۷ پاسخ

چقدر شبیه ترانه علیدوستی☺️

وای خدا
این بچه ها خیلی شیرین شدن ماشالله

طفلک مادرا🤣🤣🤣🤣

ب اميد مستقل شدن آووش😍عزيزم ماشالله بش شيرين زبونه❤️

دوتا پسرام بیشتر دلشون میخاد پیششون باشم ،شبا یه دور پایین بخواب میرم، بعد یهو بیدارمیشم میرم بالا روتخت😂

حالا نیلا عاشق اینه منو بغل کنه و پیشش باشم

کاش ایمان هم تصمیم بگیره مستقل بخوابه

سوال های مرتبط

مامان دلین جون مامان دلین جون ۳ سالگی
بازی ساده ولی سرگرم کننده
همیشه برق میره وقت بازی با دلینه

امروز بعد از نقاشی که مناسبتی هم بود(حرم امام رضا و زیارت)☺️
اومدم برا دلین ۴ شکل متفاوت روی دوبرگه که جمعا ۸ برگ شد کشیدم
بازی اول
نامرتب گذاشتمشون کنار هم تا هم شکلا رو پیدا کنه و بهم بده. (بازی هامون همیشه متقابله یعنی اول من ازش میخوام انجام بده بعد اون از من میخواد)
بازی دوم
هر دوتامون ۴ برگه از شکلای متفاوت برداشتیم و با رنگ های مختلف رنگ کردیم.
بازی سوم
پدر رو که جزو دکور خونه بود مشارکت دادیم😂😂 این دفه دلین از من و باباش خواست که هم شکل ها رو کنار هم بذاریم
با شعر و دست زدن
مثلثو پیدا کن بیار بده به دلین.... تا اخر🫡🤤😁
بازی چهارم پیشنهاد خودش بود
که قایم کنه شکلا رو جاهای محتلف خونه و هر کدوممون اونا رو پیدا کنیم
رو مبل رو اوپن زیر میز و......
هم هیجان داشت هم تحرک کلی هم وقت گرفت تا سه چهار دو بازی کردیم
اینجوری هم بود که مثلا باید حتما دوتای برگه دایره رو پیدا میکردیم تا میرفت شکل بعدی... با دست زدن و تشویق.
(اینکه خودمونم بازی کنیم و مجری نباشیم خیلییی بیشتر به بچه ها خوش میگذره)
یک ساعت و ربع سرگرم بود😍😘🫡
مامان آیناز مامان آیناز ۴ سالگی
خواستم از بلای بزرگی که توی این دوروز گذشته به سرمون اومد براتون بگم که درس عبرتی بشه برا بقیه مامانا
دخترم یه لیزر داشت همیشه باهاش بازی میکرد پیش نیومده بود که قوه هاشو در بیاره جلو من قوه هاشو در آورد من از دستش گرفتم اما نمیدونم چطوری یکی رو برداشته بود یا چی اما یکیشونو چند ساعت بعدش رفته بود زیر پتو که من نبینمش خورد تا اینکه خورد جیغ زد من فک گردم حتما لوزه هاش درد دارن چون گلوشو نگه داشته بود بعد خودش گفت باطری خوردم تند تند دست تو دهنش کردم هنوز باطری تو گلوش بود اما بیرون نشد که هیچ رفت داخل بچم کلی بالا آورد بعد خوب شد دیگه حالت خفگی نداشت تند تند چند نفری همه جا رو گشتیم اما باطری نبود سریع بردیمش پیش دکتر گفت سریع عکس بگیرین و ببرین یه شهر دیگه اینجا ما نمیتونیم کاری بکنیم عکسشو گرفتیم دیدیم قوه توی معدشه دیگه همون در جا بردیمش شهر دیگه اونجا همینکه مشکلمونو فهمیدن دوباره سریع عکس گرفتن گفتن اگه لازم باشه آندوسکوپی میکنیم اما خداروشکر توی مری نمونده و گرنه در عرض دو ساعت بچه دچار خفگی و سوختگی مری و ریه میشه دیگه عکسشو گرفتیم دیدیم توی روده بزرگش رسیده خلاصه گفتن باید غذاش بدین دفع بشه الان دیگه ساعت یک شب بود دخترم خیچی نخورد بجز دو تاژله و خوابید