۹ پاسخ

شربت پلارژین میدم این جور مواقع.
بهش بده.

پیاز بمال به دست و بینیش

کاش جمع میکردی برمیگشتی..من همین کارو قبل عید نوروز کردم و خجالت کشیدم بیام بیرون از جمع و باعث شد ۲م فروردین بستری بشیم و حال هممون بد بود..خدا لعنت کنه به اون بیشعوری که خودش و یا بچش مریضه و میره به جمع

چقدر بی فرهنگ
برای منم پیش اومد بچم اسهال استفراغ شدید شد با تب ۳۹ درجه

اسپری زدی اوکی دیگه من خودم همینطوری میکنم

شب بهش یکم استا بده بخوره و یه بار هم شب اسپری بینی بزن

کلا در این شرایط بد مريضی هیجان نمی برمش

والا من جایی نرفتم پسرم از دیشب آبریزش بینی داره

نرو

سوال های مرتبط

مامان نینیمون💙 مامان نینیمون💙 ۲ سالگی
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا امروز یه اتفاق جالبی برام افتاد ....
تو آشپزخونه بودم و طبق معمول داشتم غذا دست میکردم و دوقلوهام اذیت میکردن از صبح که بیدار شده بودن ....چون همش هرجا میرم پیشمن حتی به سختی غذا دست میکنم و اصلا حواسم به غذا نیست .... 😞و خیلی خسته بودم و باهاشون خیلی کلنجار میرفتم چون هم غذای خودمون که خوراک لوبیا بود درست میکردم هم جدا برا بچه ها غذا درست میکردم چون تا حالا خوراک لوبیا ندادم بهشون میترسم دلدرد شن .... و هم برا میان وعدشون پنکیک درست میکردم بچه هام همش یخچال و کابینت باز میکردن و کلی اذیت میکردن و دعوا میکردن منم خیلییی بهم ریخته بودم و خسته بودم و از یه طرف هم استرس اینو داشتم همسرم از شبکاری اومده و استراحت می‌کنه سرو صدا زیاد نباشه...خلاصه بین اینهمه اعصاب خوردی با خودم گفتم خدایا کاش میشد یه نفر الان بغلم کنه خیلییی خستم خیلی داغونم ....باورم نمیشه بخواب چند دقیقه بعد پسرم اومد از پشت پاهام رو بغل کرد و خندید بهم ... چندبار اینکارو کرده بود ولی امروز بعد اون همه خستگی و حرف درونم که پسرم اینکارو کرد خداااا انقد حالم خوب شد ..... هیچوقت هیچوقت یادم نمیره امروز 😢😢الآنم چشام اشکی شد با تصور دوباره ش😢😢😢❤️❤️❤️❤️❤️