و منی ک همش بدون هیچ دلیلی گریم میگیره،تو این بیست روز سرجمع 24ساعت نخابیدم، اصن خودمو یادم رفته، بچه هم ک همش زور میزنه قرمزززز میشه بخاطر کولیک، سرماهم خورده، من مامانم کمکیم هست ولی خب برا شیر باید پاشم، تا میام چشام بره روهم بچه شیر میخاد و شروع میکنه ب زور زدن باید خودم باشم، در کلللللل حس میکنم خسته ترین فرد روی زمینم🤦🏻♀️شوهرمم ک فقط میگه تو داری سخت میگیری، ب خودت استراحت بده ب خودت برس از فکر بچه بیا بیرون و و و. هییییییچوقت پدر، مث مادر نیست و نمیشه
عزیزم هممون همینیممن دیگ انقد ک نخابیدم تو روشنایی چشمام اشکمیکنه گودوسیاه شده دور چشمام حسرت خواب دارم یکماهه از روز بیمارستانم با اینکسزلرین بودم خودم بچه برداشتم گذاشتم حتا از روزمین خیلی سخته میفهمم چیمیگیولی باخودم میگم اون بچه هم بجز من کسیندارهک نیازش رو برطرف کنه انقدنخابیدم شبیه معتادا شدم
بببین دقیقا تو این بازه زمانی ک تو هستی اره ادم فکر میکنه متلاشی داره میشه
منم داغون بودم انقد گریه میکردم عصبی بودم همش احساس فروپاشی میکردم
ولی خوب میشی. یکم بزار بگذررره
یک ماهه ک بشه بهتر میشی
باور کن
انگار بدنت عادت میکنه. نمیدونمچیجوریه
از مادر و مادرشوهر انتظاری نیست ولی حتمااااااا با همسرت صحبت کن بیشتر کمکت کنه
اولاش خیلی سخته چ میشه کرد به خودت استراحت بده بچه رو بسپار مادرشوهرت خودت برو خونه خودت یکم استراحت کن
ای جانم عزیزم، منم بظاهر کمکی داشتم اما همش از لحاظ روحی تحت فشارم میذاشتن
از همسرت بخواه اروغ و پوشک رو گردن بگیره
خودتم تو کارای خونه وارد نشو، هر ساعتی از روز ک تونستی حتما بخواب حتی یک ساعت چون بهتر از هیچی عه
یکم بگذره درست میشه
واقعا درکت میکنم چون دقیقا منم همین شرایط و داشتم مامانمم نزدیکم نبود که کمکم کنه مادرشوهرم پیشم بود اونم عملا کار زیادی نمیکرد تازه من مجبور بودم پاشم غذاهم درست کنم چون مهمون محسوب میشد دیگه.. تا یک ماه واقعا سخت میگذره اما بعدش همچی خیلی راحت میشه برات باور کن.. هم خواب بچه بهتر میشه هم اذیت و گریه کردنش کم میشه.. فقط باید صبر داشته باشی هممون این روزای سختو باید بگذرونیم ❤️🩹 اوضاع خیلی بهتر میشه
عزیزم درکت میکنم همه همینطورن گلم
ولی این روزا تا 40 روز اینا ادامه داره بعد ی ماه بنیه ی بدنت برمیگرده و دستت میاد همه چی
منم دقیقا همین شرایط شما داشتم تازه بدتر از شما اما گذشت .این روزای سخت واس همه هست و تموم میشه
واقعا سخته این راهی که منم باید طی. کنم یه دختر سه سال نیمه و با این توراهی
عزیز من همه ی مامانا این روزها را تجربه کردن
کاملا درکت میکنم که چ روزای سختی را داری میگذرونی ولی صبوری کن،تا قلق بچه دستت بیاد،یکم دیگ تحمل کنی همه چیز درست میشه،تا چهل روز تایم خواب نی نی مشخص نیس بعدش دیگ تایمش دستت میاد و کم کم زندگیت رو به روال میفته.
شیرشو بده و بده دست مادرشوهر تا بری بخوابی عزیزم. اره سخته برای همه همینجوری بوده . از مادرشوهرت کمک بخواه . دست ب کارای خونه نزن بچه رم بسپار ب مادرشوهرت
ای خدا. خواهر.... مادرت نیست بیاد پیشت
یکم بگذره عادت میکنی و بچه بهتر میشه
الان شرایط روحی بخاطر هورمون ها به هم ریخته هست.سعی کن بیشتر کمک بگیری فعلا.چون مادر شدن سختی های زیادی داره به هر حال اولش کولیک و شب بیداری ها بعدش داستان های دندون دراوردن و....😅سعی کن به روحیت برسی به چیزای مثبت فکر کنی ولی حتما کمک بگیر یا در کنارش شیرخشک بده که تایم استراحت داشته باشی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.