۱۴ پاسخ

توام حرصتو خالی کن
دفعه بعد خندید بگو درد! ایشالا تو بخوری من بخندم
پدر شوهرت ولی فک نمیکنم منظوری داشته باشه از علاقس
اگه فک میکنی کرم میریزن کوتاه برو

ادم خونه خودش تنها باشه راحتتره،مخصوصا دوتا جوجه داری چرا وایسادی بیا خونه خودت خب وا

ای بابا چرا نسل این جور افراد منقرض نمیشه یا اینکه فقط برا عروس بلبلی بلدن ولی برا دخترای خودشون برعکسه

حالا خواهر شوهرت که هیچ حتما حالشو بگیر
ولی مادر شوهر و چدر شوهرت شاید واقعا قصدی ندارن
همین که مریض بودی اومد بردتت خونتون خودش خیلی حرفه
یکم تحمل کن
زیاد سخت نگیر بچه بهشون بده
خودتم برو استراحت کن

خودت اسنپ بگیر برگرد 😐
من مادرشوهرم دیشب ب پسرم میگفت شارلاتان بعد تعریف میکرد فلانی بچش اینطوری نق میزد مادرش بهش میگفته عههه بی شرف شدی باز
منم گفتم خیلی حرف زشتی میزده ادم ب بچش ک اینطوری حرف نمیزنه
دیگه هیچی نگفت
برین بهشون بابا

اگه مراقبشن و اسیبی نمیرسه بده به مادرشوهرت، من تا میرسم میدمش بغلش و میشینم رو مبل تا اخرش
بعدم کم برو، این خیلییی مهمه، من بیشتر از چند ساعت نمیتونم بمونم
با اینکه دست تنهام و بچه سختی دارم ولی تنهایی رو ترجیح میدم

چقد مثل منی

وای خیلی بده من تازه از خونه مادرشوهرم اومدم یعنی کافیه گریه کنه صد تا دلیل درست میکنن

عزیزم نرو والسلام

خب جوابشونو بده🫤

عزیز منم اول بچه ام همین نوع رفتار میدیدم
بعد چند ماه گفتم باشه بچه دستشون باشه میرفتم خانه مادرشوهرم بچه کلا در اختیارشون بود
نهایتش یک الی دو ساعت پیش اون هست بعد مال خودمه
بیخیالی طی میکنم
مجدد ک دخترم ب دنیا اومده دقیقا عمینجور
میرسم اونجا بچه میان میگیرن میبرن
خب اگر اتفاقی بیفته دست اونا بوده
پس خیلی خودتون اذیت و نرنجوووو

شهر غریب هستن؟؟نرو گلم اذیت میشی یاهم تذکر بده بهشون با احترام

هعی خاهر این خانواده شوهر برا همه همینه دخالت میکنن خودت باید جوابتو بدی یبار بگو خودم میدونم چیکار کنم یا من بهتر میدونم الان وقت فلانشه

واقعا ب اونا چ ربطی داره دخالت میکنن
خداروشکر مادرشوهرم سالی ی بار چهار روز تحملش میکنم😂

سوال های مرتبط

مامان رادین👼🏻💙 مامان رادین👼🏻💙 ۱۶ ماهگی
ای خدا این بچه چرا اینجوری میکنه فقط میگه بشین کنارم یا بغلم کن وای به حالم اگه یه قدم ازش دور بشم جیغش میره رو هوا انگار کتکش زدم هرچی اسباب بازی داره میزارم جلوش بازی نمیکنه میزارم تو روروئک فقط گریه میکنه بخدا من نمیدونم چیکار کنم نه میزاره غذا بپزم نه میزاره ظرف بشورم هیچی وقتی هم میگم همه میگن بچه اینجوربه دیگه باید باهاش بازی کنی بابا ما مادرا هم ادمیم خب هم با بچه هامون بازی کنیم هم غذا بپزیم هم خونه مثله دسته گل باشه هم به خودمون برسیم نمیشه که هم میگن بچه اینجوریه دیگه هم وقتی میان خونه میگن این چه وضعشه بخدا این بچه خواب هم نداره بگم بخوابه بعد به کارام میرسم وقتی میزارم زمین فوقش بعدده دقیقه بیدار میشه تو بغلمم بیست دقیقه اونوقتم نمیتونم کار کنم اصلا یه وضعیه شوهرمم میره بیرون میگرده اومدنی هم خرید میکنه بعد میگه به خاطره این خریدا رفته بودم بعدازظعر بازهم میره بیرون من میمونم و این بچه شب هم میاد دودقیقه میگیره بعد میگه این گرسنه شد بیا شیر بده گرسنمه شام بیاریم بعد شام چایی کاش مرد بودم حداقل هروقت میخواستم میرفتم بیرون هروقت میخواستم برمیگشتم😓
مامان ال ای مامان ال ای ۱۰ ماهگی
مامانا مادرشوهرم همش سعی داره بچمو ازم دور کنه و وابسته خودش کنه من میگیرم بغلم میاد با زور بچمو میگیره محکم میکشه بیرون دخترم گریه میکنه منو میخواد خودشو میندازه بغلم محکم میگرتش که نیاد بغلم پامیشه هواسشو پرت میکنه که منو یادش بره 😭همش تا میبینه بغلمه با لحت تند میگه بیار بزارش زمین بیار بده به من البته بگم من شهرم اون روستا تمام سعمو میکنم کم برم ولی نمیشه خودش پا میشه میاد اون رفتارا رو میکنه تو دوران نامزدی و قبل بچه منو اهمیت نمیداد بهم رو نمیداد همه جا با عروس بزرگش میرفت چرااا چون اون بچه داست من نداشتم
حالا هی مقلا میاد خونمون دلیلش هم فقط بچمه میگه اون یکی نوه ام وابستمه اینم باید وابسته من باشه همش میگه اون یکی نوه ام مامانشو نمیفهمید این چرا تو رو دوس داره
من با زجررر به دستش اوردم با درد سنگ صفرای شدید تو دوران بارداری هفت ماه استفراغ
فشار پایین بی حالی تنگی نفس جفت پایین از هفت ماهگی با دهانه یه سانت نگهش داشتم به لطف مادرم حتی یه سر هم بهم نزد حالا چراااا اومده با روح و روانم بازی میکنه چرا میخواد دخترمو ازم دور کنه چرا نمیزاره دخترم بیاد بغلم
همش میگه مریضش نکنی غذا میدی شیر میدی 😭😭😭😭خسته شدم به خدا نمیتونم هی غر بزنم به شوهرم بنده خدا هی میگه مامان بسته بسته بسته
بعدا هم میگن عروس بد هس 😭افسردم کرده مریضم کرده