دخترم بدنیا اومد تا مدتی هیچ حسی بهش نداشتم انگار یه موجود از یه سرزمین دیگه گذاشتن تو بغلم و میگن بزرگش کن.. حالم از نظر روحی داغون بود.. من که تو خونه بند نمیشدم الان انگار اسیر شده بودم و یه وزنه سنگین بستن به پام و برا هر کار کوچیکی باید هزار بار بالا پایین میکردم تا بشه انجامش داد دخترم بزرگتر میشد ولی این من بودم که داشتم بزرگ میشدم.. خودمو گم کرده بودم تا مدتها دنبال خودم میگشتم ولی اشتباهم این بود که دنبال همون دختر بی دغدغه ی قبل میگشتم ولی الان یه مادر بودم کم کم شیرینی بچه رفت زیر زبونم کم کم یاد گرفتم از مادر بودنم لذت ببرم شرایطم رو قبول کردم و همراه دخترو بزرگ شدم.. یه تیکه از وجودم رو پیدا کردم و عاشق دخترم شدم.. میتونم جونمو رااحت براش بدم... حالا دنیای شیرین دخترم پر از صورتی ها و چین چینی ها و تور توری و پرنسسی و قرتی طوری ها رو بلدم دخترم فوق العاده زیبا و با احساسه موهای لختش وقتی برس میکشم دیوونم میکنه و محبت هاش قند تو دلم اب میکنه... ولی هر چی به زایمانم نزدیک میشم ترس برم میداره که اینبار دوباره یه دنیای جدید رو ببینم.. زندگیم که خیلی راحت شده بود و روتین های روزانم دوباره قراره به فنا بره.. ولی اینبار قوی ترم...

تصویر
۱۳ پاسخ

خیلی زیبا و واقعی و شجاعانه نوشتی من به شدت بچه دوست دارم و با اطمینان کامل تصمیم گرفتم بچه دار بشم اما هنوز حسی که باید رو ندارم بهش حس میکنم آدم فضاییه یه موجود از نا کجا اباد و نگرانیای زیاد دارم که چطور واقعا میتونم زندگیمو مدیریت کنم بااینکه میدونم یه روزی دیوانه وار عاشقش میشم اما فعلا ترس ها و تغییرات و سردرگمی ها محاصرم کردن

اسمت الهه است؟؟؟
منم الهه ام.
چقدر فشنگ حس و حال من رو گفتی بعد از تولد پسرم.
و الان حسی که بهش دارم.
و اینبار دوست دارم قوی تر باشم و بهتر از اینبار عمل کنم.
چقدر شبیه خودت بودم از وقتی پسرمو دادن بهم.
الان پدرشوهرم خواست پسرمو ببره نندام.
گفتم ابن روحه منه من نمی‌خوان چند ساعت نبینمش

چقدر قشنگ نوشتی 😍خدا حفظش کنه برات گل دخترت و تو راهی نازت رو

چقد قشنگ نوشتی ، از همین الان دلم رفت برا دخترم

این نی نی تون چیه

ای جانم 🥺😍
خدا دختر قشنگت و تو دلی رو واست حفظ کنه
قطعا خیلی شجاع و دل پاک بودی و هستی که خدا دوباره مادر شدن رو قسمتت کرده
مطمعن باش خیلییییی قوی تر از این حرفایی و به بهترین شکل از پسش برمیایی

ای خدا چه ملوسه خدا حفظش کنه ❤️❤️

ای جووونم چه دلنوشته قشنگ و صادقانه بود🥰من جلو جلو عاشق دخترم شدم و بی‌صبرانه منتظرم روز موعود برسه و بغلش کنم😍🫄😘😘

الهی عزیزم دختر داشتن شیرینه، من بچه اولمه و پسره و منم حسی ندارم بعضی اوقات عذاب وجدان میگیرم چه مادریم که حسی به بچم ندارم هنوز به دنیا نیومده، جنسیت نخود بعدی شما چیه؟

من خودم باورم نمیشه یک روز بخوام کار هایی ک مامانم برای من انجام میداد رو برای یک نفر دیگه انجام بدم
و حرف های اطرافیان هم خیلی آزار دهندست و آدمو دلسرد می‌کنه
من که عاشق بچه بودم الان خیلی میترسم از آینده و از الان بارداری داره برام سخت میگذره

قلبم اکلیلی شد 🥹🎀
ایشالاک خدا ب بهت قدرت شو میده عزیزم

🥺🥺❤️صدرصددد قوی تری و این شیرینی ها چند برابر میشن
بچهات نیاز دارن ب مادر قوی لطفا قوی بمون✨️

الهی عزیزم🥹❤️

سوال های مرتبط

مامان ابریشم مامان ابریشم هفته سی‌وهفتم بارداری