هیچی شبیه روزهای بعدِ زایمان نیست.
بدنت هنوز درد می‌کنه، خوابت تکه‌تکه‌ست، هورمون‌هات بالا و پایینه، و یه کوچولوی چند کیلویی فقط به تو نیاز داره.
همه می‌گن “مادر بودن قشنگه”
بله هست، اما نه تو این روزهای اول.
تو همین روزهاست که نصف‌شب، وقتی بچه خوابه یا حتی گریه می‌کنه، یهو اشکت سرازیر می‌شه. از خستگی، از فشار، از تنهایی.

این نشونه ضعف نیست. این علامت اینه که تو انسانی.
تو یه مادر تازه‌ای که داره از نو ساخته می‌شه.
بدن و مغزت دارن تلاش می‌کنن خودشونو با یه زندگی جدید هماهنگ کنن، و این کار کوچیکی نیست.

هیچ‌کس نمی‌بینه وقتی با چشم‌های پف‌کرده می‌ری سراغ کوچولوت.
هیچ‌کس نمی‌فهمه وقتی تو سکوتِ خونه، وسط شلوغی ذهنی‌ت، سرت رو می‌ذاری روی زانو و گریه‌ت می‌گیره.

اما من بهت می‌گم:
اگر خسته‌ای، طبیعی‌ه.
اگر گریه می‌کنی، طبیعی‌ه.
اگر احساس می‌کنی بعضی روزها فقط داری دوام میاری، بازم طبیعی‌ه.

تو عجیب نیستی، تو مادر شدی.
و مادر شدن گاهی بندبند آدمو می‌شکنه…
اما همین آدم دوباره از دل همون شکست‌ها قوی‌تر ساخته می‌شه.

اگه امروز فقط ادامه دادی، همین خودش یک قهرمانی بزرگه.
اینو بدون که اینجوری نمیمونه و باگذشت زمان‌ به زندگی سابق برمیگردی❤️⁩⁩

تصویر
۲۰ پاسخ

انگار همین دیروز بود....
منکه هنوز غش میکنم برای روزای اولش...
🥹❤️

تصویر

😭😭😭

و منی که از مادر شدنم از نوزادایای دخترم هیچ لذتی نبردم تا ابد حسرتش تو دلم میمونه 💔

هییی😔من ۳ماهه بارداربودم کرونا اومد مامانم فوت شدبعداز۳ماهم مادرشوهرم😔چقدر سخت گذشت بهم کل بارداریم و بزرگ کردن دخترم با افسردگی و گریه بود،۶ماهه حامله بودم کرونا گرفتم ،خواهرم برادرم که معجزه شد خوب شد،چقدراواره بیمارستانا بودم اثرات اون روزا هیچوقت از روانم پاک نمیشه،این یکی بارداریم خوب بود ولی اولین روزای بعد زایمانم چقدر بعضیا ادم رو اذیت میکنن ،من با سردرد و کمر درد و گردن درد و بیخابی کلنجار میرفتم از یه طرف بیخابی و خستگی و شیردادن، مهمونام میومدن انگار برای خوش گذرانی نه یه آبی بدن دستم نه چیزی اخرشم نشستن گفتن فلانی مارو نهار شام نگه نداشت انگار من حالشو داشتم بشینم باهاشون مهمون بازی کنم خودشون هم نمیپختنا باید حاضر میکردیم میزاشتیم جلوشون،خداروشکر که ۲تا خواهردارم وگرنه از احساس تنهایی دق میکردم، چقدر تو هر زایمانم برای جای خالی مامانم گریه کردم چون اگه بود به هیچکس نیازی نداشتم💔🥹

اشکمو درآوردی آبجی 🥺🥺🥺🥺😢😢😢😢

روزای اول یه چیزی فراتر از فاجعه بود .... حداقل برای من ، یه پاییز سردو ... یه بدنو بی جونو چشایی که سیاهی میرفت و شکم درد و بچه ای که خواب نداشت ... چقدر سخت بود چقدر

همه اینا یه طرف که یه مامان ادلی تجربش میکنه
امــــــا مامامای چتدفرزندی جندین برابر سختی میکشن
با بخیه های تازه. یه نوزادی ک ۲۴ ساعت نیازش داره. شب بیداری ها تازه صبح ک میشه بقیه بچه هاهم رسیدگی نیاز دارن تاشب ووقت خواب.

