میگم بشون
من بارداری اولم خونمون اپارتمانی بود کلا ۳ واحد بود یه مستاجر اومده بود واحد بالایی عروس دوماد بودن ۱ هفته پدرمارو دراوردن با جهیزیه چیدن و دیدن و این کاراشون
شب عروسی عروس کشونشون یه طرف از ساعت ۳ تا ۶ونیم صبح من و شوهرم انگار پشت در حجله نشسته بودیم پنجره اتاق ما باز پنجره اونا هم باااااز چشمت روز رد نبینه قشنگ انگار وسط اتاق خوابشون بودیم و درجریان کار
یه ماه هم درگیر مهمونی بازیاشون بودیم دیگه دلو زدمب دریا رفتم کامل واسه خانومه توضیح دادم ک رعایت کنن
برو بگو چه زشتی داره؟
نه برو بگو چی میشه مگه اما با زبون ملایم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.