دلی مینویسم از اینک یهو اومدی اخه باورش واسم سخت بود چون هنوز پسر دومیم ۱سالش بود نفهمیدم چجوری اومدی هرکار کزدم اولش نتونستم باورت کنم خیلی واسم سخت بود ک قرار دوباره مادر بشم حس میکردم از همچیز عقب میمونم تو خودم اینک دوباره پروسه بارداری و زایمانو بچه داری اونم با دوتا بچه دیگ رو نمیدیدم خیلی جاها ناشکری کردم اونم فقط چون جوش پسرای دیگمو میزدم جوش اینده تو خرجت و و وهورمونامم قاطی شده بود نمیفهمیدم ناشکری میکردم ک چرا اومدی ولی یه ساعت بعد انقد گریه میکردم ک ب گوه خوردن میوفتادم خلاصه با امام اذیت هایی ک ک شدم از جمله هماتون بزرگ ۷۰درصد استراحت مطلق با دوتا بچه و یوبوست شدید و حالت تهوع شدید راضی شدیم ب بودنت لحظه شماری واس بغل کردنت دوس داشتم بیام انتی ببینم چی هستی برامم فرق نداشت گل پسر باشی یا گل دختر فقط دلم میخواست بیای بوت کنم کاش نمیرسید امروز ک برم انتی ب هرچیزی فکر کردم جز اینک بگن قلب نداری تند تند داشتم شکلاتو میخوردم ک تو تکون بخوری هی تکونت دادن تو تکون نخوردی وقتی بهم گفتن رشد نداری تعجب کردم اخه سونوهای قبل انقد رشدت خوب بود ک من هی میومدم گهوار روزارو میبردم جلو چیشد یهو چرا خراب شد دنیام ن صورتی شد ن ابی مشکی ک شد باور نکردم رفتم یه سونو دیگ بازم بهم گفت قلب نداری حالا من چیکار کنم از اولم تو هم سونو ها نشد ک قشنگ ببینمت کاش فردا معجزه میشد خدایا ای خدا با توام الان باید بگم حکمتتو شکر یا قسمتتو این چی بود دادی دکترا میگن خب بابا گریه میکنی تو ک دوتا بچه دیگ داری اونا چی میفهمن از درد یه مادر سه ماه باهم بودیم سه ماه کامل،ببخش عزیزکم اگ نتونستم خوب

۱۳ پاسخ

منم وقتی فهمیدم دوقلو دارم ناشکری کردم گریه کردم بعد ب گوه خوری میوفتادم دوباره ناشکری میکردم دقیق مث شما اخرین سونوم نه هفته بود که رشدشون عالی بود رفتم برا انتی گفت یکیش تو نه هفته ایست قلبی کرده فقط یدونه مونده باخودم میگم ناشکری کردم که خدا یکیشو برد😞

الهی عزیزم 😢

ازت مراقبت کنم من میزبان خوبی نبودم ببخش اگ سخت گذشت بد گذشت از دست گریه هام استرسام حال خرابیام خسته شدی از اینک همش غر زدم چجوری بزرگت کنم حتما خسته شدی عزیز پسرم یا دخترم ازم دلگیر نباشی من حتم دارم خدا تو رو ب یکی بهتررررررر از من هدیه میکنه گرچه تو هم هدیه بودی داد خودشم گرفت جای خالی تو دیگ با هیچ فرشته ایی پر نمیکنم هیچوقت دوست دارم

عزیزم خیلی سخته غمت ولی من چی بگم ازغمم دختردومم ۱۴ماهش بودیکسال ودوماهش بود ،واکسن شش که زدعفونت ریه کرد بعداز۸ماه بیمارستان رفتن ۱۴ماهگی فوت کرد یه تیکه ازقلبم رفت زیرخاک هرروزم شده گریه

عزیزم،منم امروز سقط شد بعد از ۱۲ سال چشم انتظاری 🥺🥺💔

عزیزمممممم اشکم درومد
امیدوارم بهترینها نصیبت بشه 💕

ای خدا 😔 بمیرم برای دلت 😢

منم پارسال برج دو دقیقا مثل شما شدم با این فرق من خودم خواسته بودم وخیلی وابستش بودم کم مونده بود ۱۰ هفته تموم شم رفتم خودم صدای قلبشو بشنوم اونم گفت ضربان نداره وکم کم افتاده بودم به لک بینی وبعد ده روز اینا کورتاژ شدم ولی خداروشکر دخترمو داشتم اگه اون نبود خیلی داغون میشدم

من کامل درکت میکنم چون خودم کشیدم خیلی سخته خیلی من ک داغون شدم

قربونت برم🥺

عزیزمممممم. خیره ان‌شاالله
خدا به وقتش جبران میکنه برات

عزیزدلم خداکریمه انشالا که اشتباه شده باشه💗

اخی عزیزم واقعا غم بزرگیه هرکسی نمیتونه درک کنه الهی بهترین ها قسمتت بشه از این به بعد

سوال های مرتبط

مامان دخملی مامان دخملی هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان Radvin❤Delvin مامان Radvin❤Delvin ۱ ماهگی