تجربه زایمان پارت هفتم❌

خلاصه ک ساعت ۳ شب من ۸ سانت شدم و ده دقیقه بعدش فول شدم بردنم اتاق زایمان و ساعت ۳ ونیم شب مرسنای قشنگم بدنیا اومد زایمان خیلی خیلی سختی داشتم ۱۲ ساعت درد کشیدم اونم درد با فاصله کم از اولش با شدید شروع شد دردام ۳ ونیم دخترم ب دنیا اومد بعدش شروع کردن ب بخیه زدن بدترین و دردناک ترین لحظه زندگیم بود دوتا بی حسی زدن ولی اثر نمیکرد برام داشتن میدوختن و من حس میکردم من سر دردام جیغ نکشیدم فقط گریه میکردم ولی سر بخیه هام تحمل نکردم انقد جیغ میکشدم خیلی سخت بود و دکتر میگف من میدوزم پاره میشه ساعت ۳ ونیم شروع کرد ب بخیه زدن ساعت ۵ تموم کرد فکرشو کنین نزدیک دو ساعت من دوباره درد بخیه رو کشیدم خیلی بعد بود خواهش میکردم زودتر تموم کن دارم میمیرم دکتر خودش دلش سوخت و این ک من بخیه زیاد خوردم ۱۵ تا بخیه خوردم پروسه بخیه زدن از درد زایمان بدتر بود ساعت ۵ تموم شد و من دیگ کلا حال نداشتم سرمو تکون بدم آوردنم بخش دخترمو دادن بغلم ب کل سختیا می ارزید🥹❤️🫂اینم از تجربه زایمان من اگ برگزدم ب عقب قطعا سزارین انتخابم بود زایمانم خیلی سخت بود رسما مرگو ب چشم دیدم و این ک الانم بخیه هام چند تاش باز شده و من بشدت از بخیه زدن میترسم و شده کابوسم برا همون هنوزم نرفتم پیش دکترم دارم پماد استفاده می‌کنم اگ راه حلی دارین برا جوش بخیه ک نتیجه گرفتین ممنون میشم بگین🥲

۱۲ پاسخ

خیلی تجربت تا فول شدن مشابه من بود
برا من ۱۶ سالت طول کشید
ماماهمراه خیییلی کمکم کرد
با ورزش پیشرفت میکردم

چقد ازیت شدی خدایی خیلی سخت بوده زایمانت😢😢

آدامس کوهی دود کن شلوارتو بده پایین دودش قشنگ خشک میکنه منم ۱۳ تا بخیه خوردم تا مقعد ۱۸ ساعت دردکشیدم تجربه زایمانم نوشتم

عزیززممم تجربتو خوندم چقدررزجر کشیدی🥺🥺خداروشکر که گل دخترتو صحیح و سالم بغل گرفتی و واقعا ارزششو داره انشاالله جوجت بشه قند روزای تلخت و همه ی سختیایی که کشیدیو یادت بره🥹💖

دکترت کی بود؟کدوم بیمارستان بودی؟

عزیزم مبارکه منم تجربه زایمانم گزاشتم
من 😅۲۴ ساعت درد کشیدم شدید واقعا سختی زایمان به همین پرووسه باز شدن دهانه رحم وگرنه دنیا اومدن بچه شیرین ترینشه
اگه پروسه زایمان من حداقلش دوساعت طول میکشید همین الان برنامه دومی بچه داشتم 😁😁

میخواستم فردا برم معاینه شم حالا جرات همونم ندارم دیگه

وای چ تجربه سختی من مقصر رو دکتر میبینم ک کیسه آب رو پاره کرده
بعد آمپول فشار خودش درد ها رو زیاد میکنه
داشتن ماما خوصوصی یا همراه هم میتونسته کمک کننده باشه

تو این خراب شده طبیعی زجرآورترینه همون سزارین بهتره

خاک تو سرشون ک انقد عذابت دادن و بی رحم بودن خدا لعنتشون کنه. باید ماما همراه میگرفتی حداقل 🤦‍♀️

