۳ پاسخ

شما چه شاد باشید چه غمگین همه‌اش برای خودتونه
حرف مردم هم همیشه هست
تا وقتی بیان نکنید قضاوت نمیشید
اما وقتی گفتید دیگه قضاوتها شروع میشه
پس هر طور هستی حالشو ببر، مهم ذهنه قویه خودته مامان عزیز😍😍

کاری به حرف بقیه نداشته باش واسه خودت زندگی کن ولی به خواسته های بچت احترام بزار البته اینی که گفتی واسه خیلیا پیش میاد منم بچم صبحا که بیدار میشه میگه بیا بغلم کن بعضی وقتا میرم گاهی هم کار دارم

بعضی وقتا ما ادما بدون فکر یه حرفی میزنیم ولی نمیدونیم چقدر رو طرف مقابل تاثیر داره و ممکنه چند ساعت بهش فک کنه اون طرفم حتما بدون منظور گفته اگرم منظور داشته که میخواسته تو رو ناراحت کنه تو نذار به هدفش برسه

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین مامان محمدحسین ۴ سالگی
میگفتم من تپش قلب دارم . تواون حال گلاب به روتون یهو دستشوییم گرفت و رفتم دستشویی دیدم اسهال شدم و میدونستم اسهال توی ماه آخر نشونه زایمانه زودرس این اتفاق که افتاد دیگه نرسیدم و به شوهرم گفتم بریم بیمارستان دیگه ساکمو برداشتم و زنگ زدم مامانم اینا رفتیم بیمارستان .وقتی رسیدم بیمارستان دیگه خودمو سپردم به امام حسین .تا دستگاه گذاشتن ضربان قلب ۱۷۰ روی ۲۰۰ بود .دیگه سریع سرم و دستگاه اینا وصل کردن و گفتن آب و هیچی نباید بخوری امکان زایمان داری .ولی من خیلی گلو و گوشم درد میکرد و یواشکی آب می‌خوردم . صبح دکتر اومد پیشم و می‌گفت هرچی بچه بمونه توی شکم بهتره امن تریم جاهستش براش ‌بخاطر حال بدم میترسید زایمان کنم چون حال عمومیم خوب نبود دیگه خیلی تلاش کرد برام و زنگ زد به چندتا دکتر مرد و پروفسور و اینا که توی این شرایط کرونا که شایدم من مشکوک به کرونا بودم زایمان خوبه یانه دیگه نمی‌دونم اونا چی گفتن که من نفهمیدم یهویی بهم نگفته بود و آمپول فشار بهم زده بود یهو دیدم شکمم درد گرفت و انقباض داشتم جیغ می‌کشیدم نمیتونم درد دارم یهو ضربان قلب بچه رفت پایین و دکتر گفت دخترم میخواستم ببینم طبیعی میتونی .گفت سریع اتاق عمل رو آماده کنند و منو بردن اتاق عمل از یه دری سریع که هیچکسو ندیدم