۱۱ پاسخ

پسر منم همینه داغونم کرده افسردگی گرفتم من

پسر منم بچه ها رو میزنه یا وقتی جایی میریم یا کسی میاد خونمون به آدما پیله می‌کنه از سر و کلشون می‌ره بالا ولی هوشش خیلی خوبه منم مشاوره بردم دکتر هم بردم دوسال پیش بهش قرص داد عوارضش که خوندم بهش ندادم مشاور هم که بردم باهاش کار کرد گفت وقتی خودتون نیستین خیلی بچه آروم و حرف گوش کنی هست ولی با من و باباش خیلی لج هست جلو خودمون همه بلایی سرمون میاره ولی وقتی ما نیستیم آرومه میخواستم دوباره ببرم مشاوره که این شرایط پیش اومد

یه دکتر دیگه ببر , نسخه قبلیشم نشون بده. واقعا خیلی خیلی سخته اما سعی کن تا میتونی باهاش مهربون باش. باهاش اصلا دستوری حرف نزن . باهاش با تن صدای آروم و خواهشی حرف بزن. اوایل محل نامیده اما وقتی تکرار کی کم کم آرومتر میشه.
من از وقتی با پسرم لج نمیکنم و تو اکثر مسایل کوچیک و بزرگ نظرخواهی میکنم و جلو بقیه تا جایی که بقیه اذیت نشن،تذکر نمیدم. الان خیلی آروم شده ،قبلا با همه دعوا میکرد، انگار هم توجه میخواست و هم فک میکرد بحد کافی دوسش نداریم ،از وقتی خودم و همسرم محیط خونه رو آروم کردیم و جلو خرابکاری هاش ،چه عمد چه غیرعمدی، با مهربانی برخورد کردیم ،اعتمادبنفسش بالا رفته و سر هرچیزی دیگه جنجال بپا نمیکنه

عزیزم باید ببینی چه دارویی براش خوبه . مثلا دختر من وسواس فکری عملی داشت الان شش ماهه داره فلوکستین میخوره خداروشکر خیلی بهتر شده. بهتره ببریش دکتر . بعضی دکترها خوب نیستن. ما هم خودمون از رو رفتارای بچمون تشخیص دادیم مشکلش چیه وگرنه مشاور بردیم فایده ای نداشت.

عزیزم داداش من بیش فعال بود تو مدرسه تمرکز نداشت و به خاطر عدم تمرکز دیر یاد میگرفت و درسش ضعیف بود و به زور دیپلم گرفت
و همه کارا رو نصفه نیمه رها میکرد ولی با دیگر رفتن و مصرف قرص ریتالین زیر نظر دکتر بهتر شد
الان بزرگ شده اقا شده

پسر منم اینجوریه ،بردمش مهد دوبار از مهد اخراجش کردن هیچ جا جرات نمیکنم از دستش برم ابرو نذاشته برامون

دقیقا پسر منو توصیف کردی ، یعنی انقد اذیت میکنه که حد نداره بعضی وقتا دلم میخام خفش کنم بمیره، از بس کاراش رو مخه، یعنی به حدی اذیتم کرده از چشمم افتاده و حس میکنم دیگه دوسش ندارم، الانم گذاشتم خونه مامانم مونده خودم اومدم خونم مغزم تو سکوت و ارامش باشه ، یه دختر یه ساله دارم اونو با خودم اوردم خونه

چطور شما دکتر بردید داروش دادید اما شربت رسپیدون که برا پیش فعالی هست رو نمی‌شناسید.ش.فرزند شما پیش فعال هست.زبون‌حالیش نیست پس بهتره بگم فرزندتون کاراش دست خودش نیست .تمرکز چون نداره.روش تربیتتون رو عوض کنید .حتما به دکتر و درمانگر مراجعه کنید .تا نتیجه بگیرید

حتما ببر روانپزشک کودک یه دکتر خوب پیدا کن هرجایی نبر

من قرص ندادم سه ماه دارم میبرم کاردرمانی هنوز بچه هارو میزنه ولی کاراش تمرکزش خیلی بهتر شده، یه کاردرمان ببرید ارزیابی با تمرین و ماساژ بهتر میشه

