۲۵ پاسخ

ماهم سنتی ازدواج کردیم ولی قبلش معنی عشقوتجربه کردم که نشدوالان خوشحالم که نشدچون بااین مردخوشبخترم بااون‌خوشبخت نمیشدم

وجود داره خیلیم قشنگه ولی نرسی بهش پدرت درمیاد داغون میشی
برامن اینجوری بوو که اسمش هرجابیاد قلبم میریخت و خلاصش اینکه ۲۴ساعت توی فکرم بود

عشق یعنی ترجیح منافع معشوق به منافع خودت
توی بشر کم پیش میاد چنین چیزی دیده بشه
چون بشر ذاتا موجودی خودخواه هست
اما دوست داشتنه خیلی زیاد وجود داره...
من عاشق(دوست داشتن زیاد) همسرم شدم و یمدت خیلی کوتاهی دوست شدیم و ازدواج کردیم...بهم احساس امنیت میداد،احترام میذاشت،پیشش احساس میکردم آدم ارزشمندی هستم،ناراحتی و اندوه من براش مهم بود...و همین ها هم باعث شد بهش علاقمند بشم...
الان ۶سال گذشته ما روزای قشنگی داشتیم در کنارهم
که یادش میفتم دلم میخواد باز تکرار بشه
ولی عزیزم زندگی یکنواخت میشه، اونقدر یکنواخت میشه که دیگه یادت میره آدمی که جلوت هست رو دوست داری!
یعنی عادت کردن جای عشق و عاشقیو میگیره...
من گاهی که به چهره همسرم عمیق نگاه میکنم یهویی قلبم میلرزه،و یادم میفته که دوستش دارم...
از دوست داشتن و عشق، یه پدیده ی افسانه ای نباید ساخته بشه توی ذهنها
همینکه همسر آدم، باعث نشه آدم احساس بدبختی کنه کافیه...همینکه همسر آدم، آدمو ناراحت نکنه کافیه...
هیچوقت زندگیتو بخاطر تجربه کردن عشق، خراب نکن...شریک زندگیت رو اگر انسان خوبیه و اونم بفکر زندگیش هست رو سعی کن باهاش کنار بیای...همونطور که بقیه کنار میان....

عشق قشنگه عزیزم در صورتی که دوطرفه باشه

عشق خیلی چیز قشنگیه،واقعا مقدسه منم عاشق شدم ولی نشد بهم برسیم ولی هنوز که هنوزه برام قشنگه،قشنگترین حسی که تجربه کردم و پشیمون نیستم از عاشقیم،اما الان حسی ندارم به اون آدم الان،منه سابق، عاشق اون آدم سابق بودم🥹

من سنتی ازدواج کردم
ولی واقعا عاشق شوهرمم
عیب و ایراد هم زیاد داره
ولی هیچکس کامل نیست
مهم اینه عاشق زن و خونوادشه و تو این شرایط سخت کار میکنه و سختی می‌کشه
چرا عاشقش نباشم . پدر بچه هامه
سعی کن افکار شیطانی رو از خودت دور کنی و خوبی های شوهرتو بزرگ کنیکم کم عاشقش میشی

عشق یعنی بی منت به کسی عشق بورزی بدون اینکه ازش انتظاری داشته باشی همه چیز خوب رو برای اون بخوای حتی اگر بد عالم هم باشه باز دوست داشته باشی اگر این حس رو تجربه کردی عاشق شدی وگرنه باقی چیزا دلیلش تغییرات هورمونی، فرار از تنهایی، هیجان بالا، ویه سری احساسات زودگذر هست که متاسفانه بعضیا بهش میگن عشق

کاش با عقلم ازدواج‌میکردم

عشق قشنگه عزیزم در صورتی که دوطرفه باشه

عشق قشنگه عزیزم در صورتی که دوطرفه باشه

عشق قشنگه در صورتی که دوطرفه باشه

عشق قشنگه در صورتی که دوطرفه باشه

واقعا نمی‌دونم عشق چطوریه 🥲🥲🥲🥲🥲🥲ولی میدونم آدم به جنون کشیده میشه واقعا اصلا دست خود آدم نیست .

