مامانا من چی کارررر کنمممم واسه پسرم
شوهر من فکر میکنه حالا که پسرمون همه چیز متوجه میشه دیگه نباید بدی کنه نباید لج کنه نباید روی حرفمون حرف بزنه
مثلا چیزی میگه شوهرم نباید نه بگه میگه چیزی که ما میگیم که نباید نه بگه
غریبه میخاد باهاش خرف بزنه میگه نه شوهرم میگه این کارها چیه خب حرف بزنه میگم خب بذار نه گفتن رو یاد بگیره و دعواش میکنه تا میاد خونه سلام خوبی حرف بعدیش اینه که بابا میزنمتا بابا گریه میکنیاا
دیشب رفتیم واسش مسواک بخریم میگه دیگه این مسواک دسته کوچیکا نمیخاد دسته بزرگا بگیر شانننسسس اوردم که روش محدودت سنی نوشته بود ۶ تا ۱۰ سال وگرنه میگف من دارم لوسش میکنم دیگه بزرگ شده باید مسواک مثل ما برداره
هی بچه میگفت مسواک کوکو ملون او میگف نه این مسواک ها
اخرش دیگه چون محدوده سنی نوشته بود قبول کرد مسواک کوچیک برداره
بخدا هرروز داره بدتر میشه هرروز داره دعواش میکنه باهاش بازی نمیکنه نمیدونم چی کار باید انجام بدم

۱۶ پاسخ

به پسر 3 سالت اینجوری میگه😳؟؟؟؟؟
شوهرت حتما مشکل داره از عقده و تروماهای بچگی خودش میخاد سر بچش در بیاره .
بگو اگه حرف روانشناسی کسی گوش دادی اونا برای سن های بالاتره نه این بچه طفل معصوم.

حتما با یه مشاور صحبت کن شوهرت یکی دو سال دیگه بچه رو نابود میکنه .
بگو همین کارا بکن فردا هم تو جامعه مدرسه مشکلی براش پیش اومد نمیاد با تو حرف بزنه میره با غریبه مشورت میگیره .چون میگه برم بگم بابام دعوام میکنه .

خدا بدادت برسه...من درکت میکنم چی میگی...شوهر منم تقریبا مثل اونه

بابای منم دقیقا همین بود متاسفانه .الانم که الانه از بابام بدم میاد.شبا تو خواب فقط باهاش دعوامیکنم .بزرگترین ترومام بابامه تو زندگیم.

باید شوهرت پیش روانشناس یا مشاور بره

من خیلی میترسم برای آینده این بچه
اگر نه گفتن رو در خانواده یاد نگیره و حرفش ارزش نداشته باشه بزرگتر که شد هر کی هر چی بگه میخواد قبول کنه و یه توسری خور میشه

اگر هم بخواد لج کنه و مقابله کنه ، نوجوان که شد اصلا دیگه نمیتونید بهش بگید بالای چشمت ابروعه , و یه حالت پرخاشگری شدید خواهد داشت
لطفا حتما برای درمان همسرت اقدام کن

اللن دقیقا سن لج بازی و غرور و استقلالشونه
گرشا هم ما هر جی میگیم نه میگه مقاومت میکنه
مثلا من پدرم در اومد بهش مداد دست گرفتن و یاد بدم هر چی میگفتم میگفت نه من درست میگم اخرم براش کتاب گرفتم کلی فیلم و کلیپ نشون دادم الان یه هفته است درست شده

تا ۷ سال بچه رئیسه،از ۷ تا نوجوانی کار میکنه برات ،از نوجوانی مشاورت میشه

از ۴ سالگی که بچه همه چیو متوجه نمیشه ..به شوهرت بگو تو ۴ سالت بود چجوری بود که از بچه انتظار داری ...

