چقدر کارم بد میشه از آدم های خودخواه که بچه هاشون جرات ندارن خونه خودشون چیزی بهم بریزه ولی خونه دیگران اجازه میدن هرکاری انجام بدن دیشب با همچین جماعتی طرف بودیم که بچه های طرف حتی یکی یکی از یخچال گرفته تا کابینت هامونو گشتن برا خوراکی و مادر هم همراهیشون میکرد و من حرص می خوردم اتاق بچه هم داغون کردن تمام وسایلشو ریختن و شکستنو،،،،امروز هم بخاطر ریختو پاش های بچه اونا سرگرم کار بودم دلوین نمیدونم چی یواشکی برده بود اتاق از وسایل قنادی خیلی وقت پیشم دیدم تمام دندون و زبونش و دهنش سیاهه داشتم سکته میکردم اخوب خودمو زدم و داد زدم که چی خوردی نمی‌گفت آخر بهش گفتم سم خوردی نگی باید بری بیمارستان ترسید و اشک می‌ریخت و نمی‌گفت الانم داغونم ب نکنه خدایی نکرده چیزیش بشه چون نمیدونم چیخورده و یبار تاریخش نرفته باشه حدس میزنم فوندانت سیاه مونده که فیگور کیک بوده خورده بخاطر خرابکاری بچه یکی دیگه بچه خودم باید ،،،،چرا بعضی ها اینطوری اینقدر بی ملاحظه و،،،،

۱۹ پاسخ

با عرض پوزش اما من به مهمانتون ایراد نمیگیرم چون معلومه فاقد شعورن و درحد بی‌شعوری خودشون رفتارمیکنن!
اما به شما ایراد میگیرم که چراااااااا اینقدر ضعف نشون دادین؟؟؟چرا مهمان باید اجازه داشته باشه هرکار ناجوری رو تو خونه شما انجام بده و واکنش مناسبی از شما دریافت نکنه؟!!! فوقش ناراحت میشن دبگه،مگه مهمه؟؟؟؟
شما الگوی فرزندتون هستین،وجدانی خودتون دوست دارین که فرزندتون یه آدم ضعیف بار بیاد و درآینده دوراز جونشششش توسری خور حرف و رفتار بقیه باشه؟؟؟؟
من تایپیکتون رو خوندم و جوابتون به برخی عزیزان ،خدایی سرم سوت کشید که یه نفر چقدررررر میتونه فاقد شعور باشه(مهمانتون)،چطوری تحملش کردین؟؟؟؟

وای من فقط خوندم و حرص خوردم.این قضیه زبطی به درونگرا بودن نداره عزیزدلم منم درونگرام ولی اصلا اجازه نمیدم اینجوری ازم سواستفاده بشه.اگه نمیتونی رو در رو حرف بزنی پیام بده.رک و واضح حرفت رو بزن بگو دیشب اومدین بچه هات خیلی شلوغ کردن من از دیشب دارم هنوز نظافت میکنم بگو چیزی اوردن توی اتاق نمیدونم چی بوده بچم خورده ببخشید ولی دیگه نمیتونم توی خونم پذیراتون باشم سلامت خودم و بچم برام مهمتره وسلام.بزار ناراحت بشه حرص بخوره یا هرچی.جبران هرچی اذیتت کردن

عزیزم روتو بالا ببر در اتاق هارو قفل کن بگو بچه هاتون خیلی میریزن و خراب میکنن باز نمیکنم بزار بهشون بر بخوره
اصلا کم نیار
در کابینت هم باز کردن بگو ببخشید بدم میاد ازین کار دست نزنید ما خونه کسی دست نمی‌زنیم که بقیه هم دست نزنن

عزیزم ارامش خودتو و بچه ات مهمه رفت و امد نکن راحت

دقیقا خونه ماهم وقتی میومدن جنگل بود هر وقت ما میرفتیم اسباب بازی میاوردن بعد دخترم که دست میزد بچه های اونا کتکش میزدن الان خیلی رفت و امدو کم کردم هروقتم بیان همه رو میزارم تو اتاق در اتاقو قفل میکنم کلیدشو برمیدارم به دخترمم میگم حق نداری بیاری یجوری شدم دوس ندارم اصلا با کسی که باعث اذیت خودمو بچم میشه رفت و امد کنم

من خیلی زیاد حساسم تو این موضوع با اسباب بازی کاری ندارم هرچقد تو اتاق پسرم بازی کنن و بهم بریزن ولی اینکه بیان در کابینت و یخچال باز کنن محترمانه میگم مامانش کنترلش کنه بااین بیشعورا رفتو امد نکن

شمام همینجوری واستادی کابینتو بگرده؟؟!!