عشق دوطرفه قشنگه گلم . بیشترعشقایی که به هم نرسیدن. یکیش اون وسطا جا زده و بی خیال شده.

اتفاقا من با همه مشکلات جنگیدم بخاطر بچه هام چون خودم بچه طلاق بودم دوست نداشتم الان جدا بشم واقعا براشون زندگی ساختم پدرم در اومد خونه گزاشتم ،ماشین گزاشتم با نداری وبی پولی جنگیدم اما الان که نه از اول عاشق شوهرم نبودم خیلی وقت ها میگم میخوام همه چی رو ول کنم برم چشم های دخترام نمیزاره

هی منم یکییو میخواستم نشد مدت کمی باهم بودیم تا همسرم اومد خواستگار سنتی بود واسه منم ولی الانم بد ندیدم راضیم بعضی وقتا میگم کاش اونجوری میشد کاش اینجوری میشد ولی بعدش میگم این حتما به صلاحم بوده

اصولا عشق یعنی ب هم نرسیدن...جمله فلسفی گفتم😂😑

منم با عشق ازدواج کردم
ولی هرچی میگذره،بیشتر پشیمون میشم
چون مشکلاتمون خیلی زیاده، میدونم نباید بگم مشکل زیاده چون خدا از مشکلات بزرگتره
ولی برایه ما ....
فقط دارم تحمل میکنم ...
بخاطره بچه هام
و این یعنی خوده درررررررررررد

منم وقتی سنم کم بود یکیو خیلی دوس داشتم نمیدونم عشق بود یا نه ولی الانم که فکر میکنم میگم بهتر که نشد منو اون اصلا به هم نمیخوررویم و خیلی خوشحالم که با شوهرم هستم ازدواجم سنتی بود

منم باعقل ومنطق ازدواج کردم قبلش بقول خودمون شایدعاشق شدم نمیدونم یکیودوس داشتم تاخواستگاری اومدولی نشدقسمت نبودالان مقایسه میکنم میگم خداروشکرکه نشدوبااین مرداشناشدم ودوسش دارم حالاشایداسمش عشق وعاشقی نباشه چون غریبه بودولی بنظرم تنهاکسیه که میتونه خوشبختم کنه انقدکه هواموداره احساس میکنم بچشم🥺
درکل شوهرتوباهیچکس مقایسه نکن همه توظاهریه جورن توواقعیت یه جوردیگه

عشق چی بابا بشین زندگیتو بکن به این چیزا فکر نکن تو این اوضاع دلت خوشه

والا من و شوهرم دوست بودیم...چندسالم که گذشته زندگی بالا پایین داشته ولی هنوز همو دوستداریم و برای زندگی باهم همیشه تلاش میکنیم...و روزای سخت زندگی یاد روزای عاشقانمون مبوفتیم و عکساشو میبینیم و یکم دل خوش میشیم

من عشق رو تجربه کردم به نظر من دوست داشتن بی حد و اندازه با تمام تفاوت ها و نقص ها و به نظرم عاشق شدن تو سن قبل از ۳۰سالگی اتفاق میفته چون بعد از ۳۰ بیشتر با عقل و منطق تصمیم میگیری تا عاطفه و عشق و علاقه

من عشق تجربه کردم ولی سنتی ازدواج کردم عشق چیز باحالیه بااینکه داغون شدم تاالان که یادم میاد لبخند میزنم ولی شوهرم دوست دارم هم خوبه

منم با عقلم ازدواج کردم قبلا تجربه عشق آتشین ۱۰ ساله داشتم ک با مخالفتا شدید بابام و مراقبتا عموهام ازم اتفاق نیافتاد الان واقعا خوشحالم تا عمر دارم مدیون بابامم ک تو سن حساسم کامل مراقبم بود نذاشت ی عمر خودمو بدبخت کنم چون الان ک فکر میکنم ما اصلا از هیچ لحاظ مناسب هم نبودیم بچسب ب زندگیت

سوال های مرتبط

مامان دلسا😍 مامان دلسا😍 ۴ سالگی