گلم ببخشید نمی‌دونم چی بگم ولی دختر منم جنب و جوش خیلی زیاد بود و خیلی اذیتم میکرد دکتر شربت رسیپریدون داده واقعا عالیه

سوال های مرتبط

مامان اهوراااا، مامان اهوراااا، ۵ سالگی
بچه ها بیاین لطفا بازم داغونم بازم روانی شدم دارم دق میکنم اهورا بشدت تو مهد ادیت میکنه مدیرش مطگفت ب هیج عنوان حرف گوش نمیکنه نمی ترسه حساب نمیبره ..میگفت بدون اجازه ازکلاس میره بیزون حرف گوش نمیده ب هیج وج ..قرصاشم میدم فایده نداره بخدا از صب داغونم من چیکار کنم ..هزار بهش گفام توضیح دادم با ارامش ک بچه یا ادمی ک اذیت میکنه کارای بد میکنه حرف گوش نمیکنه هیج کس دوسش نداره هیج کس دعوتش نمیکنه مزگم دلیل اینکه تو مهدم دوستی نداری ک باهات بازی کنه اینکه ک ادیتشون میکنی خوده مربیش میگفت بقدری توکلاسم حرف میزنه مختل کرده اموزشای کلاسو ...یک ریز حرف میزنه چیکار کنم واقعا ..تو خونع هم حرف گوش نمیکنه مثلا امروز رفتم ی جایی از ماشین پیا ده شدم گفتم پیاده نشو ده بار تاکید کردم نشو تا برگردم بازم پیاده شد ...ب همه چی دس میزنه ..اصلا خطر چیزای خطرناک سرش نمیشه دس میزنه ..مدیرش گفت از عهدش برنمیایم نمی تونم نگهش دارم صدبا.ر محرومش کزدم از مهد رفتن از خونه بازی خوراکی ک دوست داره خیلی کارا کزرم فقط همین مونده تصمیمو قطی کنم گازو باز کنم خودمو خودشو نجات بدم ...
مامان دختر مو خرمایی مامان دختر مو خرمایی ۶ سالگی
سلام .مامانا بیاین نظرتون رو بگید لطفا
من یک خواهر ۲ سال کوچکتر از خودم دارم و دوتا برادرکوچکتر خودم فرزند اولم.....خواهرم مشهد زندگی می‌کنه و منو خونوادم شهرستان یعنی ازهم دور هستیم هر ۲ هفته یا یکماه یکبار همو میبینیم ،خواهرم بچه نداره و بسیار حساس رو تمیزی رو دست شستن رو اینکه همه چیز سر جای خودش و مرتب باشه...هروقت منو دخترم میریم خونه ش مثلا اگه ازش آب بخوام داخل آشپزخونه میگه صبرکن خودم بدم یا هرچیزی رو رو بخوام نمیگه فلان جاست میگه صبر کن خودم بدم و با یک لحنی هم میگه ،به تمام حرکات دقت می‌کنه داخل خونش طوری که ما اصلا تو خواهش راحت نیستیم اگر دنبالت نیاد چشماش و نکاهاش دنبالتع که دستامون رو شستیم یا نه،موچکترین کاری رو انجام بدیم باید دست بشوریم،من بقدری که خونه دخترخاله و دخترعموهام بااینکه بچه داشته باشند یا نه راحتم خونه خواهرم راحت نیستم،دیگه به خودم گفتم عمرا اگه برم خصوصا منی که جداشدم تحول این رفتارهاش برام سخته.....خونه مادر من که میاد طوری رفتار می‌کنه و خونه رو تمیزنیکنه که میفهمونه که شماها هم کثیفین رعایت نمیکنید فقط من خوبم،یر سفره قاشق و بشقاب به اندازه همه میارم اون می‌ره برای خودش خداگونه میاره بهش هم میگم میگه که اخلاق من اینطوریه تو قاشق رو گذاشته بودی رو زیر سفره....یا سرسفره صبحونه نونش رو از بقیه جدا می‌کنه ،بنظرتون شما فقط یک خواهر داشته باشید با چنین وسواسی خونه ش مدیریت یا نه.....ناراحت میشوید که اینطوری از موضع بالا نگاه می‌کنه یا نه....آخه با خنده و شوخی نمیگه مثلاً دستات رو بشور یا فلان چیز رو من بهت میدم صبر کن،با یک لحن جدی میگه