۲۸ پاسخ

یکی از مامانا گهواره امروز میگفت ماهی ۴۰ میلیون پول مهدِ پسرمه.
دقت کنید: ماااهی ۴۰ میلیوووون
به نظرم همچین ادمی میتونه به بچه دوم فکر کنه

من دوتا دارم خداروشکر چیزی واسشون کم نزاشتیم ولی تمام هزینه ها دوبله سوبله ست و با خیال راحت واسشون نشده دستِ باز خرید کنیم. مثلا واسه خونه فلان وسیله رو نخریدیم تا واسه بچه ها لباس و کفش بخریم

راستش تنها بودن بچم و ذوقش برای بچه ها و التماس و اسرارش آویزون بودن ب بچه های اطرافیان آه و حسرتش برای آبجی داداش خیلی منو اذیت می‌کنه ولی واقعن شرایط مالی مون ب شدت خرابه و نمیتونم یکی دیگه بیارم مگه اینکه معجزه‌ای بشه برای ایرانمون

اصلا عزیزم، من دومی رو ناخواسته باردارشدم، کلی غصه شو خوردم ، مگه میشه با این شرایط افتضاع نگران آینده نشد، گناه بچه ها چیه که بخوان تو چنین شرایطی به دنیا بیان

فامیل شوهر بیان برن تو کو....

اصلاااا
چند فرزندی با این‌گرونی اشتباه محض و ظلم دزحق بچاست
یکدونه بیار مث دستهوگل‌بزرگ‌کن
ن‌چنتا ک ب گدایی بیفتی دورازجون مث زنای گهواره ک بابت هرچیزی میان اینجا و تقاضای پول میکنن

اصلاااا
چند فرزندی با این‌گرونی اشتباه محض و ظلم دزحق بچاست
یکدونه بیار مث دستهوگل‌بزرگ‌کن
ن‌چنتا ک ب گدایی بیفتی دورازجون مث زنای گهواره ک بابت هرچیزی میان اینجا و تقاضای پول میکنن

با عقل خودت جلو برو
منم اصلاااا فکر نمیکنم بچه دوم

ببین عزیزم من پسر بزرگم ۶سالش بود انقد گفت که تنهام و نینی بیار منم گفتم بزار یکی دیگه بیارم که از تنهایی دربیاد
حالا شکر خدا دوتا پسر دارم خیلی وقتا باهم بازی میکنن خیلی وقتام دعواشون میشه همون بزرگه میگه کاش اینو دنیا نمیاوردی😐
خیلی وقتا اون چیزی که میخوان واقعا نمیتونم براشون بخرم یا لباس اینا براشون قسطی میگیرم و متاسفانه همیشه زیر بار قسط و قرضم
وسایل خوراکی و ....هم که این مدت واقعا چندین برابر شده و اصلا آینده مون معلوم نیست چی میشه
گاهی میشه یک هفته یا بیشتر میوه نمیخریم یا چیزای دیگه
گاهی فکر میکنم اگه برگرمیگشتم عقب نمیزاشتم دومی رو باردار بشم💔
ناشکری نمیکنم خدا حفظشون کنه برام ولی واقعا برای کسی که وضعیت مالی درست حسابی نداره بچه آوردن اشتباهه محضه

و پوشک بسته ای ۳۸۰
عزیزم شرایط مالی میخواد دوبچه واقعا الکی نیست بجه الان اینده میخواد

اره خانواده شوهر ازاین حرفا زیاد میزنن
به منم یکیشون میگفت توفقط بیار شیرخشکش بامن ،اون یکی میگفت پوشکش بامن
خداشاهده که یکبار حتی تعارفم نزدن
خداروشکر محتاج کسی نبودیم تاالان اما این چیزا درحد حرف فقط عزیزم


الان باز میگن دومی و بیار،ازفلانی عقب موندید
این اورد اون اورد شما نیاوردید
منم میگفتم به وقتش ،یا میگم مگه مسابقس

راجب بچه اوردنم،بااین شرایط اصلا فکرشم نمیکنیم
شایداگر اوضاع بهتر شه بیاریم،دوست ک داریم قطعا
اما اقتصاد فعلا خیلی بده

یکی از مامانا گهواره امروز میگفت ماهی ۴۰ میلیون پول مهدِ پسرمه.
دقت کنید: ماااهی ۴۰ میلیوووون
به نظرم همچین ادمی میتونه به بچه دوم فکر کنه

