از وقتی اینقد جووون پر پر شده ..یه لحظه نمیتونم از پسرم دور شم .قبلا میزاشتمش خونه خواهرم .الان نه
من یه چند بار تو مترو یهو پیاده شدم انگار مغزم ریست شده بود هیچی یادم نبود چرا اینجا چیکار باید بکنم سرگردون شده بودم یه چند دقیقه نشستم یادم افتاد باید برم سرکار
هیچی خواهر خوابالو بودی نگران نباش چیزی نشده
منخونن ن طبقه ۸ بود واحد ۵ یبار رفتم تو آسانسور چقدرررر فکر کروم اخر یادم نیومد پی بزنم
تازه فک کن بچه هم نداشتم
وای
فکر میکردم من تنهام
منم همینم
منم برام پیش اومده تو خواب بودم یهو مثلا بیدار شدم یا بیدارم کردن انگار فراموشی گرفتم مثلا یبار یهو از خواب پریدم رو ب روم نگاه میکردم اما تشخیص نمیدادم این کجای اتاقه تا اینکه سرم بلند کردم انگار خون ب مغزم نمیرسید
برای فشاری که رو ما مادراس هم باید بچه داری کنیم هم خانه داری هم به امور خونه برسیم
از بس تو طول روز از مغزمون کار میکشیم
طبیعیه
مغز تو استراحت کامله یهویی بیدار میشی باید زمان بدی تا بخودش بساد
عزیزم من چندبار شده تو خیابون اصلا نفهمیدم کی. ام و کجا میرم
یکبارم با صدای گریه بچم از خواب بیدار شدم میگفتم این بچه کیه مامانش چرا برش نمیداره داره گریه میکنه
یکبارم از خواب بیدار شدم باز نمیدونستم اسمم چیه اصلا کجام
فکر کنم از خستگی مغز باشه
درک میکنم . منم یبار از خواب بیدار شدم اسم بچه هام و یادم رفته بود .
منم واقعاتوی این روزافراموشی میگیرم مثلا یه به شوهرم زباله دادم رفت انداخت وامد داخل ولی من هی بهش میگم پس کی میری میندازیش درحالی که خودم زباله روبهش دادم
به خاطر نگرانی شرایطه عزیزم
منم پیاز برمیدارم یه ساعت تماشا میکنم باید با این چکار کنم حالا 😔😂
به مغزتو استراحت بده عزیزم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.