۱۴ پاسخ

همه ما که سقط کردیم همین حالو داریم

اصلا غصه نخور منم همین پنج شنبه مرخص شدم از بیمارستان انقدر حالم بد بود تخت بغلیمم تازه زایمان کرده بود داشتم دق میکردم حتی نمیتونستم به بچه اش نگاه کنم ولی میگم خدایا بازم کرمت شکر میتونست خیلی بدتر از باشه حاملگی خارج رحم خیلی خیلی خطرناک امیدوارم خیلی زود جلش برات سبر بشه خودت تقویت کن خیلی

اصلا ناامید نشو من بچه ام دنیا اومد کلی وسایل و پول بیمارستان و دو ماه بستری و کلی خرج و مخارج دستگاه و دارو.نموند برام چقدر شکستم من.خدا رو شکر باز ندیدیش

منم سقط کردم تیرماه ۶هفته بود

منم دوسال پیش خیلی ذوق کرده بودم.
رفتم ارایشگاه همسرمو بردم رستوران گفتم جشن دو نفره داریم. با گروه سورپرایز شو هماهنگ کردم اومذن همسرم رو سورپرایز کردن گفتن پدر شده...خیلی حال خوبی داشتیم.
خانوادمو به بهترین روش سورپرایز کردم..
ولی نشد که بشه..کورتاژ شدم.
هنوزم یادم میفته چه احوالی داشتم غمگین میشم ...هنوزم مامان نشدم

همون قدر هم زود که برای من معجره کرد برای توهم یه معجزه کوچولو بفرسته

منم دقیقا مثب تو بودم استرس داشتم و همش میگفتم من دیگه هرچز بچه نمیخوام چون تنبلی شدید داشتم و همون بارداریمم با امپول و قرص بود خیالم راحت بود که حامله نمیشم ولی خدا انگار برام معجزه کرد انگار اون گریه های یواشکی شبونه و شیون های تنهایی تو روزمو شنیده بود دقیقا بعد چهل روز که پریود شدم و پریودیم تموم شد فقط یکبار رابطه داشتیم بعدش اومدم شهرستان و شب چله متوجه شدم حاملم. البته هنوز ترس تو بدنمه اگر ضرر نداشت هر هفته میرفتم سونو که ببینم هنوز قلب کوچولوش میزنه هنوز مشکلی نیست ولی نمیشه از سونو قبلی دو هفته میگذره موندم بشه سه هفته دوباره برم صدای قلبشو بشنوم انشالا که خدا این دفعه ازم نگیرتش

درک میکنمت چون واسه منم قلبش تشکیل نشد و از دست دادمش,😔😔😔

خیلی سخته منم خیلی از سیسمونی اش‌رو خریدم والان شدن آیینه دق
امیدم به اینه بارداربشم و سلامت باشه

بدترین تجربه ک فقط اونا ک داشتن درک میکنن

چرا چیشد

عزیزم ناامید نشو خدا هست ماهم منتظریم🥹☹️

چیشد ک عزیزم؟

😕😕😕

سوال های مرتبط

هدیه امام‌رضا😍 هدیه امام‌رضا😍 قصد بارداری
امروز روز ۱۲انتقال بود
۷مرداد که انتقال دادم کلی امید داشتم
ذوق داشتم میگفتم بد ۶سال دیگه غصه هام تموم میشه دردم تموم میشه ولی ....
امروز که بیبی چک زدم و منفی شد ...
گفتم خدایا بازم مردود شدم بازم باختم


امید نمیخام دیگه فهمیدم منفیه ....

انگار قلبم له شد دیگه نمیتونم به قلبم بگم طاقت بیار
روم نمیشه ....

هنوز به همسرم و مادرم که انقد برام زحمت کشیدن هیچی نگفتم فقط خودم انگار یهو پیر شدم

چقد فکر میکردم خوشحالشون میکنم چقد به خودم قول میدادم تحمل کن درد سختیارو درد امپولارو آخرش قشنگه
اینم آخرش ...........

۶سال زجر دوباره به یادم اومد
هزینه هایی که با بدبختی جور شد
داروهایی که پیدا نمیشد ولی تو ذوق داشتی پیداش کنی چون قرار بود نینی بذارن تو دلت ....

خدایا من شرمنده شدم خجالت کشیدم ....
ولی کسیو شرمنده نکن شاید آخرین امیدش همین باشه.......


ممنون از همه بچه ها و دوستان که برام دعا کردن خدا خیرتون بده 🙏🏼
ممنونم از همتون

بارداری بارداری بارداری آی وی اف آی وی اف