۲۲ پاسخ

قبل بارداری کلی خودمو اماده کردم برای این روزا ولی تاحالا دعواش نکردم اون کوچولو چشم امیدش منم دست خودش نبوده که به دنیا اومده
ولی با این همه فشاری که روته هر چیزی ممکنه پیش بیاد ولی تا جاییکه آسیبی بهش نرسه از نظر روانی و جسمی اوکیه پس سعی کن خودتو کنترل کنی عزیزم❤️

تنها نیستی🤕🥲❤️‍🩹

تو تنها نیستی عین سگ خسته ام .سینه هام کنده داره میشه

وای خیلی سخته....همه مادرا همینن عزیزم....سخت نگیر....اکر گاهی کاهلی میکنیم خب طبیعیه ما هم‌خسته میشیم...مهم اینه ک هر روز همه سعیمونو میکنیم ...اینم در نظر داشته باش ک ما انسانیم و جایز الخطا اگر گاهی اشتباه کنیم دلیل نمیشه ادم‌بدی باشیم خب پیش میاد ❤️❤️❤️❤️

من کلا سه بار بچه رو دعوا کردم و سه بار هم جلوی اون با شوهرم دعوای شدید کردم
بچه از همون موقع ها استرسی و نگران و هراسان شده
دیگه شده خودم رو بکشم هم این کارارو نمیکنم
بار آخر که با شوهرم دعوام شد و داشتم شدید گریه میکردم پسرم اولش حالش خوب بود بعد دید من گریه میکنم اونم از ته دلش گریه کرد هی منو نگاه میکرد و انگار با تمام وجودش غصه میخورد و گریه میکرد و بعدش هم تا دوروز با پدرش قهر بود و حتی نگاهش هم نمی‌کرد
فهمیدم هرچقدر از شوهر شانس نیاوردم عوضش خدا یه پسر جواهر و با معرفت بهم داده
دیگه منم هرگز هرگز جلوش دعوا نمیکنم
این بچه ها خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنیم میفهمند و درک می‌کنند

عزیزم تاپیکت چرا برام نمیاد الان دیدم من تا خالا سرش داد نزدم کلا عصبانی نشدم اما تا دلت بخواد تو خلوت خودم گریه کردم یا خیلی دیگه کم بیارم جلوش گریه میکنم خیلی سخته هر از گاهی کم میاره ادم مخصوصا بچش بهونه گیر باشه دختر من یه دقیقه هم با خودش مشغول نمیشه خوشحال بودم چهار دست وپا یاد گرفته اما بازم بهونه گیری میکنه وهمش تو بغلمه🥲🥲😑😑

بخدا هیچ مادری نیست که دعوا نکرده باشه همسرم همیشه میگه دعوام نکن اخه مگه میشه بچه 24ساعت پیش مادره اونم دوتا باهم میجنگن بخدا دیونه میشه ادم بعدش جاریم میگه اگه بچه رو نزنی و دعوا نکنی از ما نیستی اما همسرم میگه نباید بچه رو حتی بخاطر کار اشتباهش دعوا نکن منم نمیتونم بخدا دیگه بریدم🥲😢دیگه سیسمونی اینا میدوزم تو خونه

هممون همینیم ربات نیستیم که آدمیم
خستگی و استرس موندن با یه بچه ی کوچیک تو خونه رو اعصاب تاثیر میزاره

برو تراپیست

منم گاهی وقتا ایتقد عصبی میشم میخوام فقط بخوابم چند شبانه روز باز میگم این بچه چه گناهی داره

عزیزم مگه میشه؟؟؟

همین دو ساعت پیش وقتی برای بار هزارم بیدار شد و الکی نق زد و هر کاری کردم آروم نشد دعواش کردم از ترسش خوابید دیگه بیدار نشد گریه کنه 🙄 هر دفعه میگم این بار آخره ولی باز تکرار میکنم 😭

به خودت برس کمبود ویتامین و آهن باعث میشه که آدم از کوره در بره ، نداشتن خواب و استراحت کافی هم همینطور ! اما اگر عصبانی شدی بعدش خودتو سرزنش نکن و بهش فکر نکن فقط سعی کن لحظات شادو خوب بیشتری با پسرت بسازی