منکه اولیم ۶سالشه و این یکی دوماهه خیلی وقتا کم میارم خدا ب داد چندفرزندیا برسه و توان و قوتشون بده

وای اشکمو دراوردی:)))چه متنی بوددد:)

من ازاون مامانايي ميشم ك اگ بچم گريه كنه ميشينم باهاش گريه ميكنم🥹🤤

دقییییقا روزای‌اول مادری اصلا قشنگ نیس...البته الان ک فک‌میکنم قشنگ بود،شاید چون گذشته وگرن اونروزا فقط گریه میکردم

متنت ب دلم نشست

با تک تک تک وجودم حس کردم حرفات من واقعا بعضی شبا گریه میکردم همه مسخره میکرد ولی واقعا برام سخت بود بدنم عادت نداشت

الحمدلله من بعد هر سه تا زایمانم مشکلی با بچه داری نداشتم شاید بخاطر رشته ی کاریم بود
واقعا از همون بچه اول انگار ده بیست تا بچه بزرگ کرده بودم برا همین خاطره بدی ندارم 😍

خدا ازین سختی ها نسیب کسایی کنه که آرزوی بچه دار شدن دارن و در حسرتن

باورم نمیشه اون روزای گند تموم شده

با پوست‌و‌استخون‌دارم‌درک‌میکنم‌مادر‌بودنو و چقد سخت و لذت بخشه

عالی بود

فاجعه بود فاجعهههههه بود
دست تنها بدون هیچ تجربه ای
با بخیه هایی که بازشدن و بچه ای که بی قرار بود و هست
رفلاکس و کولیک شدید
وای خدایا وااااای🤦‍♀️

یادش بخیر انگار همین دیروز بود🥲

تصویر

واقعا همینه👏🏻👏🏻👏🏻

سوال های مرتبط

مامان ❣️پسری👼🏻❣️ مامان ❣️پسری👼🏻❣️ ۱۲ ماهگی
تقدیم به تموم مادرای الان و آینده گهواره
وقتی مادر میشی دیگه برات مهم نیست موهات بریزن یا نه، بلند باشن یا نباشن، حتی ممکنه عمدا بری و موهای پرپشت و بلندت رو کوتاه کنی که راحت تر مادری کنی، وقتی مادر میشی اون یه ذره شکم که بعد زایمان برات مونده نگران کننده نیست، حتی به ترک های پوستت هم میخندی! وقتی مادر میشی به لاغری و چاقی هم دیگه اهمیت نمیدی و مهم اینه که برا بچه ت شیر داشته باشی، وقتی مادر میشی حتی ممکنه برعکس، بیشتر به رشد درونی خودت، ظاهر خودت برسی که بچه ت که بزرگ شد بهت افتخار کنه، وقتی مادر میشی خودت دوباره بچه میشی و شعرای کودکانه رو از بر می کنی که برا کودکت بخونی و خنده هاشو ببینی، حتی وقتی بچه ت خوابه هم تو داری تلاش میکنی که وقت بیداریش بیشتر باهاش وقت بگذرونی، وقتی مادر میشی یهو می بینی رفتی خرید و از خریدات خیلی خوشحالی اما اینبار فقط برا بچه ت خرید کردی! وقتی مادر میشی کمترین فداکاری اینه که از خواب شب و استراحت روزت با عشق میگذری، وقتی مادر میشی تازه می فهمی که عشق کاری میکنه که تو جز زیبایی توی تیکه ای از وجودت هیچ چیز دیگه ای نبینی، وقتی مادر میشی نقطه ی امن جهانت میشه اون کنج خونه که بچه ت خوابیده، وقتی مادر میشی بهتزین تفریحت مادری کردنه و جهان تو خلاصه میشه در یک موجود عجیب دوست داشتنی، وقتی مادر میشی باورت نمیشه همه ی اینا تویی، تو که قبلا خیلی چیزا برات مهم بودن اما الان هزار پله رشد کردی با حس ناب مادری
مامان تربچه 🌱 مامان تربچه 🌱 ۶ ماهگی
پیرو تاپیک قبلیم


اون لحظه که نوزاد گریه می‌کنه بحث سر این نیست که تو بغل کی آروم تر میشه ،می‌دونیم از لطف و محبت و مهربونی میاد اون کمک اما اون لحظه فقط یه چیز مهمه: احساس امنیت برای کودکمون و اون امنیت یعنی آغوش مراقب اصلی (یعنی پدر و مادر) که معمولا مامانه.
وقتی نوزاد احساس ناامنی می‌کنه و یهو از نقطه امنش جدا میشه،بدنش وارد فاز استرس می‌شه و هورمون کورتیزول ترشح می‌کنه یعنی مغز واقعاً فکر می‌کنه خطر اتفاق افتاده.
حتی اگه تو بغل مامانش هم به گریه ادامه بده اون گریه نشونه بی‌فایده بودن بغل مامان نیست بلکه راهی برای تخلیه احساساتشه. دیدی ما بزرگترا هم وقتی بغض داریم تا یکیو می‌بینیم که برامون امنه بغضمون ترکه و گریمون در میاد؟
نوزاد هم همینه فقط کوچیک‌تر و بی دفاع‌تر .
نترسید از گریش تو آغوش مادر آرومتر میشه فقط یکم زمان می‌خواد تا گریه‌اش آروم‌تر بشه دقیقاً مثل ما بزرگتره.

