۱۵ پاسخ

عزیزم من نیکانو با یه لیف نخیه نازک میشپرم اما همونم یه پزشک گفته که تا یه سالگی لیف اصلا خوب نیست چربیای بدنشونو نباید از بین ببرین

الهی شکر ک باز تخلیه شد
مراقبت کن و داروش بده انشالله دیگه مشکلی پیش نیاد برای گل دخترت

الهی بگردم.
ایشالله که تخلیه شده و دیگه چیزی نباشه.
خیلی بهت سخت گذشته , می‌بوسمت مامان مهربون😘🫂

پسر اولم منم اینطوری شده بود ولی برده بودم متخصص تخلیه کرد باز یکم پر شد ک‌سری دوم خودش ترکید

مال دختر منم اینطور شد چرک سبز تخلیه شد دوبار باد کرد دوباره تخلیه شد الان خوبه طبیعیه چرا می‌ترسی نیاز نیست چرک خشک کن هم بدی خودش خوب میشه

چخوب عفونتش خارج شده
ایشالا ک خوب خوب بشه

الهی بگردم درکت میکنم خیلی واقعا اینجور شرایط سخته مخصوصا تنها باشی 😢

از کجاش در اومد من از کتفش در اومده

باز خداروشکر تخلیه شد عزیزم نگران نباش🥺

برای پسر منم همینطور شده بود اصلا بهش دست نزدم بردم حموم خودش تخلیه شذ

واسه دختر منم تازه خوب شده خشک شد خداروشکر
خیلی بد بود
چرک زرد و سبز میومد ازش

میفهمم
منم تجربه کردم و کاملا درک میکنم

منم خودش تخلیه شد
انقدر چرک اومد ک نگوو بچمم ساکت
ظاهرا درد و سوزشی ندارن

یعنی تا این ن حد چرک و عفونت کرده بود ؟
😢

بچه ۶ ماهه رو چرا لیف میکشی خاهر من
اشکال نداره خوبه تخلیه شده دیگ

سوال های مرتبط

مامان تپل مامان تپل ۱۶ ماهگی
خلاصه تصمیم گرفتیم بریم شیراز بیمارستان چشم خدادوست تحقیق که کردم نوشته بود کسی از اینجا دست خالی بیرون نمیره بابام سرکار بود دروازده شب میرسید همون موقع حرکت کردیم هفت صبح اونجا بودیم رفتیم توی بیمارستان بخش بشدت شلوغ مامانم و بابام بیرون بودن من رفتم تو از چند نفر پرسیدم و راضی بودن دوساعت شد هنوز نوبتمون نشد داداشم شروع کرد گریه کردن بخاطر امپولاش گریه هاش بهتر شده بود و الکی الکی میخندید منشی دید خیلی گریه میکنه مارو فرستاد داخل دکتر معاینه کرد دید خیلی تعجب کرد گفت ساختار چشمش کاملا سالمه چطور نابیناست؟خود دکترم تو کارش موند گفت ببریش دکتر مڠز و اعصاب اون باید پیدا کنه مگرنه که چ‌شمش سالمه
ساله ولی نمیبینه؟چه فایده دوباره دست خالی برگشتیم پوچ و خالی هیچی دستمونو نگرفت برگشتیم خونه بابام گفت من کارام درست میکنم تو از فردا صبح شروع کن هرچی دکتر خوب هست پیدا کن من دوهفته کامل کارم شده بود هفت صبح زنگ زدن به اون دکتر و این دکتر یه کاغذ کنارم میگذاشتم و مینوشتم از بیمارستان فارابی تا مفید و انواع فوق تخصص و پرفسورا نوبت گرفتم هفته بعد میخواستیم بریم تهران و کلی ماجرای عجیب دیگه ادامه دارد...
انشالله فردا
مامان نورا مامان نورا ۶ ماهگی
مامان آلبالو🍒 مامان آلبالو🍒 ۱۴ ماهگی
از درمانگاه مزخرفی ک خاطره خیلی بد دارم رد شدم
خداروشکر کردم ک اونشب آمپول فشار نداشتن وگرنه دیگه دخترم کنارم نبود🙃🥲
پارسال یهو دست چپم درد گرفت رفتم درمانگاه پنج ماه باردار بودم دکتر احمق فشارمو گرفت یهو گفت سریع برید آمپول فشار بخرید من استرس گرفتم گفتم توروخدا چیشده گفت فشار ۲۲هست وای وای من مردمو زنده شدم یهو سرم سبک شد فکم ب حدی می‌لرزید داشتم جون میدادم دست دکترو گرفتم گفتم توروخدا زنگ بزنید آمبولانس برم بیمارستان ۲۲ک سکته میکنم الان گفت اینجا آمبولانس نمیاد شوهرم سریع رفت آمپول بگیره من یسرع گریه میکردم گفتم حداقل دست راستمم فشار بگیر من هیچ الائمی ندارم گرفت یهو گفت عه ۱۵چرا هست این دستت نمیشه این همه اختلاف ک
ی دستگاه فشار دیگ آورد گرفت گفت دستگاه قبلی سوراخ بود اشتباه فشار گرفتم فشارت ۱۲هست ی سرم می‌نویسم ک آرومت کنه گفتم اصلا من اینجا هیچ کاری نمیکنم رفتم یحیی نژاد اونجا گفتن فشارت ۱۳هست حامله ای باید بستری بشی ما بستری نمیکنم برو روحانی رفتم سه بار فشار گرفتن گفتن فشار۱۱هست هیچیت نیست برو خونه🥲🥲🥲ازاونموقع فشار بالاوحشت گرفتم همش توهم میزنم فشارم بالاس خدا از اون دکتر نگذره خیلی بهم استرس وارد کرد