۱۷ پاسخ

سلام نه نرو من الان سه ماهمه هیچکس زنگم نزده تبریک بگن یا حالمو بپرسن منم قسم خوردم که نمیرم نمیذارم بچمم ببینن کسی که نوه رو دوست داره باید مامانشم دوست داشته باشه

برعکس تو من دوس دارم نه زنگ بزنن نه بیان
مطلقم خونه مامانم اینا دم ب دقیقه زنگ میزنن یا میان سر بزنن
من حال و حوصله ندارم 🥲
همش میگه گرمی نخوری اونو نخور اعصاب برام نزاشتن

همیشه مردا هوای مادرشونو دارن ، مادرشوهر منم یکار مرد که من ازمایش خون سلامت جنین دومم عقب بیوفته و از طرفی بیممون هم تمام شد و مجبور شدم چند هفته صبر کنم ، باز با این وجود شوهرم اصلا مقصر نمیدونست ، چون دقیقا تو همون تایم که منو شوهرم باید باهم میزفتیم مادرشوهرم کار خودشو بهانه کرد که شوهرم بره به کار اون برسه

چقد اینجا اکثرنمون شبیه همیم..چجوری میشه انقد بی محبت وبی عاطفه ان بعضیا..ادعاشونم ......... پاره میکنه پررو ها😏

من ک نمیرم نمیام دوماهه خاک توسرشون ی خبرمو نگرفتن حال بی حالیا سوهرمم میگ زنگم زدن جواب نده برن ب درک

حساس نباش عزیزم

عزیزم درخواست میدی❤️

درک برات مهم نباشه منم مادرشوهرم بهم زنگ نمیزنه اونا هم مشکلی براشون پیش بیاد دکتری چیزی برن من زنگ نمیزنم دوری و دوستی

ولشون کن بابا
الان مادرشوهر من سر جنسیت دقیقه ایی یه بار میپرسه ولی برای نوه های دیگه اش هر دقیقه یچیزی میخره میاره نکرده یه اسباب بازی ایی لباسی چیزی از ذوقش بگیره بده بگه نگه دار برای بچه
چرا چونکه سیسمونی رو باید مامانه دختر بگیره
تازه گوش شوهرمم پر میکنه😂

عزیزم من از ۱۸ هفته دکتر بهم استراحت داد هفته ای یه امپول میزنم طول سرویکسم اومد پایین خونمم طبقه پایین مادرشوهرم ایناست تا همین الان یکبار نگفته چرا دکتر استراحت داده بهت چت شده اصن زنده ای هیچی ولی خب ب خاطر همسرم احترامشونو دارم ولی دیگ مثل قبل نیستم سر سنگین رفتار میکنم فردا دو روز دیگ ام ک بچم دنیا اومد اونوقت بهشون نشون میدم 😑

منکه سه ماه پیش سقط داشتم یه زنگ نزد نگفت زنده ای یا مرده شوهرمم اونموقع نبود سرکار راه دور بود..منم از اونموقع دیگه نرفتم خونشون و باهاشون قهرم،هرچی نبینمشون واسه حال خودم و نینیم بهتره..

خوش به حال خودم که مادرشوهرم رفت راحت شدم.کاش پدرشوهر هم میرفت دیگه راحتر میشدم😄

من تا حالا تماسی ازشون نداشتم که حال خودمو بپرسن از طرفی اینکه زنگ نمی‌زنن برای من خوبه چون حوصله شونو ندارم
منم بهشون زنگ نمیزنم همون هفته ای یک بار که میرم خونشون بسه خوشم نمیاد بهشون توضیح بدم

به نظرم به همسرت بگو که درستش این بود که خانواده ت زنگ بزنن بپرسن جواب سونو چی شد ولی نزدن اگه یه روزی خواهرت یا مادرت اونهام دکتر برن توقع ندارن من زنگ بزنم ازشون بپرسم ؟خودشون دارن اینطوری بهم یاد میدن ،و بعدها تو هم زنگ نزن اگه اتفاقی افتاد و چون الان به همسرت یادآوری کردی دیگه بهت خورده نمیگیره، بگو یعنی خیلی مهم نیست وظعیت من براشون عیبی نداره من فقط به خاطر تو میام چون برام‌مهمی اینجوری هم ناز کردی هم ناراحتیتو گفتی هم بهش این حس و دادی که انقدر ارزشمندی برام که به خاطرت میام هم دو فردای دیگه منم زنگ نزدم ناراحت نشین

و الان سر اون ماجرا هنوز زنگ نزده یه خبر منو بگیره ، از طرفی بهتر شد زیادی زنگ میزدن خوشم نمیومد 😆

ای بابا حوصله داری برا خودت مشکل درست میکنی؟ زنگم بزنن میگین فضوله ،بیخیال بابا زندگیتو کن

اره برو
شاید یادش رفته بنده خدا
😂😄اتفاقا من از خدام بود زنگ نزنن

سوال های مرتبط

مامان پسری و دخملیا مامان پسری و دخملیا روزهای ابتدایی تولد