سلام مادرا.....
یه موضوعی خیلی نگران و ناراحتم کرده
پسرم ۴ونیم سالش دخترم ۲ونیم.
ما با پدرشوهرم اینا همسایه هستیم یه پسر ۱۱ساله داره خیلی شکمو هست خیلی پرخوری میکنه هرروز میاد خونه ما با پسرم بازی میکنه پسرمم خیلی بهش وابسته اس . از بیشتر رفتاراش خوشم نمیاد و همیشه نگرانم که پسرم ازش رفتارای بدش رو تقلید کنه.
منو همسرم صبحها میریم سرکار من صبح برا بچه هام صبحونه میوه گاهی خوراکی میزارم که بیدار بشن بخورن .بعد پسر برادرشوهرم گاهی شیف ظهر هست مدرسه اش صبح که ما نیستیم میاد خوراکیشون میخوره به پسرم میگه به مامانت اینا نگو من ازشون خوردم مثلا امروز ۴تا پیراشکی برا بچه هام گذاشتم اومده دوتاشون خورده یکی به پسرم داده یکی به دخترم . امشب خودش از دهنش پرید گفت خاله اونا چی بود صبح درست کردی من ازشون خوردم دوتا. حالا من ظهر از سرکار برگشتم پسرم گفت مامان باز برام درست کن گفتم مگه دوتاش نخوردی گفت چرا خوردم گفتم تو آبجی باهم خوردین گفت آره.
حالا بنظرتون من چکار کنم
به پسرم میگه اگه به مامانت اینا بگی باهات بازی نمیکنم نمیام خونتون یا فلان اسباب بازی میخرم بهت نمیدم .
خیلی عصبیم کرد بهش گفتم حق نداری صبح ما نیستیم بیایی

۳۲ پاسخ

باور نکردنیه بچه دوسال و چهار سال و تنها میزارین تو خونه ، اول از همه خیلی خطرناکه خیلی با جونشون دارین بازی میکنین
بسپوزشون به دوست قابل اطمینانی مادرت خاهرت بلاخره یه کسی داری دیگه بهشون یه پولی چیزی بده که نگهشون دارن حدقل تا وقتی که مادر شوهرت بیاد

واااي اصلاااا مسئله خوراكي نيست اصلاااا
شما چطوري جرأت ميكني بچه ي ٢ سال و نيم پوشكي رو تنها بزاري
اين خواهر وبرادر چطور ميرن دستشويي؟
چطور يك پسر به اون بزرگي مياد توي خونتون
ميدوني اين يعني چي؟
چطوري نميترسي؟
هر اتفاقي بيفته فكر ميكني بچه ها ميتونن به ما بگن؟
تو رو خدا حالا كه ٢ تا آوردي فكر امنيتشون هم باش
اينكه بيدارشن برن پيش مادرشوهرت هم اصلااااا و ابداااا راه حل درستي نيست
من دفعه ي پيش هم تاپيك شما رو ديدم ولي هيچي نگفتم
ولي ايندفعه ديگه واقعاااا بخاطر بچه ها دارم ميگم
تو رو خدا به خودتون بياين
ماها خيلي هامون يه كاره اي بوديم ولي بخاطر بچه نشستيم خونه
پرستار بگيرين با دوربين و يا هر دو برن مهد
مگه مادر شوهر پرستاره بچست
بنده خدا خودش هزار جور گرفتاري داره
تازه اينم در صورتيه كه بگيم ١٠٠ كاملا تربيتش بروز هستش

من جای تو ترسیدم از فکرش که بچه رو چندین ساعت تنها بزارم خونه

اولش نوشتم پدرشوهرم منظورم برادرشوهرم بود

کارای پسر برادرشورهرت به کنار عزیزم چرا ۲ تا بچه ی به این کوچیکی رو تنها میذاری خونه؟ خیلی کار اشتباهیی هست

دوربین بزارید تو خونتون

چه جور دوتا بچه تنها میزاری به چه امیدی هرکاری هم داشته باشی چه جراتی داری من ترسیدم عزیز من مگه کارت چقدر مهمه بچه هات سنی ندارن یه فکر درست و حسابی بکن منم دوتا بچه دارم اصلا دستشویی نمیتونم برم میترسم همدیگه رو هل بدن یه چیزی بزنن توچشم هم ناراحت نشیا اصلا قصد جسارت ندارم ولی خیلی کارتون اشتباهه

من جرعت ندارم تو خونه اینارو برانیم ساعت تنها بزارم برم تاحموم تو چطور میزاری میری سرکاااارررر نکن توروخدا سرکار نرو یا براشون پرستار بگیر دوربین بزن تو خونت هزااار جور اتفاق های خطرناک هست دوربرشون

