۶ پاسخ

دختر من کلاس چهارم از وقتی پسرم به دنیا اومد و شیطونیش شروع شد روی اپن آشپزخونه مشقاش رو می نویسه یا وقتی پسرم خوابه
بهش گفتم داداش کوچیکه اگه رو زمین بیاری و پاره کنه مسئولیتش با خودته
یا وقتی دارم سوالاش رو براش توضیح می دم خودمم کنار اپن وایمیستم

پسرم ۱۲ سالشع دخترم ۶ سالشه انگار سگ وگربه هستن اصلا صلاح نمیرن بیشتروقتا باید یکیشونو بعرستم خونه یکی پدربزرگا که اون یکی تنها باشه تو خونه .این دوتا باهم اینجورن ببین با بچهای فامیل چیجورن دیگه🤣

ای خدا فقط دستای کوچولوی پسرت که برا منتکشی رفته😂😍

پسر من پسر همسایمون و زد دعواش کردم یک قشقلقی ب پاکرده بو همسایمون میگف عیب ندارع بیا بزن فقط ساکت شو🥴🤣🤣🤣

خواهر من ی دختروپسردار خداروشکر باهلناخوبن هفته یبار میبینن همش مراقبشن

خواهرزاده ی منم فقط ۵ دقیقه با پسرم خوبه خیلی حسودی میکنه حالا سالی دوبار شاید ببینیم همو تو همون دوبارم حسودی خودشو نشون میده ولی کلا چون مامانم اینا خواهرم اینا خیلی به پسرم توجه میکنن حتی اون یکی خواهرزادم که حسود نیست باز یه جایی حسادتش گل میکنه😐

