعت دادم
یک روز فقط نتونست راه بره و گریه کرد
روز بعد دستشو گرفتم وگفتم راه بریم آروم بلندشد یکم ترسید گفتم میخوام برم دستشویی نمیای کامل بلند شد دستشو گرفتم و گفتم تا تای بریم گفت باشه
بعدش گفتم صبحونه بخوریم گفت گذا یعنی (غذا)
که دستاشو گرفتم راهش بردم
دیگه خودش شروع کرد به راه رفتن
بنظرم راه برن خیلی بهتره فعالیت میکنن و واکسن پخش میشه
به من میگفتن نباید راه بره ولی من کار خودمو کردم که پسرم خودش بلند شد به راه رفتن و بازی کردن که یادش رفت فقط میخورد جایی میگفت درد یا یه وقتایی موقع بلند شدن اذیت می‌شد
من کمپرس سرد و گرم نداشتم چون پسرم اصلا نمیذاره هرموقع واکسن هم زدیم نذاشتم
انقدر که میگفتن سخته استرس داشتم اینطوری نبود بنظرم خوب بود
خداروشکر این مرحله رو هم گذروندیم