مادرم امروز صبح كه طبق عادت هر روز زنگ زده بود بهم تعريف ميكرد شب خواب ديده ني ني از شكم من به شكم خودش منتقل شده و باقي مونده دوره بارداريم رو اون داره به دوش ميكشه
و همش تو خواب با خودش ميگفته دخترم راحت شد شبا يكم راحت بخوابه بقيه ش رو من تحمل ميكنم🥲

خودش اينارو با خنده تعريف ميكرد و ميخنديد ولي من پشت تلفن بغض كرده بودم از فكر و خيالي كه داره به دوس ميكشه و هر شب با نگراني من خوابش ميبره و همچين خوابي رو ديده🥹

از روزي كه باردار شدم بيشتر احساس مادر بودن و از خودگذشتگي كه يه مادر داره رو رو درك كردم ، اينكه چقدددر عجيب ميتونه باشه يه موجود رو بيشتر از هر كس و حتي بيشتر از خود دوست داشته باشي
تو هر حالي كه باشي قبل از اينكه به خودت فكر كني بگي اول بچه م..🤰🏼

اميدوارم اين روزها زودتر به سلامتي بگذره ، نه براي سختيش براي كم شدن نگراني مادرم🥲🤍
دوستت دارم مامان ، اميدوارم منم بتونم مادر خوبي مثل تو براي دخترم باشم🤍✨ت

تصویر
۸ پاسخ

خدا مامان تو حفظ کنه مادر منم خیلی خیلی برام زحمت کشیده این ۹ ماه رو نمیدونم چطور باید جبران بشه امیدوارم بتونم محبت بی دریغش رو جبران کنم ❤️❤️❤️❤️❤️

مامان من تو این دنیا نیست اما مطمئنم حتی از تو آسمونا هم حواسش بهم هست. موقع زایمان دختر قبلم ۳ شب قبلش خواب دیدم‌مامانم دخترم رو گذاشت بغلم گفت تا الان من مراقبش بودم حالا تو مراقبش باش گفتم مامان حواست بازم به بچم باشه ها گفت نگران نباش من حواسم هست ولی پیش خودت باشه. سه روز بعد دخترم به دنیا اومد و کپی همون بچه ای بود که تو خوابم مامانم دادش بهم.
مادرا هر جا باشن بازم مراقب ما هستن و حواسشون به همه چیز هست
🥲🥲🥲

حالا دنیا بیاد بدترم میشه منی ک از خوابم بخاطر هیچ احدی نمیگذرم خدا نکنه دخترم مریض شه تا صبح خواب ب چشمم نمیاد….یادمه یبار دخترم تب داشت بیحال بود اینقد تو مسیر بیمارستان گریه کردم که شوهرم هی میگفت تو بگو چته🫠🫢😄خدا همه ی مادرا رو حفظ کنه💖

اوووخی
خداحفظش کنه
احساس کردم مامان گوگولی و نازی داری
خداهمه تونو برای هم نگه داره ❤️❤️

خدا همه مامانا رو حفظ کنه که به مامان بزرگا هم طول عمر و سلامتی بده تو یکی از بنده های خوب خدایی که مامانت هنوز سایش بالا سرته قدر بدون و شکر گذار باش 😍🙏🤲

یه صدقه بده عزیزم خیره انشالله

عزیزمممم الهی سالم باشه همیشه🥰🥰🥰

مهدیس جان اگه دوست داری عضو یه گروه کوچیک خودمونی همسن های خودت باشی به این آیدی تو بله پیام بده که عضو بشی
@shabnam405
این آیدی رو تو شخصی خودت تو بله بزن و سند کن تا به صورت لینک در بیاد و بهم پیام بده❤️

چقد دوست داشتم تو این دوران مادرم کنارم بود اگه بود اصلا دیگه نگران نبودم برای هیچی 😞

سوال های مرتبط

مامان ویهان مامان ویهان روزهای ابتدایی تولد
۷ ماه از روزی که فهمیدم مادر شدم گذشت ...