وااا
ببخشیدشوهرت نیازب روان پزشک داره
بچه روازالان میخوادبزرگ کنه
پس کی طفل معصوم بچگی کنه
بگوتووخونوادت همینطوری بودین
بزارین بچگی کنه بگردم

هر کار کنی تقلای بیخودیه..شوهرت نمیفهمه کلا نمیخواد قبول کنه..مردای گنده بیشتر لج میکنن. انگار شوهر شمام جز خودشیفته هاست..مگه اینکه از مشاور کمک بگیری

پس چرا همسرتون با این سنشون که مثلا خیلی میفهمن
بلد نیست به بچه نه بگه
بلد نیست بهش تذکر نده
و …

اول تو خونه باید براش امن باشه رفیق باشه همسرتون بچه های الان با دوره ما فرق میکنن نمیشه همش نه بگی و اونم بگه چشم ،و مسواک کوچیک تو دهنشون جا نمیشه دیگه مسواک بزرگ که خیلی اذیت میشن بقول مامان آرزو تو خونشون بچه کوچیک حتما نبوده که درکش نمیکنه

چ عجیب
تو خونشون بعد شوهرت بچه نبوده؟ته تغاریه؟خواهرزاده ای برادرزاده ای نداره؟

۴ سالگی کجاش بزرگه خب ؟!
هی خدا

عزیزم اگه هزینه شو داری از یه مشاور راهنمایی بگیر

بعضی ازمردا رونمیفهمم چی میگن دیگه اصلا درکشون نمیکنم شوهرم من خودش کنار اجازه نمیده به پسرم بگن تو من توخونه بگم اینجا نشین اونجا بشین میگه وای قلبم میگیره هابهش چیزی نگو تواین ۴سال خداشاهده یه بار صداشو برای بچه بلند نکرده یابد حرف نزده نفسش میره براش

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
مامانا
ی راهنمایی کنید
من دیشب نشتم با شوهرم صحبت کردم خیلی مودبانه و اروم
گفتم بهش اگه میخایم به بچه نه بگیم درسته
باید قاطع باشیم باید بگیم نه ( الان پسر من میدونه اگهه من بهش بگم نه واقعا نه هست و دیگه نظرم عوض نمیشه ) ولی نباید دعوا کنیم نباید محکم بزنیم به دیوار که بچه بترسه نباید صدامون و لحن بیانمون تند باشه و تا میتونی با مهربونی قانعش کنیم
( البته که من خودم ۲۴ ساعت پیشش هستم و گاهی دعواش میکنم ) اما من دارم غذا بهش میدم بازی باهاش میکنم حالا این بین دیگه نمیتونم تخمل نمیکنم هرچی یهو اشتباه میکنم و دعواش میکنم بهش میگم اینجور مواقع تو بیا یگو من برم تو اتاق تا ی کم استراحت کنم و تو بچه رو اروم کن... بگذریم که اینجور مواقع من رو بیشتر عصبی میکنه بلند میگه : اره بچه رو بزنش ویشگون بگیر ادب بشه و خودش هم صداش میره بالا هی دعواش میکنه
حالا این به کنار
امروز من رفتم عکس دندون بگیرم ۲۰ دقیقه شد برگشتم تو ماشین میبینم داره دعووااا میکنه با بچه چرا؟ چون اجازه نگرفته و چیزی که اصلا مهم نبوده برداشته ( بابا باید از من اجازه بگیری هرچی میخای برداری)
دوباره رفتیم در مغازه اول کار که داشته با تلفن صحبت میکرده بعدشم که اومد گفتم مواظبش باش من برم کتاب براش انتخاب کنم یهو دیدم بچه زده زیر گریه
میگم چی شدهبگ
بچه میگه نمیخام بگم
دیگه بغلش کردم باهم رفتیم انتخاب کنیم بعدش که اومدیم تو ماشین
یهو باباش شروع کرده
بابا حرف گوش کن اگه گوش ندی مثل تو مغازه میگیرم میزنمت

پسرم ی کم حالت بیش فعالی داره نمیتونه ی جا بشینه شیطونه ولی بخدا خراب کار نیس ازون بچه هایی که خییلیییی شر هستن نیس ازون بچه اروم ها هم نیس