۲۶ پاسخ

عذاب وجدان دیگ چرا

دیگ باید فکر اینجا هم میکردی ک باردار نشی
حالا ک شدی دیگ بهش فک نکن
به این فک کن ک با هم بزرگ میشن و رفیق خوبی میشن
ب این فک کن ک یکبار سختی میکشی دیگ راحت میشی

وای تو این اوضاع مملکتی دیگه حامله نشین.😂

به نظر من بهترین هدیه برای بچه همبازیه. اتفاقا الان باید خوشحال باشید.
بچه نعمت خداست. خیلیا می‌خوان اما نمیشه ..

سخته.واقعا .فقط خودت بایداعصابت بکشه به قندک برسی

حالا من میبینم پسرم همش دوست داره یه بچه باشه بازی کنه اصلا بچه میبینه همش میره پیشش میگم بچه دوم بیارم ایشالا خدا دوباره فرزند سالم و صالح بهم بده

عزیزم این تفکرا یه بخشیش بخاطر تغییرات هورموناته سعی کن حواست پرت کنی روحیه و امیدت حفظ کنی

مبارک باشه، بزار یکم که از آب و گل در اومدن همدم و همزبون هم میشن خستگی و فکر و خیال این روزا میگذره، مگه ما زیر سه سالگیمون یادمونه ، وقتی محبت میکنی و کم نمیزاری نصف بیشتر راه محبت کردنو رفتی و به فکرشونی خیلی مادر خوبی هستی معلومه.

منم ناخواسته باردار شدم دخترم همسن پسر شما بود ولی خدا را شکر الان اوضاع بهتر شده اولاش یکم سخته ولی خدا را شکر میکنم که سقط نکردم

عزیزم فکر کن بازی دو تاشونو با هم میبینی چقدر قشنگه همه خستگی‌های آدم در میره 😍منم اگر شرایط شو داشتم حتما یه بچه دیگه میاوردم دختر من عاشق بچه هاست هم به نظرم تفاوت سنی زیاد بین بچه ها خیلی خوب نیست

من وقتی بچه دومو باردار شدم همینجوری بودم ولی الان وقتی باهم بازی میکنن همو دوستدارن میگم خداروشکر دوتا آوردم تنها نیستن

بهترین هدیه رو داری میاری واسش چرا ناراحت؟فاصله سنی من و داداشمم همینقده،الان جونم به جونش وصله.. همه زندگیمه بهترین خاطرات خوشم‌با داداشم بوده بچگیمو قشنگ کرد

منم باردارم اولش از غصه داشتم میمیردم اخه سرکلاژی هم هستم🙂

بنظرم اصلا به خودت سخت نگیر. خدا بزرگه کمکت میکنه. اونا هم با هم کنار میان میشن دو تا رفیق. البته که خیلی مدیریت شما مهمه که بهم حسودی نکنن و رقیب نشن... ولی در کل برای روز زایمان هم نترس کو تا زایمان. جدا از این بچه بهتره هر از چند گاهی پیش یه آدم امن بمونه که هم خودش حس استقلال رو تجربه کنه هم مادر نفس بکشه. شما این زمان رو الان داری؟ اگه نداری بهتره کم کم ایجادش کنی از یک ساعت تا چند ساعت. مثلا من میذارم خونه خواهرم، دو تا بچه داره اینقد باهم بازی میکنن که حسابی پسرم شارژ میشه. شما هم کم کم با برنامه این کار رو بکن که ان شاءالله یهو روز زایمان دلتنگی به جفت تون فشار نیاره. راستی اینم روانشناس برای تربیت فرزند میگفتا از خودم نگفتم

عزیزمممم تو باید خوشحال باشی که برای پسرت یه دوست میاد حالا بزار مدرسه برن ببین چجوری ب درد هم میخورن😍خدا نعمتشو به هرکسی نمیده به شما پشت هم داده که حالشو ببری

و منی که توی شوکم هنوز آزمایش نرفتم نمیدونم چی میشه

شوهره منم گیر داده تولد ۲ سالگی ببعد باردار شو.ولی از تنهایی میترسم هیشکی ندارم اینجا مراقب پسرم باشه حداقل دو روز بیمارستان برم

حق داری عزیزم واقعا برا بچه اول سخته مخصوصا تو این سن ک ب مادر و انرژی نیاز داره سعی کن تو این نه ماه خیلی کنارش باشی چون بعد زایمان تنهایی بچه اول آزارش میده شما هم دیگ اونموقع دور بچه کوچیک و ........هستید برا همین الان خیلی براش جبران کن اونموقع هم مدام هواشو داشته باش

عزیزم به این فکر کن ،اون بچتم عین همین دوستش داری،براش وقت میزاری...
اصن فکر کن دوتا از همین داری ،ببین!
اصن دلت نمیاد بگی یکیشون نباشه...
عذاب وجدان که نداره...

من انقد گریع میکردم برا روز زایمانم ولی خداروشکر گذاشتم پیش خواهرم رفتم مادرم پیشم بود تو بیمارستان سزارین بودم به خاطر دخترم روز چهارم عمل سر پا شدم از روز هشتم عمل بغلش کردم اصلا فکر این چیزا نکن یه جوری مث برق میگذره تازه پسرت ۱۵ماهسه تااون یکی بیاد دو ساله میشه بزرگ میشه دیگه اصلا نگرانی نداره

۹سال پیش پسرم ۱سال و۳ماهش بود ناخاسته باردار شدم وبخاطرهمین فکرا انداختمش چون توهمون هفته های اول کلی بی حال شده بودم اصلا نمیتونستم کاری کنم وقتی پسرم ۹سالش شد وچون دوس نداشت تنهاباشه باردارشدم دوباره

عزیزم دختر من همش سه ماهش بود حامله شدم دوباره الان دخترم ۱۶ماهشه دختر کوچیکم ۳ماهسه منم دقیقا عین تو بودم ولی الان با برنامه پیش میرم بچه ها چیزیشون نمیشه فقط خود آدم کم میاره از خستگی من خودم له له میشم این وسط بچه هام خوبن

ادم اولش اینطوره بعدکه اون به دنیابیاد تمام این حسا تغییرمیکنه

خیلی سخته از عذاب وجدان گذشته سختی وتا بچه پشت هم آدم سرویس میشه خدا کمکت کنه

من همش نگرانم تو فکر دومی ام که چجوری اینو تنها بزارم و فکر دومی باشم دیگه اینو شدی بیخیال شو عذاب وجدان نگیر خدا بزرگه

چقدر این حرفا واسم آشناس چقدر درد خودم رو بیان کردی 💔

حالا مونده عذاب وجدان🥲🥲
دیگه شدی فکر و خیال نکن

سوال های مرتبط