پسرکم شروع هشت ماهگی مون بهت تبریک میگم کلی رشد کردی و بزرگ شدی بدون اینکه مامانی رو اذیت کنی 🥹
لگدای محکم میزنی و من ذوق میکنم واسشون😍
مادر شدن تجربه خارق‌العاده ایه هر روز و هر هفته و هرماه که میگذره حس ها و تجربه های متفاوتی رو تجربه میکنی ✨️
مثل امروز که برای من واقعا روز متفاوتی بود و به همه خانوادم گفتم که امروز هشت ماهگیم شروع شده 😅
برای من بارداری اونطوری که فکر میکردم نبود همیشه فکر میکردم باردار بشم خیلی قراره اذیت بشم خیلی لوس بشم و بقیه رو اذیت کنم
حالم‌ بد بیشه و ویار های عجیب و غریب داشته باشم ولی اصلا اینطوری نبود و خیلی ساده گذشت جوری که بعضی وقتا یادم میره باردارم🥲
با اینکه کم مونده پسرم دنیا بیاد هنوز با مادر شدنم کنار نیومدم و احساس غریبگی خیلی زیاد دارم باهاش و فکر میکنم اینکه نتونستم اسمش انتخاب کنم بخاطر همین موضوع هستش ولی امیدوارم وقتی دنیا بیاد دیگه اینطوری نباشم 🫠
دوست دارم احساساتم تو روزهای بارداری رو ثبت کنم برای همینه که اینجا میگم به شما تا بعدا بیام ببینم و یادم باشه چه حسی داشتم 🥰

بمونه به یادگار از اولین روز هشت ماهگی ۱۴۰۵/۳/۱۶
مامان هدیه حضرت رقیه مامان هدیه حضرت رقیه روزهای ابتدایی تولد
سلام به همه 💖
من یه مامان اولی هستم مثل خیلیاتون، یه مامان اولی دهه هشتادی☺️ با کلی استرس واسه زایمان که روز به روز داره بیشتر میشه و سعی میکنم کنترلش کنم‌🥴.
یه مامان با کلی برنامه واسه بعد زایمان. خیلیا میگن بعد زایمان نمیتونی و وقتش رو نداری به کارای دیگت رسیدگی کنی🙃. حرفشون بیشتر از اینکه منو بترسونه عصبیم می‌کنه. من یه مادرم اما دلم میخواد در کنارش شغلم رو داشته باشم من یه مادرم و می‌خوام با ارشد بخونم من یه مادرم و دلم میخواد بعد زایمان به اندام مناسب برسم و کلاس های ورزشی برم . من یه مادرم اما در کنارش یه آدمم یه زنم یه دخترم😇. من یه مادرم و دوست دارم پیشرفت کنم . من یه مادرم که کلی ترس توی وجودم دارم از درد زایمان گرفته تا هزینه هاش . مخصوصا از این پوستم شل بشه یا حتی نتونم از دست زایمان بر بیام. فارغ از همه ی این ها من هم آینده ای دارم که دوست دارم پیشرفت کنم دوست دارم به خودم برسم و این به این معنی نیست که مادر بدی باشم یا کم کاری کنم. من یه مادرم و پسرم رو خیلی دوست دارم و پیشرفت من به پیشرفت پسرمم کمک می‌کنه و مطمئنم در آینده بابتش ازم تشکر می‌کنه 🤍💖🩵
مامان 🧒پرهان 🫃رُهان مامان 🧒پرهان 🫃رُهان ۱۱ ماهگی
مامان ابریشم مامان ابریشم ۱ ماهگی
امروز ٢٦٠ روزه كه از با هم بودنمون ميگذره و تو توي وجودم داري شكل ميگيري💗🤍

