۲۰ پاسخ

تو دقيقا نمونه بارز ى خانومى هستى كه هورموناش بهم ريخته واقعا تو زندگيم نديدم كسى به درد طبيعى و بيمارستان دولتى داغون حسودى كنه و افسوس بخوره
مثه خانوما رفتى بهترين بيمارستان سزارين كردى شوهرت هزينه كرده برات باز نا شكرى

الان واقعا از این قضیه ناراحتی؟😐
دیوونه باید خوشحال باشی رفتی خصوصی سزارین شدی
خواهرشوهرت باید ناراحت باشه ک رفته دولتی بچش مدفوع کرده ولی باز نبردنش سزارین عذابش دادن

بعدم دولتی خریت کرده بچه مدفوع کرده رو طبیعی زاییده اخه چرا الکی ناراحتی وقتی هم خودت هم بچه ات سلامتی

خب چرا ناراحتی سرنوشت مکه چی بوده که ناراحتی؟با
باید خوشحالم باشی بیمارستان خصوصی زایمان کردی سزارین هم که خوب چرا این اتفاق که همش از زن داداشت بهتر و بیمارستانت هم بهتر تو رو از سرنوشت ناراحت کنه واقعا

والا ما سزارین کردیم و هیچ عوارضی ام برامون نداشت
مگه مجبورت کرد خب نمیرفتی

الان همه دلشون می‌خواد ارزوشونه هزینه اش رو داشته باشن برن خصوصی شما ناشکری میکنی

بیمارستان خصوصی اولویت سلامت مادر و بچه اس ولی دولتی فقط میگن بعد زایمان هم خصوصی خیلی رسیدگی داره به نوزاد و مادر تو از این موضوع ناراحتی که چرا نرفتی دولتی مامایی که تو بیمارستان خصوصی هستش رو با دولتی که فقط کاراموز داره یکی میکنی و ناراحتم هستی

اره خب برای زایمان بیمارستان خصوصی خیلی بهتره تا دولتی ... چون تو دولتی ادم خودشو جر هم بده سزارین نمیکنن و مهم نیست که بچه بمیره یا زنده بمونه فقط مثل حیوون میگن باید طبیعی باشه تحت هر شرایطی
بچه ای که مدفوع کرده باشه هیچوقت طبیعی نمیکنن خیلی پر خطره ریسک داره

عزیزم تقصیر خودته خب
چرا باید به حرف دیگران گوش بدی
اگه میگف بری توی چاه هم میرفتی؟
بعدم اینکه گذشته ها گذشته
اونقدا مهم نیس

وا الان به نفعت شد که

من برعکس از طبیعی میترسیذم گفتم اگه من مردم جنازمو. فلان بیمارستان نبرید سرنوشت طوری بود ک من چون جز مادران پر خطر بود هیچ جایی جز اونجا منو قبول نمیکردن چون سر کلاژ. دیابت بارداری . فشار بالا . تپش قلب و مطلق بودم
اونجا چون اول میبردن طبیعی نمیدونستی میبردن سزارین
من وزن بچه ام بالا بود و بخاطر ترس آشنا پیدا کردم سزارین بشم..
ده روز قبلش بخاطر فشار بستری شدم
همونجا دو روز قبل سزارین درد طبیعی منو گرفت از ترس نگفتم ک منو نبرد طبیعی تا فشار آورد بهم بعد ۱۶ ساعت معاینه کردن دیدن رحم پنج سانت باز سر کلاژ باز کردن ۸ نفر معاینه کردن آخر گفتن لگنت تنگه بچه درشت باید بری سزارین...
وقتی نشه نمیشه من ۱۶ ساعت درد هم کشیدم طبیعی نشد... زایمان ک دست خودمون نیس بعد اونایی طبیعی آوردن عوارض خودشونو داشتن

این یعنی واقعااا ناراحتی داره؟ 😑
من اگه زمان هزار بارم بگرده عقب صدرصد سزارین و بیمارستان خصوصی رو انتخاب میکنم من بیمارستانم خصوصی بود اتاقمم خصوصی بود مثل پروانه دورم میگشتن

دوست داشتی درد بکشی اذیت شی😐 هر به ثانیه که بچه دیر به دنیا بیاد کلی ضرر داره برای مغزش تو روابط و احساساتش در بزرگسالی .پادکست های دکتر هلاکویی حتما گوش کن به هر قیمتی طبیعی زاییدن اصلا خوب نیست

اصلا بهش فکر نکن فقط نگاه به بچت کن و خداروشکر کن و لذت ببر . بیکاری مگه ب زایمانت فکر کنی گذشته ها گذشته

عجب

عزیزم من روزی صد بار خدا رو شکر میکنم که سزارین شدم شما چرا ناراحتین

خب خصوصی که خیلی بهتر دولتی هست رسیدگیشون هم بیشتره

وااا همه صف بستن سزارین شن
تو به طبیعی حسادت میکنی؟؟؟

من الان دلم میخواد برگردم قبل سزارین بشم🫥

خب چرا ناراحتی ؟
همه خوشحالن سزارین میشن که !

