۲۴ پاسخ

کاشکی کسی راه حلی داشته باشه منم به همین درد گرفتارم

از اول کنارش نشستی و باهاش بازی کردی درسته؟

چه اسباب بازیش جالبه ندیدم تا حالا چقدر و کجا گرفتی؟

عین دختر من🥲هیچ کاری نمیتونم بگنم

ای قلبم خوبه که پسر من اصلا نمیشینه بازی کنه

وااااااااای پسر من ............ 🤦‍♀️

چقددد ما

پسر منم همینه🥲
هر جای خونه هم بخواد بره دست منو میگیره با خودش میبره
خیلی سخته🥲🥲

آخی.شلوارش چه بانمکه😍

از یکی دو دقیقه شروع کن عزیزم
بگو اینجا بشین من الان میام و واقعا بعد یک دقیقه برگرد بگو من برگشتممم
همینطوری کم کم تایمشو زیاد کن
و تو مدتی که ازش دور میشی باهاش صحبت کن
البته اینا همه برای شرایط عادیه ، یه روزایی بچه ها دوست دارن بیشتر به مامان بچسبن حتی بازی هم نکنن و طبیعیه

دقیقا پسر منم همینه

پسرم منو هم جز اسباب بازیاش میدونه🤣🤣از سروکول من میره بالا. میاره رو من میچینه صندلی میاره میذاره رومن میشینه روش

منم دخترم همینه هی میگه مامان بیا مامان پاشو خدا شاهده ی ثانیه نمیذاره نفس بکشم اخر شب قاتی میکنم دیگه

ا چه جالبن اینارو از کجا خریدی؟؟؟

چه اسباب بازی جالبی
چند گرفتی گلم

والا انیلم همینه

پسرمنم همینه همش آویزون منه

چه اسباب بازی باحالی اسمش چیه چند خریدی

دختر منم دقیییقا همینه هرجای خونه بره منم کشون کشون میبره ،هیچکاری نمیرسم بکنم بعد جالبه همین بچه با پرستارش اینجوری نبست .خودش میگه اصلا با من کاری ندارهذفقط دورادور نگاش میکنم .

عزیزم این اسباب بازی شو چ قیمتی خریدی؟

عین پسر من

من پسرم بازی نمیکنه تمام فکر و ذکرش اینه بره آشپزخونه کابینتا بهم بریز بره از میز تلوزیون بالا اینه هارو تمیز کنه

اخی دلش هم بازی میخواد

خدا شاهده دختر منم همینه
الان داشتم بادمجون سرخ میکردم از بغلم پایین نمیومد تا برم بشینم پای بازیش
اخر ول کردم همچی رو🫠

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۱ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