اون لحظه به طور غریزی تو بدن مادر هم کلی اضطراب ایجاد میشه که بچه‌ام داره گریه می‌کنه و تو بغل من نیست.
مامان آرون مامان آرون ۷ ماهگی
همه فکر میکنن مادرایی که شیر خشک به بچه میدن همش قضاوت میشن
اما من یه مادرم که شیر خودمو میدم به بچم
هفته های اول نوک سینم زخم شدش با درد به بچه هرجوری بود شیر دادم
الانم پسرم هر دو‌ساعت از خواب بیدار میشه شیرش میدم چون شیر مادر سریعتر حضم میشه و‌بچه گشنش میشه
وسط شیر دادن یهو احساس تشنگی شدید می‌کنم بعضی وقتا هم ضعف می‌کنم ولی با همه اینا بازم دوست دارم شیر خودمو به بچه بدم وزن پسرمم خوبه ‌‌دکتر و بهداشت هروقت رفتم گفتن خوبه و نیاز به کمکی نداره
ولی با همه اینا گاهی اطرافیانم یه حرفایی میزنن که دلم میشکنه واقعا
بچم دهنش باز میشه میگن گشنشه در حالی که من بچم رو میشناسم اگه خیلی زود به زود بهش شیر بدم بالا میاره
یا مثلا مادر شوهرم به شوهرم میگف شیرش بچه رو سیر نمیکنه واسه همین بچه گریه میکنه 🥲واقعا دلم شکست که من دارم با این همه سختی به بچم شیر میدم ولی اینا همیشه تا بچه گریه میکنه سریع میگن گشنشه در حالی که بچه کولیک داره شبا از یه ساعتی به بعد گریه هاش شروع میشه ربطی به گشنگی نداره اما فقط میخوان به من مادر حس ناکافی بودن بدن
مامان برهان👶🏻🐣 مامان برهان👶🏻🐣 ۵ ماهگی
از وقتی که مادر شدم ، وقتی یه بچه کوچیک رو میبینم من یه مادر رو میبینم ..
یه مادر که حتما کمخونه ، کم خوابه ، سختی های زایمان رو پشت سر گذاشته
هورموناش بهم ریخته و همه ی اینا در بهترین حالتیه که افسردگی پس از زایمان نگرفته باشه ...
یه مادر روزی هزار بار از خودش انتقاد می‌کنه
وقتی داره چاییشو سرد میخوره ، وقتی زیر دوش آبه ، وقتی توی مهمونیه و قراره بهش خیلی خوش بگذره به این فکر می‌کنه که میتونست الان مادر بهتری باشه .
یه مادری که میتونست خیلی بیشتر برای بچه اش وقت بزاره
خیلی از ماها زندگیمون به دوران قبل و بعد از بچه دار شدن تقسیم میشه چون هیچکس به ما یاد نداده توی اون دوران کار درست چیه ..؟
یه نسخه گرفتیم دستمون دیدی فلانی چقدر زود سرپا شد ، غذاهاشم خودش درست می‌کنه ! پاشو خودتو لوس نکن ..
نه عزیز من گنجایش آدما باهم فرق می‌کنه
برو ازشون بپرس واقعا از زندگی زناشوییشون راضین ؟؟
از اینکه توی اون دوران مجبور بودن ادای آدمای قوی رو دربیارن خوشحالن ؟
درک نشدن ...
هیچ وقت هیچ زنی قبل و بعد از مادر شدنش رو یادش نمیره
بیاین خاطره های خوبی رو بزاریم براشون
از دایه مهربان تر از مادر بودن دست برداریم
تجربیاتمون رو برای خودمون نگه داریم
سعی کنیم بیشتر سکوت کنیم
سعی کنیم کاری که ازمون خواسته شده رو فقط انجام بدیم
و بپذیریم اگر یه مادر حالش خوب باشه
حال بچه اش هم خوبه ....