عزیزم رفت و آمد با دوست هیچ موقع عاقبت خوبی نداره ن اینکه همه بد باشن ن ولی در کل رفت و آمد دوستانه همینه چون خواهر و مادر هیچ وقت دلش نمیاد بچت یه آخ بگه و ناراحت بشه ولی غریبه میگه ب بچت چرا بچه من اذیتت میکنه از خودت دفاع نمیکنی.کسی ک از رفت و آمد کردن باهاش حس خوبی نداری چرا باید اصرار ب ادامش داشته باشی چقدر حرص خوردم برای دخترت گناه داره لطفا قوی باش و حریم زندگیتو دست غریبه نده.دوست درحد احوالپرسی باید باشه موقعی ک سو استفاده میکنه ن رفت و آمد.

خدا شاهده تاپیکتو خوندم تپش قلب گرفتم، واقعا اعصابم بهم ریخت، چقدر پررو، اصلا درو براشون باز نکن،میخوان از دیوارتون بالا بیان و تماس هاشونو جواب نده،اگر باز هم اومدن در اتاقها و قفل کن بگو دخترم گریه میکنه و رو وسایلش حساسه.

ببخشید عزیزم ولی خیلی شل هستید چرا اینقدر ضعیف؟چرا در جواب بی ادبی دیگران اینقدر کوتاه میاین؟چاقو که نزاشته زیر گلتون که بزور بیاد خونتون به هیچ عنوان در رو باز نکنید بی رودربایستی باید بهش بگی رفتارتون باعث آزار من و بچم هست می‌خوام ارتباطم رو قطع کنم یکم اقتدار داشته باشید

عزیزم یه سوال بی ربط . اون ماگی که قبل عید از دیجی کالا خریدی بالخره فرستادن برات؟ یا پولتو خوردن؟

ببین اگر نمیتونی بهشون بگی نیان حداقل وقتی میان در اتاقا رو قفل کن کلیدم بهشون نده اگرم چیزی گفتن با شوخی و خنده بهشون بگو شما اومدین ما رو ببینین یا اتاقا رو بچرخین؟

اتفاقا یبار دوستم و پسرش اومدن خونمون پسرش همه جارو بهم ریخت این انگار نه انگار دستای پفکیشو مالیده بود به مبل و فرشای سفیدم دیگه بعد اون دعوتشون نکردم

چه نسبتی باهات دارن

من بودم به بچه هارک میگفتم بگومادرش باشه وبخنذه یاناراحت بشه ازم

من بودم با اولین دیدار یا تماس با طرف بهش میگفتم بعد رفتنشون چه بلایی سرم اومده

اه چقدر بدم میاد ازین‌جور ادما
بزنم لهشون‌کنم

چرا همونحا دستشو نکشیدی بفرستی بیرون سکوت نکن بچتم تورو میبینه فردا باد میگیره باید در مقابل کار بد و زشت سکوت کنه من خیلی تذکر میدم
نپرید داد نزنین نمیدونم هرچی کار خطرناکو بدو سریع میگم ولی با مهربونی ک بفهمه نباید ادامه بده

چقدر زشت 😐😐😐 حق داری ، خب چرا اعتراض نکردی

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۴ سالگی
مامانا طبق شکی که تاپیک قبلی گفتم
شک کرده بودم به بیش فعال بودن دخترم گفتم ببرمش مهد ببینم اوضاع چطوره
رفتم اونجا با مربی حرف زدم که ثبت نام کنم اونم یه کم با دخترم صحبت کرد اسباب بازی بهش داد گفت بازی کن بعد گفت جمع کن موهایم بافت الاکلنگ آورد بازی داد و شعر خوند دخترم حرفاشو گوش میداد آروم بود اصلا یکی دیگه شده بود من فهمیدم بیش فعال نیست قبلانم مهمونی میرفتیم اونجا دخترم بکل عوض می‌شد و آروم ساکت حرف گوش کن چی بگم مودب و عاقل

ولی از مربی و محیط مهد خوشم نیومد ثبت نام نکردم اتاق مادرا جدا بود درب اتاق ها رو کلید می‌کرد میرفت و میاومد مدام کلید می‌کرد اخه دیگه اتاق مادرا رو چرا کلید میکنی مگه نباید شیشه ای باشه مادر ببینه داخل رو ؟بعد دخترمو جدا برد نیم ساعت داخل من پیشش نبودم میگم چیکار کردی اونجا میگه تنها بودم نشسته بودم
بعد اتاق های تو در تو و تاریک یه روز درمیون دو ساعت ۱۶۰۰
مهم هزینه ش نیستااااا میخواستم تو محیط باشه ولی تصمیم گرفتم خانه بازی ببرم با بچه ها بازی کنه خودم ببینمش تا اینکه نباشم اونجا یکی با حرص ببراش دستشویی یا با بچه ای دعواش بشه و گریه کنه چون مظلومه بالاخره بچه شیطون هم هست دیگه همه که مثل دختر من نیستن
دختر کوچیکمم اضطراب جدایی داره دلم به اونم میسوزه تنهاش بزارم پیش مامانم میمونه هاااا ولی 😞😔نمیدونم بخدا دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
چقدر سخته بچه پشت هم😭