سوال های مرتبط

مامان گیسو🎀🩷 مامان گیسو🎀🩷 روزهای ابتدایی تولد
برای دختر کوچولوم، توی آخرین روزهای انتظارم… 🎀🤍
دخترکم، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من… 🥹🤍 باورم نمی‌شه این‌همه روز گذشت و حالا من و تو به آخرین روزهای دونفره‌مون رسیدیم؛ روزهایی که تو زیر قلبمی و من با هر تکونت، عاشق‌تر از قبلت می‌شم…
نمی‌دونی چند بار با دست گذاشتن روی شکمم، تو رو توی آغوشم تصور کردم؛ چند بار چشمام رو بستم و لبخند زدم به روزی که برای اولین بار صورت کوچولوت رو می‌بینم و صدای گریه‌هات قشنگ‌ترین موسیقی دنیا می‌شه… 🥹🩷
عزیز دلم، تو هنوز به دنیا نیومدی، اما من مدت‌هاست که مامانتم؛ با تمام وجودم دوستت دارم، برات نگران می‌شم، با تکون‌هات آروم می‌گیرم و برای دیدنت لحظه‌شماری می‌کنم.
به‌زودی دیگه بین من و تو دیواری از پوست و استخون نیست… به‌زودی می‌تونم ببوسمت، بغلِت کنم و آروم توی گوشت بگم: «سلام عشق مامان، بالاخره اومدی…» 🤍
دخترکم، اگه بدونی چقدر دلم می‌خواد زودتر ببینمت، اما دلم برای همین روزهای دونفره‌مون هم تنگ می‌شه؛ برای لگدهای کوچولوت، برای دست کشیدن روی شکمم و برای این حس قشنگ که تو همین نزدیکی، درست زیر قلبمی…
بیا که مامانت دیگه طاقت این همه دلتنگی رو نداره؛ بیا که می‌خوام دنیا رو از چشم‌های تو ببینم و تمام عمرم رو صرف دوست داشتنت کنم.
تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا قشنگ‌ترین فصل زندگی منی… 🎀
منتظرتم، تمامِ جانِ مامان… 🩷👶🏻✨
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌ونهم بارداری
مامان آقا هـاکانـ💙🥺 مامان آقا هـاکانـ💙🥺 روزهای ابتدایی تولد
هاکانِ من، پسر قشنگم... 🥹💙

رسیدیم به آخر قصه‌ی قشنگِ توی دلم بودنت...
فقط چند روز دیگه مونده تا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نشنوم، تا دیگه با تکون‌های کوچولوت از اون تو بهم سلام نکنی... 🥺❤️

عجیبه ...
این روزها هم دلم می‌خواد زمان پرواز کنه، هم دلم می‌خواد برای چند لحظه وایسه...

از یه طرف بی‌قرارم برای دیدنت، برای بوییدنت، برای اینکه بغلت کنم و هزار بار بگم «قربونت برم مادر، خوش اومدی...» 🥹😭

از یه طرف می‌دونم دلم برای این شکم گرد، برای لگدهای شیرینت، برای وقتایی که فقط من و تو می‌دونستیم اون تو چه خبره، تنگ می‌شه...

پسرم...
تو ۹ ماه مهمون دلم بودی، اما حقیقت اینه که از همون روز اول، صاحب تمام قلبم شدی... 💙

چقدر با هم زندگی کردیم...
چقدر با هم خوابیدیم و بیدار شدیم...
چقدر دست روی شکمم گذاشتم و با هر تکونت لبخند زدم...

حالا وقتشه از خونه‌ی کوچولوی توی دلم بیای بیرون و دنیای بزرگمون رو ببینی... 🧸👶🏻

پسرم، دلم برای باردار بودنت تنگ می‌شه، اما منتظر مادر بودنت بودم... 🥹❤️

فقط یه آرزو دارم...
خدایا، این امانت قشنگت رو سالم و سلامت بذار توی بغلم... 🤲🏻💙

هاکانِ مامان، این روزها آخرین روزهای زیر قلبم بودنت هستن، اما اولین روزهای یه عمر توی آغوشم بودنت نزدیکه... 🥹😭💙

منتظرتم، نفسِ مامان... 🧸🤍
((به وقت ۳۷ هفته و ۱ روز ))
فقط ۱ هفته دیگه مونده به دیدنت کوچولو من..♡
((۲۶ مهر ۱۴۰۵ ))
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 ۱ ماهگی
۹ ماهگی؛ نزدیک‌ترین فاصله تا تو 🤍

امروز وارد نهمین ماهی شدم که تو ، بدون اینکه هنوز دیده باشمت ، تموم قلبم و مال خودت کردی …
نه ماهه که با هر تپش قلبت ، قلب من هم جور دیگه ای می‌زنه ؛
نه ماهه که با هر حرکت کوچیکت ، می‌فهمم عشق میتونه قبل از دیدن ، قبل از لمس کردن و حتی قبل از شنیدن صداش ، این‌ قدر عمیق باشه .
تو این نه ماه ، من فقط منتظر به دنیا اومدنت نبودم ؛
من تو تمام این روزها ، آروم ‌آروم «مامانِ تو» شدم. 🤍
پسر من…
حالا دیگه فاصله‌ ما به اندازه‌ی چند هفته است.
چند هفته تا روزی که برای اولین بار تو رو روی سینه‌ م میزارن و من بالاخره می‌فهمم تمام این انتظارها برای چی بود…
شاید اون روز گریه کنم ،
شاید تموم خستگی این نه ماه از یادم بره ،
شاید فقط نگاهت کنم و با خودم بگم :
«پس تو همون کسی بودی که این‌همه مدت، توی قلبم زندگی می‌کرد…»
ورودمون به ۹ ماهگی مبارک ، پسرِ من . 🥹🤍
آخرین قدم ‌های انتظار رو هم با عشق میگزرونم ؛
چون می‌دونم پشتِ این روزهای آخر ،
قشنگ‌ ترین اتفاقِ تمام زندگی من ایستاده…🤍🧸
۲۹ روز تا دیدار🩵🦢
.
.
.
۳۴ هفته و ۲ روز 🤍