۱۸ پاسخ

پسر منم همین بود فقط زیر سینه میخابید امکان نداشت جدا بخابه
روزای اول لالایی میکردم
الان هنوزم عادت داره بیاد بغل من بخابه باید کنارش باشم تا خوابش ببره حتی دوست داره دستشو بزاره رو سینم مثلا فک میکنه من نمیفهمم😄 دستشو باز برمیدارم

بغلش میکنم مث حالت شیر دهی راه میرم بخابه، یا روی پا

دختر من شدیدا وابسته بود شیر قبل از خواب رو که قطع کردم شبا عذاب میکشیدیم دوتامون تا بخوابه دیگه مامانم انقدر گفت تا بردم ی دکتر ملاتونین داد که کاشکی زودتر برده بودم انقد زجر نمیکشیدیم.از اون ب بعد ملاتونین رو دادم تا ی شیشه کاملش تموم شد دیگ خواب مستقل رو به کمک اون یاد گرفت تا ۱۰ساعت تخت میخوابه.از بدو تولدش تا همین قطع شیر ی شب درست نخوابیده بودم راحت شدم

خودش کنارم دراز میکشه و میخوابه

من لالایی میخوندم براش کمرشم ماساژ میدادم خوابش میبرد

هیچی پیشم میخوابه یوقتا قصه میگم یوقتام نه

شکمش میبوسیدم تا بخوابه

اول این عادت رو ازش گرفتم که بدون شیر خوردن بخواب قبلا خوابش بهش شیر میدادم دیگه نمیدادم تا وقتی عادت کرد بعد دیگه شیر ندادم

شب اول رو پا
خواب ظهر فردا تو بغل سرپا
از فردا شبش دیگه رو پا نموند
یا نشسته گرفتم تو بغلم یا درازکش بغلش کردم گفتم باید بخوابیم
خونه هم تاریکی مطلق باشه

رو تاب میخوابونم دوروزه تازه شروع کردم از شیر بگبرم

بنده ک سه ماه بیخوابم ازشیرگرفتم نمیخابه همش روپام

ی هفته قبل از اینکه از شیر بگیرمش شیر میدادم بهش بعد میزاشتم روپام بعد چندروز عادت کرد وقتی از شیر خاستم بگیرم این معضلو نداشتم

روپام میخابه اوایل ترک شیر دارم کم کم عادتش میدم کنارم بخابه خودش گاهی اوقات میخابه

چند شب اول حسابی بازی میکرد میبردمش بیرون توی طول روز خستش میکردم شب میگفتم بیا پیش هم بخوابیم بغلش میکردم میخوابید

روتاب

چند روز اول به سختی می‌خوابید روی پام بعدش دیگه عادت کرد الان یا روی پام می‌خوابه، یا روی شکم می‌خوابه من کمر و سرش رو ماساژ میدم لالایی میخونم میخوابه

یا پروردگارررر چ سخت

کنارش دراز میکشیم تا بخوابه

سوال های مرتبط