۱۰ پاسخ

وای قشنگ جلو چشمم اومدی😂😂😂
من همون جا که ماینه میشدم رو همون تخت هم زایمان کردم هیچ جا نبردنم😅

خدا نکشتت انقدر خندیدم یهو جلوی چشمم آمد چع جوری بوده

وااااییییی🤣🤣🤣🤣🤣🤣

من دردم وحشتناک شده بود اومد معاینه کنه نزاشتم چند نفر دیگه رو صدا زد ترسیدم گذاشتم معاینه کنه گفت فول شدی یه دستم ب لباسم بود ی دستم ب پوشک بین پام😐😂😂
خوراکیامم پرستار اورد😂😂

من دردم گرفت با مانتو و دامن رفتم بیمارستان ، لباس زایشگاه که تنم کردم اینقد درد داشتم و استرس دامن رو یادم رفت در بیارم تو یه اتاق دیگه بردنم که دم و دستگاه بهم وصل کنن میگن دامنت چرا پاته 🤣

ههههه 💔😂😂

😂😂😂😂😂وای دختر
منم خیلی خنده دار بود وضعم اون لباسای زایمانو پوشیدم بعد کیسه ابم پاره شده بود از این زیر انداز یکبار مصرفا دستم بود لای پام گرفته بودم
یه پرستارم یه رو تختی پیچید دورم ک بدنم دیده نشه اون دستش به ملافه منم دستم به زیرانداز😂😂😂😂😂

🤣🤣🤣🤣

آخی الهی😂😂😂😂😂😂

😂😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان فاطمه🍓🧿 مامان فاطمه🍓🧿 ۸ ماهگی
مامان Delana مامان Delana ۵ ماهگی
تجربه زایمان ۴
سزارین
راستی یادم رفت بگم همونجا گوشیمو دادم ب شوهرم ولی بعداً اصلا یادم نبود ک گوشیمو چیکار کردم انقد ک اون لحظه حالم بد بود
داخل اتاق عمل بهم گفتن ک دراز بکشم دکتر بیهوشی اقا بود بهش گفتم من ادرار دارم🤣🤣🤣🤣🤣 الآنم یادم میفته خندم میگیره ک چرا اونجوری گفتم اونم گف اشکال ندارع بخاطر سونده گفتم میسوزه دارم میمیرم گف الان بی حس میشی دردت میفته. نشوندنم گفتن شونه هاتو شل کن و آمپول رو تزریق کردن چند باری بهم گفت تکون نخور در حالی ک خودم حس نمی‌کردم ک دارم تکون میخورم. تزریقش اصلاااااا درد نداشت اصلا نفهمیدم خیلیییی دردش کمه ینی آمپولی ک ب باسن میزنن خیلی دردش بدتره در مقایسه با این. کم کم پاهام داغ میشد کمک کردن دراز کشیدم گف بیحس شدی یه پرده آوردن کشیدن جلو صورتم ب یه دستم فشارسنج به یه دستم دستگاه اکسیژن خون وصل کردن هنوز کامل بی حس نبودم بی اختیار گفتم هنوز شروع نکنیدا من هنوز حس دارم همشون خندیدن🤦😑 ( هنوز خودمو درک نمیکنم ک چرا تو اتاق عمل انقد ضایع بازی درآوردم)🤣🤣🤣