ورزشم کرده بودی تو بارداری؟

بیمارستانت دولتی بود؟
دکترت دکتری بود ک طی بارداری باهاش بودی؟
ورزش کرده بودی؟

سوال های مرتبط

مامان ژین مامان ژین ۱ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 4😩
بعد من با خودم گفتم چ خوب دردام تموم شد بچم هم زود امد دیگه راحت شدم ولی نمیدونستم چی به سرم امده کلا پاره شدم یه پرستار میگفت زور هاش قوی بود یکی هم میگفت زیاد برش زدیم خلاصه گفتن کلا پاره شدی باید بخیت بزنیم 😶‍🌫️🤦🏻‍♀️و عذاب من شروع شد
دوتا دکتر و دو تا پرستار قشنگ بثات اتاق عمل رو اوردن لامپ آوردن بهم مورفین زدن و شروع کردن من ساعت 9:45دیقه زایمان کردم انقد منو بخیه زدن انقدر داد کشیدم تمومی نداشت بخیه ها من خمش میگم تورو خدا کی تموم میشه میگن هنوز مونده خلاصه تا دوستعت شاید هم بیشتر بخیم زدن یا هم‌ من انجور فکر میکنم چون بخیه ا که تموم شدن دکتر رفت دیدم ساعت 1ظهره انقدر سر بخیه ها عذاب کشیدم من میدونمو خدا خیلی وحشتناک بود خیلی اگه میدونستم انقدر عذاب میکشدم هیچ‌وقت زایمان طبیعی رو امتخاب نمیکنم
برا من خیلی سخت گذشت نمیخوام بترسونمتون شاید هر بدنی جوریه ولی بازم خیلی سخته خیلی
بعد من اونقدر خونریزی داشتم که رنگم مث گج شده بود فشارم امده بود پایین هرچی امپول زدن چیزای شیرین خوردم بالا نمیومد تا ساعت 2شب همون اتاق زایمان موندم تا فشارم نرمال شد منو دادن بخش بعد گفتم امشب تحمل میکنم فردا میرم خونم ولی......ادامه پارت 5
مامان دنیز کوچولو🥺💋 مامان دنیز کوچولو🥺💋 ۱۳ ماهگی
بعد سه روز اومدم تعریف کنم
من چند روزی بود درد داشتم و یک سانت باز بودم دوشنبه من ۳۴هفتع و ۶روز بودم یهو حس کردم کیسه نشتی داره رفتم معاینه کردن گفتن ۳سانت هستی کیسه نشتی داره زایمان میکنی سر بیمه اذیت شدم اومدم علوی شب نه بستری شدم درد نداشتم انقباض نامنظم تا سه صبح بعد یکم دردا مرتب شد ساعت شیش اومدن کیسه رو پاره کنن پاره کردن درد اصلی شروع شد درد کشیدم یک ساعت واییی خیلی سخت بود زور نداشتم بچه نمیومد به زور اومد بخیه زدن داستان من از اینجا تازه شروع شده رگ از داخل پارع شده بوده و بخیه نزده بود رگ خونریزی کرد طی نیم ساعت اندازه یه هندونه لابیا ام باد کرد دردی که اون داشت زایمان اصلا نداشت مردمممم یعنی واقعا بخیه ها که مینداخت من حسشون میکردم بردن اورژانسی اتاق عمل با بیحسی اسپاینال کورتاژ کردن بخیه هارو کشیدن از اول زدن برام خیلی سخت بود دو روز کامل دراز بودم سوند و پنس داخلم بود نمی‌تونستم تکون بخورم یعنی واقعا دهنم سرویس شد هم طبیعی هم سزارین شدم خیلی اذیت شدمممم خیلییی
مامان سویل🫀👼 مامان سویل🫀👼 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
رفتم اتاق زایمان ساعت ۹ و ۵۵ دقیقه بود دراز کشیدم رو تخت روی پاهام و شکمم پارچه انداختن روی واژن کلی بتادین ریختن بهم گفت عزیزم اماده ای بی حسی بزنم گفتم اره با امپول بی حسم کردن و برش زدن در حد ۷ ۸ تا زور سر دخترم اومد بیرون و دراوردنش 🥺
اون لحظه که میکشنش بیرون خیلی خس خوبیه ادم سبک میشه و واقعا درداش کم میشه بعدم دو سه تا زور و دو سه تا سرفه محکم کردم جفت اومد بیرون
دخترم گذاشتن رو سینم کلی قربون صدقش رفتم با صدای من اروم میشد.
۱ ساعت و ۴۰ دیقه بخیه ام طول کشید به گفته ماما که ۵ لایه بخیه خوردم
تو طول بخیه زدن دخترم رو سینم بود. بعد بخیه اوردنم اتاق وسایلامو جمع کردم لباسای دخترمو پوشوندیم شکممو فشار دادن هرچی خون و لخته بود ریخت بیرون ، لباسای بخش رو اوردن پوشیدم اوردنم بخش ساعت ۱۲ شب بود. الانم دارم مرخص میشم
از زایمان بخوام بگم درد نداره دروغ گفتم درد داره ولی مونده به تحمل هرکسی الانم بخاطر بخیه هام نشستن سخته برام 🫠
انشالله قسمت همه چشم انتظارا
مامان ریحان و نی نی مامان ریحان و نی نی روزهای ابتدایی تولد
آخرش طاقت نیاوردم گفتم اپیدورال میخام
تا زنگ زدن دکتر بیاد و اپیدورال انجام بده ده دقه ای طول کشید دیگه دردام ب اوجش رسیده بود ولی دهانه رحم همچنان روی چهارسانت و پنج سانت بود
دکتر اپیدورال خیلی بیشور بود اصلا ازش راضی نبودم من تمام بدنم درد بود میلرزیدم صبر نکرد لرزش بدنم متوقف بشه تو فاصله بین دردا تزریق کنه همینجوری زد فقط( شاید برا همون بود ک احساس میکنم اصلا خوب سر نشدم دردم کم شد مثلا از ده شد چهار ولی باز حس داشتم مخصوصا موقعی ک دنیا اومد و موقع بخیه)
خلاصه اپیدورال زد و سریع فول شدم و چند دقه بعد دنیا اومد بچم ولی برخلاف همه سونوها سه کیلو بیشتر نبود بچم.
بچمو گذاشتن رو سینم و ماما شروع کرد بخیه زدن هی گفتم بخدا من حس دارم سوزنو میزنی حس میکنم میگفتن تو اپیدورال شدی چجوری حس داری
بخدا همه بخیه ها رو حس کردم مخصوصا لایه آخر روی پوست خیلی درد داشت ولی باز من با خودم فکر میکردم دردش از درد چند ساعت پیش ک کمتره تحمل کن تموم میشه
و تموم شد و با بچم رفتیم ریکاوری.
اما جای بخیه هام همونجا تو بیمارستان ورم داشت تا هنوزم ورم داره گفتن طبیعیه خوب میشه و منتظرم ببینم کی خوب میشه