دخترم منو تو ٢٦٠ روز تو يه تن بوديم
از يه رگ و خون مشترك زنده مونديم
از يه بدن تغذيه كرديم و دووم آورديم
انقدر بهم نزديك بوديم كه من از اين به بعده زندگيم جونم برات در بره
از اين به بعد وقتي خوشحالي منم خوشحال ميشم
وقتي غمگيني ناراحت ميشم
وقتي درد داري درد منم درد ميكشم
ما تا هميشه به هم وصليم و هيچ چيز و هيچ كس نميتونه اين ارتباط قوي رو كمرنگ كنه

٢٠ روز ديگه وقتي از خواب بيدار بشم احتمالا از سر عادتِ اين ٢٦٠ روز دستم رو روي شكمم بزارم تا حركتاي قشنگتو زير پوست تنم حس كنم ولي يدفعه يادم ميفته كه تو ديگه تو دلم نيستي و مطمئنم عجيييب دلم براي اين روزا تنگ ميشه

براي لگدهات براي سكسكه هاي بامزه ت حتي براي شكم بزرگي كه روزي چند بار جلوي آينه از زاويه هاي مختلف نگاهش ميكنم🥲

چند روز پيش كه پر از دردهاي مختلف بارداري بودم يه تاپيك زدم و نوشتم نميدونم دلم براي اين روزاي سخت تنگ ميشه يا نه!!
ولي الان ميبينم من همين الانش هم درداي اون روز رو فراموش كردم و فقط دارم به دو هفته ي آينده فكر ميكنم كه قراره تو رو تو بغلم بزارن🥹

كمتر از ٢٠ روز ديگه آغوش تو خونه ي من ميشه…جايي كه هميشه امنه .. هميشه پر از عشقه🤍

ابريشم من بايد بدوني كه از همين الان بيشتر از هر كس و هر چيز توي دنيا دوستت دارم.

براي خنده هات دعا ميكنم
براي اشك هات صبورم
و براي رويات بي قرارم💗✨

تو هديه خدا به قلب مني، دختري كه به خاطرش قوي تر ميشم، صبورتر ميشم و دنيا رو قشنگ تر ميبينم،،

ابريشم تو تمام دنياي مني🤰🏼

٢٠ روز مانده تا وصال
٤٠٥/٤/٦________شنبه
بماند به يادگار

#فرزندپروري
مامان صدرا❤️ مامان صدرا❤️ ۹ ماهگی
مادر شدن برای من یه سفر عجیب و غریبه! حالا که ۳۵ سالمه و توی ماه نهم بارداری هستم، هر روز بیشتر می‌فهمم که زندگی چقدر غیرقابل پیش‌بینیه.

نه ساله که ازدواج کردم و همیشه از اینکه نتونم خوب از پس تربیت یه بچه بر بیام، می‌ترسیدم. گاهی فکر می‌کردم شاید این کار برای من مناسب نیست و ازش فرار می‌کردم. اما حالا که به زودی قراره مادر بشم، احساساتم خیلی متناقض شده.

از یه طرف، دلم می‌خواد هر چه زودتر زایمان کنم و ببینم بچه‌ام چجوریه. اما از طرف دیگه، ترس از مسئولیت‌های بزرگ مادری منو می‌گیره. آیا می‌تونم مادر خوبی باشم؟ آیا می‌تونم بهش عشق و حمایت کافی بدم؟

این احساسات در هم تنیده، بخشی از زیبایی این سفره. هر روز به خودم می‌گم که مادر شدن یعنی یادگیری و تغییر. من الان توی این سفر هستم و آماده‌ام تا این مرحله جدید از زندگی‌ام رو تجربه کنم.

این متن رو برای خودم نگه می‌دارم تا روزی که بچه‌ام بزرگ‌تر بشه، بهش بگم که حتی مادرها هم گاهی از ناشناخته‌ها می‌ترسند، اما عشق و امید همیشه راه رو روشن می‌کنه.🥲🥲💙💙💙
منتظرتیم کوچولوی من🤰🤱
به امید روزی که همه ی خانوم های چشم انتظار مادر بشن🫂❤️