من تا حالا نشده بچمو دعوا کنم ....
همیشه سعی میکنم خودمو آروم کنم ولی واقعا خستم 😔خیلی هم خستم

من یادم نمیاد پسرمو دعوا کرده باشم حتی با وجود اینکه خیلی شیطونه ولی از وقتی دخترم بدنیا اومد و یکسره درحال گریه بود واقعا طاقتم تموم شد و پسرم هرکار اشتباهی میکرد از کوره درمیرفتم الانم هیچ خبری از اون پسر مهربون و حرف گوش کن نیست انگار انقد دعواش کردم ازم بدش میاد بعضی روزا میشینم گریه میکنم ولی واقعا دست خودم نیست هم فشار مالی و ...باعث شده از اون ادم صبور هیچی نمونه

همه‌همینن طبیعیه🥲منم‌از کوره خیلی در میرم

کظم غیظ میکنم🙂 چون دخترم حس منو میفهمه و. نمیتونه الان حرف بزنه میاد میزنه روی پای من و بغلم میکنه میگه عه، چندروز پیش از لحاظ روحی بهم فشار اومده بود یکمی گریه ام گرفت سریع اومدم همینطوری بغلم کرد همش میگفت عه عه

الهی خدا منو مرگ بده منم چند بار تاحالا عصبی شدم داد زدم سرش ولی سریع حالت صورتمو عوض کردم ک نفهمه سریع خندیدم ک بخنده
ولی بعدش خودم کلی عذاب وجدان داشتم

منم همینجوری هستم اینقدر ناراحت میشم طفلی دعوا میکنم بعدش کلی گریه میکنم ولی باز نمیتونم جلو خودم بگیرم

منم اینجوریم 🙂 و همسرم منو سرزنش میکنه ولی من خسته ام خسته از روزی ک بیدار بشه باید بیدار شم تا اخر شب ک بخابونمش حتی نمیتونم موهامو شونه کنم میرم سرویس برمیگردم میبینم کل خونه به گوه کشیده شده خرابکاری میکنه
دست خودم نیست که بعضی وقتا از کوره در میرم 💔

من از دست بچم حرص میخورم زیرلبی فحشش میدم😂😂😂
یا انقدر محکم ماچش میکنم گریه اش بگیره😂😂😂😂

والا منم مثل شمام از کوره درمیرم نمیتونم کنترل کنم خودمو

سوال های مرتبط

مامان شکوفه بهاری ۲ مامان شکوفه بهاری ۲ ۱۰ ماهگی
مامان فرزند مامان فرزند ۱۲ ماهگی
سلام مامانا یه درد و دل مادرانه داشتم
امشب اعصابم خیلی بهم ریخته و ناراحتم
کارای خونه ام خیلی زیاده، روزانه کلی کار انجام میدم از بهم ریختگی و نامنظمی عصبی میشم همه جا باید تمیز باشه، خیلی وزن کم کردم ولاغر شدم،دخترم هر جا میرم میخواد بغلم باشه و بچسبه بهم، تو روروئک نمیشینه اصلا،از بس بغلمه کمرم گود شده شکمم اومده جلو، رفلاکس پنهان داره درست غذا نمیخوره
هر چی درست میکنم و وقت میذارم نمیخوره و میریزم بیرون وزن خوبی نگرفته،
از اون طرف شبا تا بیاد بخوابه به خودش می‌پیچه با خودم میگم خدایا مگه این چه غذایی نفخ دار یا سنگینی خورده که اینطوره🤦🏻‍♀️
همش باید بگردونمش و موهام تو دستاشه میکشه و منم از این بابت که بعد زایمان ریزش مو داشتم و چیزی نمونده ناراحتم
تا میام بخوابم نصفه جونم
اگه هم بریم خونه بابام یا بابای شوهرم با اینکه باهاش بازی میکنم ولی بازم باید استرس بکشم و خودم همونجا کنارش باشم که کجا رفت چی خورد ای وای سرش نخوره به جایی
خسته تر برمی‌گردم
واقعا احساس افسردگی میکنم گذشته از اینکه میرفتم سرکار و دیگه با این وضعیت نمیرم ولی الان حتی درست میتونم برای خودم وقت بذارم
واقعا حس تنهایی و گریه بهم دست میده