من دوتا دارم خداروشکر چیزی واسشون کم نزاشتیم ولی تمام هزینه ها دوبله سوبله ست و با خیال راحت واسشون نشده دستِ باز خرید کنیم. مثلا واسه خونه فلان وسیله رو نخریدیم تا واسه بچه ها لباس و کفش بخریم

من بخاطر بد قلقی بچم میترسم دومی رو باردار بشم وگرنه بارداری خیلی راحتی داشتم توی نوزادی بچم هم اذیت نشدم ولی الان بشدت بدقلق و اذیت کنه

خانواده شوهرم مخصوصا مادرشوهرم‌مخالفه بچه دومه میگ خیلی اذیت میشی خیلی آدم خوبیه ب فکر. منه تازه بچه ات کوچکه میگ هفت ساله شد بعد ب فکر باش

منم مثل تو ینی یجوری گرون شده مغز ادم سوت میکشه

ادم اگ از پسش بربیاد بیاره خوبه یه بچه در اینده تنها میمونه

منکه شوهرم گفت یکی دیگه بیاریم منم گفتم اوکی فقط یک چیزی من دیگه تعقیرکردم سراولی باهات راه اومدم سنوهای ارزون میرفتم ویارامونگفتم بیمارستان بیمه رفتم پدرمودرآوردن ولی فرق کرده دیگه ازروزی که بفهمم باردارم بایدهرچی خواستم اوکی باشه برای بچه دوم خونمون کوچیک عوض کن دوخوابش کنی بیمارستان خصوصی برم و.....کلا خفه شد😑😶

نه اصلا
شوهرم دائم‌میگه بچه تنهاست
ولی من خودم‌با شوهرم اختلاف دارم و افسردگی شدید هم دارم
شوهرمم فقط به فکر خرج بچه و خودشه
هرچی بهش گفتم به من و خونه زندگی‌هم برس براش اهمیت نداره
منم تا میتونم مقاومت میکنم برای بچه

قبل گرونی و این شرایط بفکر بچه دوم نبودم

مم خودم تک فرزندم خیلی دلم میخواد یه بچه دیگه داشته باشم ولی هر جور حساب میکنم در حال حاضر از پسش بر نمیام

من پسرم پوشکش هر بستش یک تومنه
شیر خشک اگ بخوام بدم گلدن گات باید بدم دونه ای ۲-۲۵۰۰ میشه
شیر فقط باید گوسفندی بخریم

بزار بره مدرسه به پدری درمیارن..من که داغونم ...کولزک رفلاکس الرژی...هزارتا چیز دزگه..تب و واکسن و مریضی رو که دیگه نگو..اصلا فکر نمیکنم بچه های الان خیلی مشکلات دارن و بچه داری سخته من که دیگه فکرم نمیکنم

عزیزم منم حیلی بچه دوم رو دوست دارم اما نمیتونم بهش فکر کنم چون وضعیت مملکت اینطوریه اقتصاد افتضاحه حرفه اولو پول میزنه بعد آرامش خود خانواده و شرایط و آمادگی من هیچکدوم رو نمیبینم

اصلا عزیزم، من دومی رو ناخواسته باردارشدم، کلی غصه شو خوردم ، مگه میشه با این شرایط افتضاع نگران آینده نشد، گناه بچه ها چیه که بخوان تو چنین شرایطی به دنیا بیان

اصلا عزیزم، من دومی رو ناخواسته باردارشدم، کلی غصه شو خوردم ، مگه میشه با این شرایط افتضاع نگران آینده نشد، گناه بچه ها چیه که بخوان تو چنین شرایطی به دنیا بیان

اصلاااا
چند فرزندی با این‌گرونی اشتباه محض و ظلم دزحق بچاست
یکدونه بیار مث دستهوگل‌بزرگ‌کن
ن‌چنتا ک ب گدایی بیفتی دورازجون مث زنای گهواره ک بابت هرچیزی میان اینجا و تقاضای پول میکنن

کار خوبی میکنی.....
تا قبل این اتفاقات میشد بازم فکر کرد الان اصلن نمیشه بهش فکر کرد.
ما که دوتا داریم اگر بدونی چقدر غصه میخوریم

یکی از مامانا گهواره امروز میگفت ماهی ۴۰ میلیون پول مهدِ پسرمه.
دقت کنید: ماااهی ۴۰ میلیوووون
به نظرم همچین ادمی میتونه به بچه دوم فکر کنه