به بچه هات یاد بده در رو براش باز نکنن

نمیخوام عزیزم قضاوتت کنم ولی با دوتا بچه کارکردن الان واجب نیست
شرایط زندگی سخته درسته ومنم چون کسیو ندارم پسرمو نگهداره روز میره مهد یه روز نمیره از همه چیم زدم ولی ارزش پسرم بیشترازاین حرفاس همه چیو به جون خریدم همچین ریسکی اصلا نکن

عزیزم تو رو خدا تنها نزار مخصوصا دخترت
نمیخواهم ها نگرانت کنم
من خودم سواستفاده ی پسر خالم شدم
نزار بچه رو تنها
چون پسر خواهرتم بزرگه
مواظب باش خواهشاً
یا دوربین بزار
بگو نیاد

وقتی کار برا خودتون هست بچه هارو با خودت ببر یک عمر پشیمونی داره ها الان بچه های ۱۰ساله آگاهن و همه چی رو حالیشون میشه بیشتر برا دخترت نگرانم خیلی هم کوچیکن اصلا تنها نزارشون با اون پسره چون تهدید می‌کنه هر کاری ازش بر میاد میتونی مهد یا خانه بازی هم بزاریشون خانه بازی هم خوبه چند ساعت نگه میدارن بچه ها هم مشغول بازی میشن

مگه نمیگی همین یکماهه؟
خب ی پرستار بگیر بیاد همونجایی که کار میکنی پیش بچه ها باشه مراقبشون باشه

به نظرم غیر عادیه که دو تا بچه به این کوچیکی رو تنها بزاری...
باورم نمیشه کلا

بحث پسر برادر شوهرت به کنار همین که دختر و پسرا با هم توی خونه تنها می‌ذاری خیلی خیلی خطرناک و‌بد هست خصوصا که بچه ها توی این سن کنجکاوی جنسی زیادی دارن اصلا کار کردن که بخواد خدایی نکرده بچه ات آسیب ببینه ارزش نداره

سلام عزیزم
اتفاقا اینو ب فال نیک بگیر ک بچه ات گفته بهم میگه اگ بگی باهات بازی نمیکنم....این نشون میده تهدیدش جواب میده رو بچه ات و ممکنه بعدا کارای بدتری بکنه و باز تهدید کنه و بچه ات گوش نده
حتما دوربین بذار کل خونه
و بهش بگو ک دوربین گذاشتی اگ خدای نکرده کاری بکنه تا آخر عمر پشیمونی داره چون اون سن خیلی حساسی هست و کنجکاو و بچه های توهم چون دوسش دارن اجازه میدن هر کاری بکنه و بهت نمیگن

شرکت خدمات بیمه چی هستی

پسر جاریت بزرگه الان سن کنجکاوی دارع تنها میزاری بچه هاتو پس فردا کار دستت میده ها

یکی هس فامیل مون هس
یچه دار ک میششه از شوهرش طلاق میگیره زنه پرستار بیمارستان بوده بچش از بچگی تنها گزاشته خونه رفته سرکار الان بچش ۱۷ سالشه دختر بچه افسرده شده خیلی اسیب دیده

بنظر من بچه هاتو اصلا تنها نزار

چطور میتونی بچه های به این کوچیکی و تنها بذاری طفلکارو تو روخدا تنها نذار گناه دارن اتفاقی بیفته چطور میتونی خودتو ببخشی

عزیزم من حتا با فکر کردنشم تعجب میکنم چطور میشه بچه به این کوچیکی تنها گذاشت خونه

عزیز دلم خواهشا بچه هارو بزار مهد ....بهترین راه حل برای پدرمادرهای شاغله....مهد رو واسه همین درست کردن

خیلی کارت خطرناکه جدا از بحث خوراکی و دروغ گفتن

بچه هات تنها میمونن خونه؟

عزیزم نمیشه دو شیفت برین مثلا طرف صب تو برو
بعد ظهر آقات ک حداقل یکیتون خونه باشین

عجب جراتی داری اینا تنها میزاری
اونم بچه ست دیگه . شکمو هم هست... تو باید حواست جمع کنی و پدر مادرش. از بچه ایراد نگیر. برو به خانوادش بگو وقتی من نیستم خونمون نیاد

شده به قیمت کار نکردنتم شده پیش شون باش یا بزار پیش ادم مطمئن

به نظرم واسه برادر شوهرتم خوراکی بزار که هرکس سهم خودشو بخوره به خودش و مامان باباشم بگو فقط سهم خودشو بخوره سهم بچه هارو نخوره

