از وقتی که مادر شدم ، وقتی یه بچه کوچیک رو میبینم من یه مادر رو میبینم ..
یه مادر که حتما کمخونه ، کم خوابه ، سختی های زایمان رو پشت سر گذاشته
هورموناش بهم ریخته و همه ی اینا در بهترین حالتیه که افسردگی پس از زایمان نگرفته باشه ...
یه مادر روزی هزار بار از خودش انتقاد می‌کنه
وقتی داره چاییشو سرد میخوره ، وقتی زیر دوش آبه ، وقتی توی مهمونیه و قراره بهش خیلی خوش بگذره به این فکر می‌کنه که میتونست الان مادر بهتری باشه .
یه مادری که میتونست خیلی بیشتر برای بچه اش وقت بزاره
خیلی از ماها زندگیمون به دوران قبل و بعد از بچه دار شدن تقسیم میشه چون هیچکس به ما یاد نداده توی اون دوران کار درست چیه ..؟
یه نسخه گرفتیم دستمون دیدی فلانی چقدر زود سرپا شد ، غذاهاشم خودش درست می‌کنه ! پاشو خودتو لوس نکن ..
نه عزیز من گنجایش آدما باهم فرق می‌کنه
برو ازشون بپرس واقعا از زندگی زناشوییشون راضین ؟؟
از اینکه توی اون دوران مجبور بودن ادای آدمای قوی رو دربیارن خوشحالن ؟
درک نشدن ...
هیچ وقت هیچ زنی قبل و بعد از مادر شدنش رو یادش نمیره
بیاین خاطره های خوبی رو بزاریم براشون
از دایه مهربان تر از مادر بودن دست برداریم
تجربیاتمون رو برای خودمون نگه داریم
سعی کنیم بیشتر سکوت کنیم
سعی کنیم کاری که ازمون خواسته شده رو فقط انجام بدیم
و بپذیریم اگر یه مادر حالش خوب باشه
حال بچه اش هم خوبه ....

۸ پاسخ

موافقم باهات شدید
قبل پسرم اصلا درک نمی‌کردم یکی میگه خستم یعنی چی،میگه دلم گرفته،حوصلم سر رفته ،کمبود محبت دارم یعنی چی
یعنی الان من یعنی حموم رفتن با در باز ،یعنی بریده شدن دستور پاهات که زود تر تموم کنی ،یعنی خوابیدن تو پنج دقیقه از شدت خستگی ،یعنی از شدت تند تند کاراتو انجام بدی سرتو دستتو پات بخوره تو کابینت و درو دیوار یعنی بعد همه سختیای روز شب با آمدن همسرت خانومی هم کنی یعنی مادر
حالا میفهمم واقعا معنی مادر یعنی چی

دقیقاااا کاش واقعا همجنس‌همجنسهامون درک داشتن ک بین زنوشوهرتفرقه نندازن وخودشونو دایه مهربانترازمادرنبینن واقعا سرپسرم فهمیدم مادر شدن فقط ۹ماه بارداری وزایمان نیست محبت توجه غذا پوشک همه چی میخواد همچنین خودتوهمسرت ....بعدیکی سرزده میاد وخودشم بچه داره گیرمیده وای چقدخونت بهم ریختس چقدبچت شیطونه وای چرا غذای بهترنپختی و....دلم میخواد همشونو بذارم روبیصدا ک نشنوم کاش همچین چیزی میشد افسردگی بعدزایمان گرفتی مسخره میکنن ک برا برادرم خودشوالکی لوس میکنه و....

واقعا گل گفتی

چ قشنگ‌ گفتی

👍👍👍👍

دقیقا چقد قشنگ گفتی👌
اگه حال زن خونه خوب باشه
حال بچه و شوهرم هم خوبه☺️

👌🏻👌🏻👌🏻

خیلی خیلی زیبا شرایط رو توصیف کردین واقعا نیازه هممون این شرایطی رو که پشت سر میزاریم رو هیچ وقت فراموش نکنیم و این فرهنگ رو برای خودمون و نسل بعدی بیاریم که هر وقت زنی رو دیدیم که تازه مادر شده فقط درکش کنیم و بیخود و بی جهت شروع به مقایسه کردن و گفتن تجربیاتمون نکنیم ، آدما نیاز به محبت دارن همین

