امروز ٢٦٠ روزه كه از با هم بودنمون ميگذره و تو توي وجودم داري شكل ميگيري💗🤍

دخترم منو تو ٢٦٠ روز تو يه تن بوديم
از يه رگ و خون مشترك زنده مونديم
از يه بدن تغذيه كرديم و دووم آورديم
انقدر بهم نزديك بوديم كه من از اين به بعده زندگيم جونم برات در بره
از اين به بعد وقتي خوشحالي منم خوشحال ميشم
وقتي غمگيني ناراحت ميشم
وقتي درد داري درد منم درد ميكشم
ما تا هميشه به هم وصليم و هيچ چيز و هيچ كس نميتونه اين ارتباط قوي رو كمرنگ كنه

٢٠ روز ديگه وقتي از خواب بيدار بشم احتمالا از سر عادتِ اين ٢٦٠ روز دستم رو روي شكمم بزارم تا حركتاي قشنگتو زير پوست تنم حس كنم ولي يدفعه يادم ميفته كه تو ديگه تو دلم نيستي و مطمئنم عجيييب دلم براي اين روزا تنگ ميشه

براي لگدهات براي سكسكه هاي بامزه ت حتي براي شكم بزرگي كه روزي چند بار جلوي آينه از زاويه هاي مختلف نگاهش ميكنم🥲

چند روز پيش كه پر از دردهاي مختلف بارداري بودم يه تاپيك زدم و نوشتم نميدونم دلم براي اين روزاي سخت تنگ ميشه يا نه!!
ولي الان ميبينم من همين الانش هم درداي اون روز رو فراموش كردم و فقط دارم به دو هفته ي آينده فكر ميكنم كه قراره تو رو تو بغلم بزارن🥹

كمتر از ٢٠ روز ديگه آغوش تو خونه ي من ميشه…جايي كه هميشه امنه .. هميشه پر از عشقه🤍

ابريشم من بايد بدوني كه از همين الان بيشتر از هر كس و هر چيز توي دنيا دوستت دارم.

براي خنده هات دعا ميكنم
براي اشك هات صبورم
و براي رويات بي قرارم💗✨

تو هديه خدا به قلب مني، دختري كه به خاطرش قوي تر ميشم، صبورتر ميشم و دنيا رو قشنگ تر ميبينم،،

ابريشم تو تمام دنياي مني🤰🏼

٢٠ روز مانده تا وصال
٤٠٥/٤/٦________شنبه
بماند به يادگار

#فرزندپروري

تصویر
۸ پاسخ

گریمم در اومددد🥲💞

اصلاح ميكنم تعداد روزاي گذشته رو من از روي تقويم گهواره نگاه كردم به اشتباه افتادم
٢٦٠❌ ٢٤٠✅ روز

وای چقد قشنگ😍😭

خیلی قشنگ بود😭❤️

خیلی زیبا بود مادرانه بودن واقعا زیباست همراه با همه دردهاش و انتظارهای قشنگش من فقط سلامتی و عاقبت بخیر بچه آمو از خدا میخام 🙏🌹🥹

ای جان💖💖💖

چقدررررررر قشنگ بود من گرررریه 🥹🥹💕💕

۲۶۰روز باید هفته ۳۸باشی ک

سوال های مرتبط

مامان ابریشم مامان ابریشم ۱ ماهگی
امروز از خواب كه بيدار شدم احساس كردم سخت ترين و دردناك ترين روز از دوران بارداريم رو قراره بگذرونم،

به پاهام كه نگاه ميكنم شباهت زيادي با پاهاي خدابيامرز مامان شمسيم داره از شدت و نهايت ورم

دستامو كه ميخوام مشت كنم يا چيزي رو بردارم استخون هاش انقدر درد ميكنه و تير ميكشه كه به سختي ميتونم باهاشون كار كنم

راه رفتنم هم شبيه مامان نازي شده كه اگه از ديوار و ميز كمك نگيرم نميتونم به راحتي قدم بردارم

تو آينه كه نگاه ميكنم يه دختر ٣٠ ساله رو ميبينم كه تو بدن يه خانم ٦٠/٧٠ ساله داره زندگي ميكنه

ولي هنوز سرپا و اميدوار و چشم انتظار براي يكماه آينده ام كه قراره آغوشم رو براي دخترم باز كنم✨

دوره عجيبيه بارداري و عجيب تر از اون بدن ما زن هاست كه بصورت خارق العاده اي همچين روزهاي سخت و عجيبي رو داريم ميگذرونيم تا با عشق يه موجود رو به خودمون و آدماي اطرافمون هديه بديم

نميدونم بعده ها دلم براي اين روزا تنگ ميشه يا نه ولي اينو مطمئنم روزي كه ابريشم رو تو بغلم بگيرم و عطر تنش رو بو بكشم تمام اين روزا رو فراموش خواهم كرد🤍✨

٢/ تير/ ٤٠٥
٢٥ روز مانده تا روز ديدا با دلبركمر
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته سی‌وچهارم بارداری
💓گاهی هنوز باورم نمیشه…
من و تو، دوتایی، انقدر راه اومدیم و حالا رسیدیم به ماه هشتم🥹🤍

از اون روزای اولِ پر از ترس و ذوق،
از شبایی که با نگرانی خوابیدم و با امید بیدار شدم،
از لحظه‌هایی که دلم ضعف می‌رفت برای شنیدن صدات،
تا امروز که لگدات شده قشنگ‌ترین حس دنیا…

این ماه‌ها فقط گذر زمان نبود،
من توی هر درد، هر بی‌خوابی، هر اشک و هر لبخند،
کم‌کم مادر شدم…
و تو، آروم‌آروم، شدی همه‌ی قلبم.

حالا من و دخترکم در چند قدمی دیدار هستیم
و وارد ماه هشتم شدیم ؛
قندعسلم راستشو بخوای اصلا دوست ندارم از وجودم جدا بشی دوست دارم تا اخرین نفس هام تو بند بند وجودم کنار قلب خودم نفس بکشی و من ضعف کنم برای تکون خوردنات
حقیقتا دلم برای این روزای شیرین بارداری با همه سختی هاش تنگ میشه روزایی که تو وجود خودم هستی
نزدیک‌تر از همیشه به آغوشی که هر روز براش رویا می‌بافم🤍🫀🤰🏻💙
تو شدی قند روزا تلخم که باهات غم هام،خستگی هام یادم رفت 💓

بمونه به یادگار از ماه هشتم بارداری
۱۴۰۵/۵/۳❤️