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۳ ماهگی
کاش مردم یاد بگیرن فضولی نکننن تو زندگی مردم یکی از اقواممون بچش یکماه از بچه من کوچیکتره گهواره نگرفت خودش برا بچش بعد اومده به من هی میگه چرا گهواره خریدی نباید میخریدی گهواره ایش مردی پدرتو در میاره رسوا میشی یشب خونشون بودیم کارن گوشش درد داشت گریه می‌کرد به من میگفت گهواره ایه برا همین نمیخابه گریه میکنه م گفتم گهواره ایش نکن بعد خودش به بچش شیرخشک نان میده من اپتامیل هی میکه اپتامیل خوب نیسته نان بهتره اپتامیل الکی بچه چاق میکنه تو بچه اولته نزار چاق بشه چشمش میزنن کلا به همه چی کار داره به وسایل بچم به همه چیش من برا کارن همه چی خریدم نخاستم بچم چیزیش کم باشه اون زیاد نگرفت با اینکه وضع حالی‌شون خیلی بهتر از ماهیت چند تا ماشین دارن خونه دارن ما هیچکدومشون نداریم این کلا خودش خسیس دست به جیبشون نمیزنن واسه خرج کردن من خصوصی زایمان کردم اون دولتی هی میاد میگه الکی پول دادی برا خصوصی هیچکار نکردن فقط یه پمپ دردی داشته تو رفتی اونجا دیگه دولتی بهتره چکار کنم بنظرتون من با این؟😐








کولیک رفلاکس پوشک سینه مادر شیرخشک
مامان مهیار مامان مهیار ۱۱ ماهگی
زایمان طبیعی - پارت 1

37 هفته بودم و هیچ علائمی از زایمان نداشتم. مثل هر هفته رفتم پیش دکترم برای چکاپ و اون گفت هفته بعد بیا تا معاینه لگنی برات انجام بدم.
38 هفته، رفتم مطب و دکتر اونجا نبود، گفت برید بیمارستان، شیفته. رفتیم بیمارستان و بخش لیبر نوار قلب گرفت و همه چیز خوب بود. تلفنی برای دکترم توضیح دادن و اون تایید کرد. چون برای معاینه استرس داشتم و آنقدر همه بد گفته بودن، میترسیدم، حرفی از معاینه نزدم و برگشتم خونه.
38 هفته و 3 روز بودم، بچه از صبح تکون نمی‌خورد. شیرینی خورده بودم و دراز کشیده بودم بازم خبری نبود. تا بعد ظهر صبر کردم و بازم تکون نمی‌خورد.
به شوهرم گفتم، سریع با مادرش تماس گرفت و منم یه دوش سریع گرفتم و شیو کردم و رفتیم بیمارستان.
اونجا سونو هام رو دید و نوار قلب ازم گرفت. 5 تا حرکت داشت و گفت خوبه طبیعیه. اما خودم راضی نبودم. نسبت به قبل خیلی آروم بود. اونجا گفت دراز بکش معاینه‌ات کنم. من یهو گرخیدم 😅 لحظه آیی که ازش فرار میکردم سر رسید.
پرستار خیلی خیلی مهربون بود. ازم پرسید تا حالا معاینه شدی، گفتم نه. گفت خب شلوارت رو در بیار، یه پات رو کامل بده بیرون و دراز بکش.
انجام دادم اما از خجالت داشتم میمردم و همش پام رو جمع میکردم. اومد نشست روبروم و پاهام و باز کرد و دستش و کرد تو. دو تا نکته برا کسایی که تا حالا معاینه نشدن:
اول اینکه اصلا خجالت نداره. من فکر میکردم همش میخواد نگاه کنه، اما اصلا نگاهش به سمت دیگه بود و فقط دستش و برد، اونم در حد چند ثانیه. آنقدر حرفه‌ایی برخورد کرد، اصلا احساس معذب بودن به من دست نداد.
دوم دردش. خیلی خیلی کم بود. کاملا قابل تحمل بود. از درد رابطه داشتن با شوهر هم کمتر بود. اصلا نگران نباشید.
ادامه دارد...