خب میخوام تجربه ی زایمانمو بزارم براتون اما اینو بگم که صرفا یه تجربس و قرار نیس برای همه پیش بیاد پس نترسین ولی میگم تا مث من ریسک نکنین چون از همه چی مهمتر جون بچه هامونه🙂‍↔️❌❌
#پارت_۱
من از هفته ی ۳۵ پیاده روی و ورزش هامو شروع کردم شیاف گل مغربی میزاشتم گاهیم رابطه بدون جلوگیری داشتم و هرشبم خاکشیر میخوردم در کل تلاشمو میکردم ک زایمان طبیعی راحتی داشته باشم اما مشکل این بود دهانه ی رحمم باز نمیشد
تا ک جمعه ۱۹ دی(چهل هفته تکمیل) رفتم پیش مامای خصوصیم و معاینه کردو یک سانت بودم شیاف گل مغربی گذاشت داخل رحمم ‌و ان‌اس‌تی گرف که خوب بود بعدشم گف که فردا یه سنوی بیوفیزیکال بگیرم و بیام بهش نشون بدم تا تصمیم بگیریم که منتظر بمونیم دردام بیاد یا بستری بشم
هیچی دیگه شبش کلی ورزش کردم و بخاطر معاینه درد پریود داشتم و یسری ترشح ازم خارج میشد ک نشون میداد رحمم داره آماده میشه
صبح شنبه رفتم واسه سنو و از ۹ تا ۱ الاف شدم که سنوگراف گف که مایع دور جنین کم شده اما همه چی خوبه بعدش بردم ب مامای خصوصیم توی بیمارستان نشون دادم و معاینه کردو بهم گف دوباره ان‌اس‌تی بگیرم با یه پزشک متخصص هم مشورت کرد که پزشک گف اگه ان‌اس‌تی خوب بود نیاز ب بستری نداره که رفتم ان‌اس‌تی و خوب نشون نداد مامای خصوصی گف ک سریع بستری بشم منم اشک توی چشام جمع شده بود و حالم بد شد دلداریم داد گف زیاد ان‌اس‌تی بد نیس اینجور میگم ک بستریت کنن چون کیس بستری هستی و کمکمت میکنم زایمان کنی

۷ پاسخ

ایشالا که بسلامتی

قسمت بعد؟؟؟

چی شد بعدش؟

منتظریمم😁😁

خبببی

شیافم از ۳۵ هفته گذاشتی؟

چی شد بعدش ؟ 🤷🏻‍♀️

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۷ هفته و ۱ روز معاینه شدم گف دو سانتی منم کلی ورزش و پیاده روی چیزی نمونده ک نکردم بعدش لکه بینی داشتم ترشح زیاد بعد چن روز درد خفیف داشتم با هر بار نزدیکی انقباض میگرفتم با استراحت خوب میشد ولی من میدونستم موقه درد اگ ورزش انجام بدم و برم معاینه همون روز زایمان میکنم برا همین با وجود درد رفتم معاینه ۱۸ دی بود ۵ یا ۶ بار معاینه کرد همینجا زایشگاه خودمون تز بس معاینه کرد بار شدم گف ۴ سانتی زود باید بری پیش دکترت وسایلم برداشتم قبلش دوش آب گرم گرفته بودم رفتم پیش دکترم معاینه کرد گف ۳ سانتی گف ورزش کن پله بالا پایین رفتم خونه خواهرشوهرم ک نزدیک بیمارستان تا شب ۵ سانتی شده بودم ولی دردام سرد بودن قابل تحمل بود بعد خودش ورزش با توپ بهم داد پیاده روی کردم خیلی نزدیک ۱۰ سانت بودم ولی بچم نميومد اونقدرا پایین نبودش با کلی زور بلاخره اومد بعدش خونریزی شدید داشتم و ی چی دیگ هم گف موقه زایمان گرفتم نمیدونم اسمش چیه گف اگ خونریزیت قط نشه خون میزاریم برات حتی سوند گذاشتن برام چون حالم خوب نبود ولی بعدش گف غذا بخور راه برو اگ سرگیجه اینا نداشتی مرخص میکنیم اگ داشتی بستری میمونی ۱۸ دی درد کشیدم تا ۱۹ دی صبح ساعت ۴ ونیم زایمان کردم
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان فاطمه وحامد💞 مامان فاطمه وحامد💞 ۳ ماهگی
پارت چهارم

معاینه شدم که گف هنو دهانه رحمت چیزی باز نشده ولی باید بستری بشی و با قرص فشار فارغ بشی
خانم داودی رفت و قرار شد هر وقت دهانه رحمم باز شد بیاد بالا سرم
لباسای بیمارستان رو دادن که تنم کنم و منو بردن تو یکی از اتاق ها که سه تا تخت داشت
دو نفر دیگه اونجا بستری بودن که باهم رفیق شدیم اونام دهانه رحمشون بسته بودن و یکیشون اب دور جنین کم بود که ۳۹ هفته بود باید زایمان میکرد و یکی دیگشون حرکات بچش کم شده بود با دهانه رحم یک سانت بستری شده بودن
خلاصه ساعت ۹ صبح که بهم یک چهارم قرص فشار دادن و انقباضم تا حدودی شروع شده بود اما زیاد نبود دردامم کم بود شروع کردیم با اون دو تای دیگه به ورزش کردن اما بازم زیاد تغییری نکردیم تا ساعت ۱ و نیم ظهر که زمان تغییر شیفت ماماهای بخش شد و اومدن یکی یکی مونو معاینه کردن تخت اولی که به ۳ سانت رسیده بود و با کمک مامای همراهی که از بیرون گرفته بود کم کم داشت نزدیک به زایمانش میشد
تخت دومی که معاینه کرد گف با اینکه دوتا قرص فشار استفاده کرده اما هیچ تغییری نکرده و دهانه رحمش عقب و لگنش کوچیکه و به درد زایمان طبیعی نمیخوره و بهتره به دکترش زنگ بزنین و بگین تا اگه خودشم موافقه بره واسه سزارین که اونم از خداش بود چون از ساعت ۵ صبح بستری شده بود و ساعت ۱ و نیم ظهر شده بود هنو اونجا بود و خسته شده بود
به منکه رسید معاینه کرد و گف لگنت عالیه و دو سانت باز شدی
مامان سیـد کوچولو💙 مامان سیـد کوچولو💙 ۱۰ ماهگی