۱۲ پاسخ

چراگوشی دست بچه هامیدین که ازاین کلیپاببینن یه دوست دارم بچش سه سالشه مدام تواینستا میگرده گوشی دراختیارشه خیلی واسه بچه بده
من حتی واس پسرم بازی دانلودمیکنم نگاه میکنم آیا مناسبش هست یانه اونم فقط روزی نیمساعت

عزیزم ترسش بردار. ی ماهیتابه روحی بزار رو گاز داغ داغ بشه. ی سوزن چهار بار دور سرش بچرخونید بگو ترسش از جن و انس و پری و انسان ناپاک بر میدارم بنداز تو ماهیتابه. ته استکان با ی قاشق و نصفی آب نمک درست کن آبش خیلی کم ته استکان باشه. ماهیتابه داغ بگیر بالا. سرش آب نمک یهو بریز. عکس چیزی گ ترسیده میوفته بعد با آب سرد بشور بره. ی تخم مرغ بردار. با ی ماژیک اسم کسایی ک دیدنش بگو علامت بزن. بعد بنداز تو مشبا گره کن خودش با پاش بره روش با سنگینی بدنش بشکونه بنداز،دم در خونتون

سلام عزیزم براش دعا بگیرید درست میشه ترسش میریزه

بچه های همه ترسیدن دختر من میره تو کوچه شبا تا ساعت ۱۰ هرچه بهش میگم نرو بچه دزدا میبرنت به حرفم گوش نمیده میگم توگوشت گوشوارس دزدا میدزدنت میبره گوشواره تو میگیره خودتو میکشه اصلا نمیترسه من دنبال یه چیزی هستم که بچه هام بترسن نرن بیرون خیلی گریه میکنن بزار بریم پسرم ۳ سالشه میگم زیاد بیرون نرو ازپله ها میوفتی میمیری من پرهام ازکجا کنم میگه اشکال نداره یکی دیگه میخریم😶یامیگم بیرون نرو دزدا میدزنت من دیگه پسر ندارم میگه اشکال نداره یکی دیگه میخریم پسرم که ماشاالله هرچه بگم میگه یکی دیگه میخریم ولی دخترم چیزی نمیگه فقط گریه میکنه بزار برم

پسر منم میترسه شبها پیش منه

رادمان منم همینه پیشش بخوابید یه مدته بعد خوب میشع منتها رادمان تا بهتر میشه دوباره گوشی بع دست میشع روز از نو روزی از نو

عزیزم پارسال من پسرم رو مهدی ثبت نام کردم که خدماتیش یه روانی بود و دست بچه رو کشید.از اون موقع پسرم همیشه بهم میچسبید و از غریبه ها میترسید.من دو بار با روانشناس کودک توی دکتر اسنپ تماس گرفتم.راهکار دادن.خیلی زمان برد تا درست شه.اما کم کم درست شد.شاید بین شش تا نه ماه زمان برده باشه.اما کم کم.صبوری کن.به راهکارهایی که روانشناس میده توجه کن و دستکم نگیر

باکتاب داستان براش بگو بیشترمیفهمه

والا دختر منم تو شبکه پویا کارتن دیده ترسیده،دیگه ب تلویزیونم نمیشه اعتماد کرد ،از گرگ ترسیده ک میخواسته ب ادما حمله کنه ،تاریک ک‌میشه میگه الان گرگا میان

ولله بسر من مليپ هم نديده همش تا جراغا تا يك ميشه ميگه هيولا اومده يا ميگه خيوون وحشي اومده مارو بخوره
هرچي ميگم اينجا خونه ما سه تاس بحز ما عيچكس نمياد اينحا
ميگم ه كي بخاد بياد اول زنگ ميزنه
حيوون وحشي توو جنگلهاي دور زندگي ميكنه
هرچي توو روشنايي توو خونه ميبيني توو تا يكي هم همونا هستن چيز ديگه اي اضافه نميشه
هيولا يه چيز الكيه
همشم كا تون ميبينه كه بچه ها از عيولا ميت سن و چراغو روشن ميكنن ميبينن مثلا ستيه هودشون بوده و اينجور چيزها بازم ميگه ميدونم ولي بازم ميترسه منم بهش غشار نميارم تنهاش نميذارم ميگم اقتضاي سنشه اين دوره هم ميگذره

دختر بزرگ منم اینجور شد گوشی دستش بود تو روبیکا داشت کنار خودم اسلایم نگاه میکرد یهو تو یکی از کلیپ ها یه تصویر زامبی وحشتناک اومد از اونروز دیگه دستشویی هم تنها نمیره شبا هم خیلی وقتا می‌ترسه گریه می‌کنه.من تنها کاری که میکنم سعی میکنم حواسش رو پرت کنم و بهش میگم بیا از خدا کمک بگیریم و قرآن می‌خونیم و میگیم خدایا فرشته هاتو بفرست مواظب سارینا باشن باز یکم آروم میشه.ان شاالله که یادشون بره.

از روانشناس کودک کمک بگیر
یا زنگ بزن ۱۵۸۰ یا ۱۴۸۰

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
سلام‌مامانا خوب هستید ؟؟؟
من دوتا سوال دارم راحب دلوین تو دوتا تاپیک میزارم‌ چون اینجا هر دورو بزارم همه کامد جواب نمیدن برای همین جدا جدا میزارم
میگم که من بین دوقلوهام ماهاین فوق العاده دختر حرف گکش کنی هستش اصلا لجبازی نداره حرفمو گوش میده شاید گریه کنه یا مثلا بهش برخوره یا چی
ولی دلوبن به هیچ عنوان به حرفم‌گوش نمیده من واسا آیندش می ترسم می ترسم که یه دختر یاغی و سرکش بار بیاد فردا پس فردا از تو خیابونا جمعش کن‌
خدا ازم دور کنا البته بارها شوهرم گفته اگه از الان جلوش واینسی فردا بدتر میشه یه خورده اینکارشم از دختر خالش یاد گرفته من خیلی ناراحتم آخه دختر خواهرمم ۱۰ سالشه چه من چه مادرش حرفی بهش بزنیم برمی گرده پرخاشگری می کنه شدید به خصوص به مامانش خیلی بد حرف می زنه بعد از وقتی دلوینم اینو میبینا یاددگرفته من دلم نمی خواد رابطه ی خواهریمون به خاطر دخترامون به هم بخوره هفتا ای یه بار خونه ی مادرم هم دیگه رد میبینیم اینم میبینی الگوبرداری می کنه و دقیقا همون رفتارو با من می کنه خیلی پرخاشگری می کنه مثلا الان بهش گفتم وقته خوابه باید دیگه بخوابید ماهاین قشنگ رفت تو تختش ولی دلوین شروع کرد بد و بیراه گفتن و هوار کشیدن سر من آخه چرا بچه ی من نباید از من حرف شنوی داشته باشه الان که ۵ سالشه اینه وای به حال دوران بلوغش مثلا می خواستم شیاف بزارم واسه ماهلین بردمش تو اتاق که براش بزارم دلوینم بدو بدو دنبال ما اومده میگم‌تو کجا میگه می خوام بیام هرجی میگم زشته و بده حرف تو گوشس نمیره خداشاهده پشت در وایساد ابنقدر گریه کرد و جیغ زد که نگو من واقعا درمونده شدم چطور باهاش رفتار کنم بارها پدرش بهش تذکر داده با اینکه ازش حساب می بره ولی تو گوشش نمیره کسی می تونه منو راهنمایی کنه؟؟