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
سلام به همگی
یکی از دوستان گفت تجربه خودم رو بگم
اول اینکه من از اولی که مهراب دنیا اومد باهاش انواع بازی هارو میکردم بغلش میکردم و مهراب دوست نداشت من ازش دور بشم ولی خب با کمک بازی دالی موشه و اینکه چند لحظه یا حتی یک دقیقه تنهاش میزاشتم سریع میومدم که بدونه من تنهاش نمیزارم بارها باهاش حرف زدم گفتم مامامانی تنهات نمیزاره همیشه کنارتم برا همین بعد ۴ماهگی من دیگه راحت‌تر یه سری کارامو میکردم دستشویی رفتن هم اولاش میومد پشت در گریه میکرد ولی بعد با دستشویی یک دقیقه ای بهش فهموندم من وقتی برم زود میام و همیشه بهش گفتم دوستت دارم من عاشقتم و اینکه با کمک مطالب گهواره خیلی بازی هارو یادگرفتم و بازی کردم با مهراب اگر کار خونه ام دیر هم شده گفتم عیب نداره اول بازی اگر خونم کثیف بوده بازم گفتم اول آموزش بازی که اینجوری راحت‌تر یاد میگیره همش آویزون من باشه .الان من کارامو میکنم به مهرابم یاد میدم خیلی از بازی هارو تمام وسایل کابینت رو میریزم بیرون تق و توق میکنم خودم انواع صداها و کارهای بچگانه میکنم اونم میخنده .شاید نیم ساعت یک ساعت این کارهارو میکنم بعد میدم دست خودش و خودش شروع میکنه بازی کردن و میزاره منم به کارهام برسم اگر هم تو دندون دراواردن و نق زدنش مثل الان باشه یکم آرامش میخواد و صبوری شبا تا صبح بیدارم ولی دعواش نمیکنم نمیگم من حق دارم کسی کمکم نیست از دید مهراب نگاه میکنم الان حال مهراب چطوره بجای گوشی دست گرفتن الان وقت اینه با مهراب وقت بگذرونم حتی شده عصبانی بشم ولی خب نفس عمیق میکشم آهنگ میزارم بعد شروع میکنم ببینم چیکار بکنم که آروم بشه .چون من باید خونه رو مدیریت کنم
مامان سامیار مامان سامیار ۱ سالگی
سلام‌ مامانا…یه سوال دارم لطفا اگه کسی بچش مثل پسر منه یا اطلاعی داره میشه راهنماییم کنه؟؟؟
پسرم چند وقتیه خیلی هیجانی شده مثلا وقتی ک قراره جایی بریم و لباس میپوشیم میفهمه خیلی جیغ و داد میکنه از خوشحالیش و اصلا صبر نداره
یا مثلا وقتی از جایی یا خونه کسی قراره برگردیم هم همین حالت رو داره
یا وقتی پارک رو میبینه هم شروع میکنه به جیغ و صداهای عجیب همراه با یه حالت گریه و خنده ک فقط سریع بره برسه به تاب و سرسره و همه جا رو نگاه مبکنه و هیجانی میشه
یا یه بچه کوچیک میاد پیشش میخواد باهاش بازی کنه انقد ذوق زده و هیجانی میشه موهای بچه رو میکشه جیغ میزنه و هم دوس داره بازی کنه و انکار هم دوس نداره اصلا نمیدونم منظورمو متوجه میشید یا نه،همه ی ابن حالتایی ک گفتم بعد نیم ساعت خوب میشه اون مکان یا شخص براش عادی میشه فقط اولش اینطوریه
یا مثلا مامانمو بیش از اندازه دوست داره وقتی باهاش تصویری حرف میزنه از اینکه نمیتونه بگیرتش انگاری عصبی میشه و منو گاز میگیره و جیغ میزنه و گریه میکنه….نظر خودم اینه ک ببرمش پیش متخصص‌روانشناسی کودک حالا شماهم اگه همچین تجربه ای دارین یا اطلاعی دارین راهنماییم کنین ممنون میشم
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
خب چند تا راهکار میگیم ولی قبلش تو دو یا سه سالگي بچه رو یا بفرستیم مهد یا اینکه بگیم بچه ای بیاد خونتون یا شما برید خونشون که کمتر وابسته ی شما باشه تو بازی کردن.
حالا برای اینکه بچه ها تنها بازی کنن:
پارچه های مختلف دکمه ها و چسب و قیچی و حالا کنار این ها وسایل بازیافت مثل انواع بطری ها و ظرف های پلاستیکی و...
چجوری بچه ها را آماده کنیم تنها بازی کنن؟
مثلا بچه ای که تا حالا تنها بازی نکرده بگیم برو یک ساعت بشین و خودت برای خودت بازی کن یا بسه دیگه چقدر به من میچسبی
این باعث بدتر شدن میشه و نتیجه عکس داره و بیشتر وابسته شما میشه
مثلا کتاب میارید جلو خودتون که دارید کتاب میخونید ولی حواستون به بچتونه بگید من کتاب خودم رو میخونم توام با کتاب خودت بازی کن و همچنین بازی باشه که بتونه تنهایی انجام و نیاز به ما نداشته باشه یا مثلا دارید غذا درست میکنید یه وسیله بازی یه ظرفی چیزی بزارید جلوش اول خودتون یکم باهاش بازی کنید مثلا صدا درست کنید انواع ظرف ها و انواع صداها درست بشه و وقتی خوشش اومد دوست داره ازتون بگیره و اون انجام بده
از یک دقیقه شروع کنید بگید این یک دقیقه من غذا درست میکنم یا مطالعه میکنم و تو بازی کن پ کم کم این زمان رو بیشتر کنیم و بچه ها یاد می‌گیرند این زمان رو مادر یا پدر برای خودش میخواد وقت بزاره و اون هم یاد میگیره خودش رو سرگرم کنه.
اگر خیلی برای بچه بازی بخرید و فرصت ساخت و ساز و کاردستی و...رو برای بچه فراهم نکنید ممکنه سخت‌تر تنهایی بازی کنند