سوال های مرتبط

مامان مامان پسرم مامان مامان پسرم ۶ ماهگی
مادر
اولین خونه ی ما شکم مادرامونه
اولین غذای ما شیر مادره
اولین سر پناه و ارامشمون آغوش مادره
اولین آهنگ صدای مادره
مادر بودن حس عجیبه چرا چون خاطره بخاطر بچش حتی از خودشم بگذره
مادر ۹ ماه ی فرشته رو درون خودش پرورش میده بعد از اون میرسه ب مرحله استرس یعنی زایمان ولی چیزی که بیشتر از اون ی مادر رو نگران می‌کنه آینده بچه شه
حالا مادر مسولیت خیلی بزرگی ب گردن داره دیگه وقت برای خودش نداره
غذا خوردن اونم سر حوصله میشه براش آرزو
خوابیدن بدونه دقدقه میشه افسانه چون بچه قلب مادره تا اون موقع ای که بخواد ازدواج کنه بازم مادر استرس زندگیشو داره
برای همین خواب بدون دقدقه میشه آرزو
دیگه وقتی برای خودش بودن نداره وقتش میشه فرشتش
مادر بودن یعنی کم میاری
گریه می‌کنی 🙂ولی کم نمیاری بخاطر بچت
کدوم مادری بچش رو مقصر بد فرم شدن بدنش می‌دونه
کدوم مادر ترک های بزرگ و کوچیک شکمش رو مقصر بچش می‌دونه
کدوم مادر منت کارایی که برای بچش کرده رو میزاره
ولی
بچه چی؟
مامان ابریشم مامان ابریشم ۱ ماهگی
و
از روزهای شیرین شیردهی تا شب های سنگین بی خوابی…

یک ماهه مثل اینکه صاعقه به زندگیم زده باشه همه چیز دگرگون شده

آدمی که همیشه وسواس تمیزی داشت الان اصلا متوجه کثیفی خونه نمیشه

آدمی که همیشه 8 ساعت خواب شبش سر جاش بود الان خواب شب اصلا براش معنی نداره،چون یا بیداره یا نیمه هوشیار و مراقب

آدمی که همیشه غذاش آماده بود الان اصلا متوجه نمیشه کی زمان گذشت و وقت ناهار و شام شد

آدمی که یه روتین پوستی منظم داشت الان حتی نمیرسه یه کرم مرطوب کننده بعد حمام بزنه

آدمی که از 7 روز هفته 5 روزش رو بیرون بود و تفریحش سر جاش بود الان به غیر از دکتر رفتن فرصت نمیکنه پاشو از خونه بیرون بزاره

حالا وقتی همون ادم یه روزایی کم میاره و با بغض میگه خسته ام با یه حجمه از طرف اطرافیان مواجه میشه که تو ناشکری ، تو قدر نعمتی که خدا بهت داده رو نمیدونی ، تو لوسی ، تو بچه ای،

و هیییچ کس نمیدونه چقدر غم دل اون مادر سنگین تر میشه با شنیدن این حرفا هیچ کس نمیدونه چه عذاب وجدان و احساس گناهی به اون مادر میده
اون مادر عاااشق بچه شه اون مادر داره جون میده برای لحظه های قشنگی که داره برای اون موجود کوچولو مادری میکنه ولی حق داره بعضی روزا یکم دلش بگیره و دلش برای روزای قبل مادر شدنش تنگ بشه حق داره فقط برای چند دقیقه دلش نخواد مادر باشه

