عزیزم شما خودت بچه خودتو کتک میزنی دیگ چه انتظاری از رفتار بقیه داری
الان این دعواس؟؟
دعوا ندیدی خواهرم😂😂
بعدم هیچوقتتتتت پیش هیچکس هرچقدرم عصبی بشی بچتو نزن
حرصتو نگه دار برا خونه
تو خودت باید برا بچت ارزش قاعل بشی تا بقیه هم بشن
ببین.
از اگررر از بقیه توقع احترام به بچتو داری
خودت باید خیلییییی به بچت احترام بزاری
بنظرم رفت و آمد با این خانواده به صلاح شما نیست
آدم حسود مادر خود آدم هم باشه باز زهرشو میریزه
اگه نگران این هستی بچه ات تنها بمونه یا روابط اجتماعیش هستی مهد کودک یا کارگاه مادر کودک توصیه میکنم اینطوری با مادرای دیگه هم دوست میشی و میتونی با اونا رفت و آمد کنی
توخونه هزار مدل باهم بازی کنین
بهترین کار اینک خونتو بفروشی بری جای دیگه خوته بخری
خودم ۶ سال کنار مادرشوهرم بودم کلا زهر مارمون کردن زندگی رو
بفروش برو دور ک بشی عزیز میشین
عجبااااا
حالا موهاشو کوتاه کردن یا موفق نشدن؟
عزیزم چرا خونتون رو نمیفروشین از اونجا برین بعدش روانی میشی بچه ت دو تربیته میشی
کمتز بچتو ببر سرگرمش کن که زیاد وابسته نشه
رفته بودیم یه مهمونی عروس عمه شوهرم پیشم تریف میکرد مادر شوهرم جرات نداره بدون اجازه من عکس از بچم بگیره یا بزاره پروفایلش
اونوقت من پشمام ریخت ک اونوقت مادر شوهر منم فک میکنه دختر منو اون زاییده و اختیار داری میکنه
به چه اجازه کله پسرتو کچل کرده خیلی ببخشیدا من بودم ج ر ش میدادم
جابجا شدن کامنتها....اینم بگم جاریم همیشه گیر میداد به موهای پسرم که موهاش زشتن بزن کچلش کن جلو رشدش گرفتن اونوقت دخترش یکسال بزرگتره بعد قدش به اندازه بچه دوساله هس موهاش تا کمرشه اونوقت میگه گریه میکنه کوتاه کنیم منم همیشه گفتم من دوس ندارم کوتاه کنم مخصوصا الان که لاغرشده و سرماس اما من میدونم جاریم تو گوشش خونده وگرنه مادرشوهرم جرات اینکار رو نداره الانم تو محله ای هستیم که خواهرومادرشوهرم هردو اینجان پسرمم نمیخوام بزارم بره اونجا چون اونها هم قهرن خیلی دلم واسه اش میسوزه اینها رو هم نداره و الکی الکی شوهرم دعوا رو بزرگ کرد من کلا باخانواده خودممم قهرم البته بابا مامان من فوت شدن چون مامانم دو دونگ زد بنامم همه بامن قهرن وگرنه بدی نکردم به کسی هیچوقت
مادرشوهرت خیلی کرم داره
خواهر اینا برا من نوازش حساب میشه دعوا ینی بری ب شکایت و شکایت کشی برسه🤭
منم رفتم پایین دعوا با مادرشوهرم اونم اصلا محل نمیداد که بچه خودمه اجازه اش رو دارم حالا همین مادرشوهرم صدبارشده غذا یا خوراکی داشته بهش نداده داده به بقیه نوه هاش نه اینکه نیاز داشته باشه دوس داره اونجا غذا بخوره متاسفانه چون اکثر شبها پیش همیم شب نشینی چون منو خواهرشوهرمم و مادرشوهرم یه جا هستیم خلاصه زنگ زدم شوهرم اومد عصبانی که باید برم کچلش کنم شد دعوا بزرگگگگ درباز نکردن شوهرم سنگ انداخت که درباز کن سنگ زد تو شونه خواهرشوهرم ....
این که دعوا نیس 😄
رفت مامانش زنگ زد گفتم ما دعوتت هم میکنیم بزور میایی چرا زنگ نزدی بگی تولده کادو بگیریم خلاصه نرفتم شوهرمم بچه رو برد بیرونبرگشتن شاهان رفت پیششون جاریم برام شام اورد منم بعد شام رفتم پایین ولی با مادرشوهرم حرف نزدم تا دیشب که جاریم ازظهراونجا بود تا غروب دخترش همش بالا بود بازی کردن شب شاهان باز فرار کردرفت بالا بعد ده دیقه بچه ها خواهرشوهرم اومدن گفتن ننه داره شاهتن کچل میکنه اونم بدون اجازه تو این سرما
حوصله داری ب خدا بدرک بابا حرصونخور
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.