من دوتا دارم خداروشکر چیزی واسشون کم نزاشتیم ولی تمام هزینه ها دوبله سوبله ست و با خیال راحت واسشون نشده دستِ باز خرید کنیم. مثلا واسه خونه فلان وسیله رو نخریدیم تا واسه بچه ها لباس و کفش بخریم

یکی از مامانا گهواره امروز میگفت ماهی ۴۰ میلیون پول مهدِ پسرمه.
دقت کنید: ماااهی ۴۰ میلیوووون
به نظرم همچین ادمی میتونه به بچه دوم فکر کنه

من دوتا دارم خداروشکر چیزی واسشون کم نزاشتیم ولی تمام هزینه ها دوبله سوبله ست و با خیال راحت واسشون نشده دستِ باز خرید کنیم. مثلا واسه خونه فلان وسیله رو نخریدیم تا واسه بچه ها لباس و کفش بخریم

سوال های مرتبط

مامان 🎀رستا گلی🧸 مامان 🎀رستا گلی🧸 ۴ سالگی
سلام مامانا لطفا راهنماییم کنید من دیگ واقعا کم اوردم امروز نشستم کلی گریه کردم
رستا تا پارسال ک بچه تر بود خیلی حرف گوش کن تر بود الان هرروز پارک ک میریم موقع برگشتن انقدر گریه میکنه حد نداره درحالی ک دوستاشم برمیگردن
امروز وقتی از کلاس برمیگشتیم دستمو ول کرد دوید سمت پارک منم پشت سرش همش داشتم صداش میکردم ی دفعه ی ماشین ب زور خودشو نگهداشت نخوره ب رستا😭انقد حالم بد شد گریه کردم حد نداره همش تصور میکنم اگ ماشین بهش میزد چی میشد
درحالی ک من هرروز بدون استثنا پارک میبرمش دوستای زیاذی داره تو خونه هم ی دیقه نمیشینه همش بااسباب بازیاش بازی میکنه نقاشی میکشه هفته ای دوبار هم کلاس میبرمش
اخرهفته ب باباش میریم بیرون
این بچه چی کم داره ک انقد منو اذیت میکنه
دیگ ی جوری شده موقع برگشتن همه دوستاش میگن رستا ببین ماهم داریم برمیگردیم حالا این جیغو داد ک من نمیام
با هزارتا روش و گول زدن میارمش
باباش میگ از امروز هرروز نبرش هفته ای دو بار سه بار ببر انقد هرروز میره اینجوری شده
واقعا دیگ کم اوردم مخصوصا این هفته ب شدت اذیتم کرده
مامان حیدر مامان حیدر ۴ سالگی
سلام امروز ی فاجعه بزرگ ازسر گذروندم
میدونم شاید انرژی منفی باشه ولی دلم میخوادبهتون بگم
ازوقتیم ک اتفاق افتاده ی لحظه تنهانموندم چون فکرو یاداوری بهش دیوانم میکنه غروب ازکلاسی ک داشتم درحال برگشت بودم ب همراه یکی ازدوستان ک بچشون کوچیکه پسرمو اون خیلی باهام بازی میکنن همش باهم برمیگردیم
دیدم مغازه ای هس بخاری بدون دودکش داره رفتم بپرسم قیمتش چندوچطور
ازاین خاطرم جمع بودک اون همزمان مراقب بچه خودشه مراقب بچه منم هس دیگ وگرنه من بچمو توی مغازه ۳در۳چارچشی مراقبم ب این خانم اطمینان داشتم
نگومراقب نبودواصن براش مهم نبود رف توی مغازه دیگ 😭
بچم همین مسیرک اومدیم روبرمیگرده و پشت ی خانمی میره ک میره
من بعداز دودیقه اومدم بیرون دیدم دم درایستاده میگه بچه ت کو
گفتم ینی چی کو باشمابودا
اون لحظه نفهمیدم چی شد واقعا😭قلبم هزار پاره شد ب معنای واقعی
فقط صداش میزدم نمیدونستم اصن کدوم طرفی برم 😭😭😭
ازکی بپرسم 😭😭😭
حتی نکرد باهام بگرده وایساد نگاهم کرد
منم مث دیونه ها دنبال جیگرگوشه م بودم 😭😭😭😭
بعداز چن ثانیه پسرمو بغل گرفتم الحمدالله
خدا خیربده اون آقائه رو

ولی دیگ من اون ادم میشم ن
پسرم اون بچه قبل میشه ن
😭😭😭
خودم کردم 😭