اون مادر هیچی نمیخواد جز شنیدن این جمله( کاملا حق داری)
درک شدن خیلی حس خوبیه..
همین یه جمله معجزه میکنه ✨
مامان علی🪽👼🏻 مامان علی🪽👼🏻 ۲ ماهگی
توی فضای گهوراره
مادرایی هستن که هر جا یه مادر می‌بینن، سریع یه جمله با بار منفی شوت می‌کنن سمتش،مثلاً میگی: «بچه‌هام اختلاف سنی‌شون کمه.»میگن: «وااای، چرا انقدر نزدیک؟!»خب عزیزم… به تو چه؟! 😂
مگه خرجشونو تو میدی؟مگه شبایی که از خستگی فقط دلت می‌خواد یه گوشه ولو شی، تو بیداری؟مگه کوفتگیِ تن و خستگیِ مغز و هزار تا فکرِ ریز و درشتِ یه مادر، سهم توئه؟!
یا مثلاً با ذوق میگی:
«بچم خیلی آرومه، خدا رو شکر…»
یکی از اون ته میگه:
«هنووووز اولشه! 😏بذار بزرگ‌تر بشه…
بذار هرچی بری جلوتر، اذیتاش بیشتر میشه!»خب مثلاً یه کم انرژی مثبت بدی، دور از جون می‌میری؟! 😂
قرار نیست هر چیزی که برای تو سخت بوده، برای بقیه هم حتماً با همون نسخه پیش بره. نگید آقا… نگیییییییید!
بذارید یه مادر، همون چند دقیقه‌ای که داره از یه اتفاق خوب لذت می‌بره، واقعاً لذت ببره.اگر بچه‌ش آرومه، بگو «چه خوب، الهی همیشه همین‌طور باشه.»
اگر از مادر بودنش راضیه، نرو براش آینده‌ی سخت و ترسناک پیش‌بینی کن.
اگر از چیزی ذوق کرده، ذوقشو خفه نکن،
باور کنید ما زن‌ها همین‌جوری هم خستگی و کوفتگی کم نداریم…
از خواب‌های نصفه‌نیمه گرفته تا بدن خسته، ذهن شلوغ، دغدغه‌های خونه، بچه، زندگی و هزار جور فکری که شاید هیچ‌کس ازشون خبر نداشته باشه.
قرار نیست همیشه تجربه‌های تلخ خودمون رو بذاریم وسط و باهاش حال خوب یکی دیگه رو خراب کنیم.
بیاید حداقل توی این فضای گهواره، هوای همدیگه رو داشته باشیم؛
کمتر بترسونیم، کمتر قضاوت کنیم، کمتر پیشگویی کنیم و بیشتر دست همدیگه رو بگیریم.مادر بودن به اندازه‌ی کافی سخته؛
لااقل کاری نکنیم مادرِ کناری، از مادر بودنش بترسه. 🤍
مامان آراز 🩵 مامان آراز 🩵 ۲ ماهگی
بارداری فقط بزرگ شدن شکم نیست…
نه ماه، تمامِ وجودت رو برای ساختنِ یک آدم کوچیک قرض می‌دی.
بدنت تغییر می‌کنه، پوستت کش میاد، جای زخم می‌مونه، موهات می‌ریزه، خوابت به هم می‌ریزه و آخرش می‌رسی به زایمان؛
دردی که شاید هیچ‌وقت نتونی برای کسی توضیحش بدی.

بعدش هم شروعِ مادریه…
شب‌هایی که نمی‌خوابی، روزهایی که حتی فرصت نمی‌کنی یه دوشِ آروم بگیری،
غذا می‌خوری که سیر باشی، نه اینکه لذت ببری…
لباس می‌پوشی، اما خودت دیگه اولویت نیستی.
کم‌کم آینه رو نگاه می‌کنی و می‌بینی زنی که قبل از بچه بودی، جاش رو به مادری داده که خودش رو فراموش کرده.

شاید دیگه اون بدنِ قبل از بارداری رو نداشته باشی…
شاید روی شکمت خط‌هایی مونده باشه،
روی بدنت جای زخم زایمان،
زیر چشمت ردِ بی‌خوابی،
و توی دلت خستگی‌هایی که هیچ‌کس نمی‌بینه.

اما می‌دونی چیه؟
تو زیباییت رو از دست ندادی…
تو زیباییت رو خرجِ ساختنِ یک زندگی کردی.

اون خط‌های روی شکمت، شکستگی نیستن؛
ردِ روزهایی‌ان که یک جانِ دیگه رو توی خودت پرورش دادی.
اون زخم‌ها، کم شدنِ ارزش تو نیستن؛
مدرکِ جنگیدنِ توئن.
و اون زنی که گاهی خودش رو توی آینه نمی‌شناسه،
همون زنیه که هر روز با تمام خستگیش، باز هم برای بچه‌اش بلند میشه.

مادر شدن شاید خیلی چیزها رو ازت گرفت…
اما تو رو کوچک نکرد.
تو فقط یک زنِ قبل از مادر شدن نیستی؛
تو زنی هستی که از دلِ درد، یک زندگی به دنیا آورده.

پس اگر امروز بدنت مثل قبل نیست،
اگر خسته‌ای،
اگر خودت رو فراموش کردی،
اگر زخم‌هایی روی تنت مونده…

یادت باشه:
تو خراب نشدی؛
تو مادر شدی. ❤️

سلامتی همه مادران


بارداری زایمان شیردهی سزارین طبیعی