۶ پاسخ

دقیقااا منم همینم خیلییی حساس شدم الان رو بچه برامن وزن بچم دویست گرم کمتره دوهفته از خودم شکمش کوچیک تره امروز رفتم دکتر مغزشو خوردم شکمم ک اندازه گرفت همون اندازه سونوته اینم یکی دوهفته عقبه دگ بغضم گرف اشکام جمع شد خودش فهمید دارم بزور جلو گریمو میگیرم همش میگفت چقد ت استرسی چرا اینجوری اصلا خوب نیس اروم باش هنوز تو محدوده نرماله بنده خدا مونده بود ولی خب استرس تموم وجودمو میگیره ک بگن این فسقل یچیزیش ی ذره کمه ازالانم استرس زردی و نگهداریشو دارم همش دارم فکر میکنم تحقیق میکنم همش دارم از مامانا میپرسم از همه میپرسم ک چیکار کنم خلاصه دقیقا منم همینم و نمیدونم چی می‌شه دگ

عزیزم روحیہ ے کمالگراایے دارے۔ک منم متاسفاانہ دارم۔ و واقعااا ازار دھنددہ س
سعےکن بپذیریش و باھاش نجنگے
بذار این کمالگرایے تو روزات باشہ تو کار خودتو بکن واونو فقط تماشاا کن۔۔
یہ بار ب دامش نیفت و ببین ک اتفاق بدے نمیوفتہ ااصن
و اجازہ بدہ باراے دیگہ ھم پیش بیاد و باورت بشہ ک اگ ھمہ چے تمام و کمال انجام نشہ اتفاق بدے نمیوفتہ و بازم جریان زندگے ھست۔۔۔

منم مثل شما بودم حواستون رو پرت کنید ریلکس باشید درکتون میکنم ولی وسواس زیاد به خرج ندین هر سوالی داشتین بپرسین نگران نباشین چیزی نمیشه

با خودت بگو هرچی سخت بگیرم سخت تر میشه ، من دختر عمه ام خیلی اروم و ریلکس هست بچه هاش هم ماشالا خیلی ارومن ، اینا همه میگذره و تموم میشه فقط میمونی خودت که دیگه نه جون برات مونده نه اعصاب ، چون اینجوری داری به خودت استرس و اضطراب میدی ، بسپار به خدا

عزیزم تو ی مادری درسته نگران میشی ولی نه در این حد انقدر به خودت سخت بگیری ازیت میشی

همه ما اینا رو برا اولین بار تجربه کردیم بچه ات بزرگ شه خندت میگیره رو کارات چون بچه بزرگ شه کامل خونه بهم میریزه دیگه مثل همیشه همه چی سر جای خودش نیست

سوال های مرتبط