۱۵ پاسخ

بعدش میتونه غذا بخوره؟ ما دیروز سر این دوتا بستنی خوردن جنگ داشتیم با رزا آخرش هم سر یک و نیم بستنی توافق شد ولی غذا نخورد🚶🏻‍♀️

عزیزم
چطوری عادت داره تل رو سرش باشه؟؟

پیام شمارو دیدم یاد پسر خودم افتیدم😂
تولد پارسالش مادرشوهرم مخواست یه چیزی به درد بخوره بخره رفت واسش پتو خرید ،بعدمن چندهفته پیش یک هفته خونه نبودم اینجاکه باهاش حرف مزدن بهش گفتن این کادو تولدت بوده ، حالا صب تاشب توخونه هی مگه ببین این کادو تولد من بوده ببین چقدر نرمه🤣
یا یکی که زنگم مزنه گیر مده بهش بگو بردیا مگه این کادو تولدشه تا من نگم ول نمکنه🤣🤣🤣 حالا من یه بار زنگ استادم زدم این وسط این بچه گیر داده بگو یه اوضاعی دارم🤣🤣🤣🤦‍♀️

وای🤣نوش جونش

کااابون دخملک ناااز و گورباگه ش😭😭😭😭❤️❤️

پسر منم هر روز میگه زنگ مامانی بیزن
بعد زنگ میزنم حرف نمیزنه فقط دوست داره گوش بده و بخنده😅

فداش بشممم چقدرررر شیرینن این بچه هااا خدایاااااااا😍😘😘😘😘

ای خوداا😍😍

ای خدا من غش کردم واسش دختر ناز دوست داشتنی گورباگه تو چه قشنگه خاله ..نوووش جونت عروسک بستنی خوشمزه

فقد لپپپپاشششش آخ

نوووشش جون عزیزم

نوش جونت کوچولو 🥰

نوش جونش

ناز نازی

نوش جونش 🤣❤️🥹

سوال های مرتبط

مامان Liam👼🍭 مامان Liam👼🍭 ۲ سالگی
سلام مامانا خوبین
نمیدونم تا حالا برا شما هم پیش اومده یا نه
چند روز پیش با لیام داشتیم پیاده میرفتیم خونه مامانم منم طبق معمول دست لیام رو گرفته بودم باهم همقدم داشتیم راه میرفتیم بعد ی خانومی داخل ی مغازه ای بود لیام بهش لبخند زد و رد شدیم یکم ک جلوتر رفتیم خانومه اومد پیشم گفت میتونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم گفتم بفرمایین گفت بهتون تبریک میگم شما مامان فوق العاده ای هستین گفتم ممنون چطور؟گفت از طرز گرفتن دست پسرت ک اجباری نیس و اینکه همقدم باهاش راه میرین و جوری راه نمیرین ک بچه دستش کشیده بچه و ب اصطلاح بچه رو بکشین پتتون و اینکه وقت میزارین بچه اطرافش رو ببینه ماشینارو نگاه کنه با آدمای اطرافش تبادل احساسات داشته باشه

تا ب الان چندین مورد ازین تجربه ها داشتم یا اینکه مثلا لیام رو برا عکاسی بردم هم سال اول هو سال دوم تولدش
هر دو سال رو تم تولدش رو خودم زدم خانوم عکاس هر دو سری میگفت ک مامان خیلی خوبی هستی
و یادمه روزی ک برا انتخاب عکس رفته بودم بهم گفت من مجردم ولی دوسدارم هر وقت ک ازدواج کردم و بچه دار شدم مثل شما باشم از نظم شما مامان با حوصله ای هستی با پسرت مثل ی دوست رفتار میکنی با بچت بچگی میکنی مهربونی حتی وقتی داری راجبه پسرت حرف میزنی همیشه لیام جون میگی هیچوقت لیام نمیگی
بعدش من با تمام این تعرف هایی ک میشنوم بیشتر احساس بدی میگیرم نمیدنم چرا حس میکنم مامان خوبی نیستم دعواش میکنم داد میزنم
ولی تا ب الان نزدمش ولی خب پسر من بشدت شیطونه