رک بهش بگو نیاد وقتی خودتون نیستین
شغلتون چیه؟

بچه هاتو تنها میزاری یعنی ؟

عزیزم یعنی دو تاشونا تنها میزارید می‌رسد سرکار

سوال های مرتبط

مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
تا حالا شده بچتون پیش بقيه بد ضایعتون کنه. امروز صب رفتم سرکار. پسرمم چون دادگاه نداشتم فقط تو دفتر یکم کار بود با خودم بردم. همکارم صبونه با خودش عدسی آورده بود من پسرم هیچوقت عدسی نمی‌خورد ینی همیشه درست میکنم از خدام بوده فقط یه قاشق بخوره فقط مزه کنه ببینه چه جوریه اصلا حتی طعمشم امتحان نکرده. خیلی خوش خوراکه اما عدسی اصلا نمیخوره. بعد این همکارم بهمون تعارف کرد من چون تازه صبونه خورده بودم گفتم ممنون نمی‌خورم. گفت به پسرت بده منم گفتم ممنون اصلا عدسی دوس نداره هیچوقت نمیخوره. بعد یهو پسرم گفت میخورم. منم گفتم لابد همین طوری یه چیزی گفته بچس نمیفهمه. گفتم نمیخوره الکی میگه فقط حیف میل میکنه. همکارم گفت حالا بزار یکم براش بریزم ببینم میخوره یا نه. تو کاسه کوچیک براش ریخت پسرم با چنان اشتهایی می‌خورد انگار از قحطی برگشته😳😥. حالا منو نگو جلو همکارم ضایع شد فک کزد الکی گفتم دوس نداره با خودم گفتم حتما فک میکنه من از غذاشش چندشم میشه دیگه بهش گفتم بخدا هیچوقت نمی‌خورد نمیدونم حتما برا شما خیلی خوشمزست. از خجالتم گفتم برا منم بریز بخورم. که فک نکنه یه وقت چندشم شده. تو عمرم اینجور ضایع نشده بودم😤
مامان گل پسر👶
ایران مامان گل پسر👶 ایران ۵ سالگی
سلام امشب با داداشم رفتیم پارک شوهرم نبود بعد ی دوتا پسر که چند سال از پسر من بزرگتر بودن هیکلی جلو سر به پسرم گفتن برو پی کارت برو خونتون پسرم ناراحت اومد به من گفت منم گفتم برو بازی اگه بازم گفتم بگو خودتون برید منم میخواهم بازی کنم پسرم رفت من زیر نظر داشتمش که پسرم از سراسر رفت بالا اومد پایین باز جلوش گرفتن من فوری بلند شدم خودم به پسرم برسون تا رسید ن من بزرگ زد تو کمر پسرم محکم طوری که پسر افتاده با صورت تا منو دیدن دویدن واقعا مادر چیه و منی که هرگز همچین روی از خودم ندیدم یعنی تو شوکم که این من بودم این رفتار کردم خلاصه منم دویدم دنبالشون شاید اگر دستم بهشون می‌رسید تکیه پارشون میکردم رفتن پیش پدر مادرشون منم رفتم بالاش.ن اومده میگه چته خانم خجالت نمیکشی با این هیکلت افتادی دنبال بچه ها منم گفت که اینجوری البته با عصبانیت زن برگش گفت خوب مواظب بچت باش دیگه نفهمیدم هرچی فحش به دهنم اومد براشون کردم اومدم خونه هنوز اون منی که تا امشب ندیده بودم جلو چشم باور نمیکنم من بودم دیگه بماند داداشم رفت صحبت کرد اینا نمیدونم ی جوری حالم تو شوکم😥🥺
مامان ادرین مامان ادرین ۴ سالگی
سلام مامانا خوبین اونای که بچه مهد کودکی دارن پیش یک
من یه مشکلی دارم که هنوز برطرف نشده
پسرمو فرستادم بهترین مهد مدیریتش خیلی خوبه ولی نمیدونم چرا کار جمع نمیکنه
پسرم که اول مهر رفت مربی داشت خوب بود مربیش تا این که بعد یکی دو هفته پسرم گفت جا مدادیم گم شده و وقتی پیگیری کردم دیدم یک هفتس که من لوازم ها رو تحویل دادم جا مدادی پسر گم شده خانمش هیچ کاری نکرده وبه مدیر گفتم پیگیری کرد پیدا کرد
پسر منم تنها یه مشکل داره اینه که نه توضیح میده اونجا چیکار میکنن وقتی هم بپرسی عصبی میشه میگه فقط دارم بازی می‌کنم در حالی که یکم از رفتارهاش فهمیدم مثلا شهر میخونن قصه میگه خانمش این حرفا حالا نمیدونم سر چه جریانی مربی پسرم بیرونش کردن یا رفته منم از اول مهر هیچ گروهی نزدن و هیچ فعالیتی ندیدم ازشون نمیدونم اصلا تو طول روز بچم چیکار میکنه چند بار رفتم به مدیر گفتم به معاونه گفتم هنوز هیچی به هیچی میگ اول سال یکم بهم ریختس اینا نمیدونم اصلا مربی پسرم کیه نمیگن چند بار رفتم فعلا که فایده ای نداشت مهر هم تموم شد خیلی ناراحتم بابت این قضیه حالا چیکار کنم