۱۳ پاسخ

به ایما باید گفت عزیزم هرچی باشم از دهن تو گشاد تر نیستم
اینجور آدما تمام دارایی اشون رابطه ماتحتشونه غیر از این چیزی حالیشون نیست

من خودم سزارین شدم ولی خب اون واقعا ادم بی عقلی ک این حرفو میزنه دیگ خدا تو وجود زن قرار داده ک بچه طبیعی بشه و واژن خودش جمع میشه حتی اگ ندوزن من خودم توان نداشتم اگ داشتم واقعا طبیعی میرفتم الانم همش بهش فک میکنم ک چرا طبیعی نتونستم برم

حرفای دیگران برات مهم نباشه بگو هر چقدم گشاد شده باشم ب اندازه دهن گشاد تو گشاد نشدم

چه آدم بی شعوری 😑🤚🏻
اتفاقا جاری من سه تا بچه اورده سزارین میگه خیلی گشاد شدم میگفت خواهرم طبیعی اورده براش بخیه زدن از قبل هم تنگتر شده
تو ولش کن به اینجور آدما اصلا توجه نکن اینا هرکاری کنی یه چیز پیدا میکنن برای گفتن

عزیزم ۳۴ هفته زایمان کردی شماهم

بهش میگفتی اصلا باشه ولی تو گوه‌خور منی؟ شوهرم داره حال میکنه تو حرصشو میخوری؟
میگفتی اینطوری که مشخصه من گشادمم از تنگ تو جمعوجورتره که انقدددد داری میسوزی😒😒😒😒
چندشای حال بهم زن

میگفتی حالا گیرم ک گشاد شدم مگه تو شوهرمی ک ناراحتی

اصلا گیریم که گشاد شده چه ربطی به اون داشت ؟

من درد دونوع رو کشیدم و بشدت تو اطرافم کسی که مادر و نوع زایمانش رو زیر سوال میبره توبیخ میکنم جواب میدم

واااااا 🫤 چقدر حالم بهم خورد ازون شخص . ببخشید ولی چقدر بیشعور و نفهمن بعضیا که انقدر وقیحانه اظهار نظر میکنن .
به هیچکسی ربطی نداره که چطور زایمان کردی ، اتفاقا باید افتخار کنی که تونستی طبیعی بیاری و اونهمه درد رو تحمل کردی .
دیگه توضیح راجب زیبایی و بقیه ی مسائل واقعا جایز نیست چون کسی که اینجوری حرف میزنه کاملا مشخصه چقدر .... 🤬 واقعا متاسف شدم .
بهتره با همچین آدمایی بحث نکنی

باید ی انگشت میکردی اینور دهنش ی انگشت اونور دهنش جرش میدادی تادیک از این گوه ها نخوری احمق مگ خره خو تورو سننه اشغال
من سزارین شدم ۳۶هفته همه بهم میگفتن وایییییی طبیعی چرا نیووردی میخاسی تنگ بمونی نه از قصد طبیعی نیووردی زرزر همجا هست خاهرجان الکی ب خودت نگیر اون لحظه ی جرش میدادی دلتم خنک میشد اصکلارو

عزیزم اون آدم واقعا یه آدم بیشعور و حسود بوده که به هم نوع خودش همچین حرفی زده
به خودت افتخار کن تونستی طبیعی زایمان کنی تحمل درد زایمان طبیعی کار هرکسی نیست تو یه مامان قهرمانی♥️♥️♥️
من خودم سزارینم چون جرات و توان طبیعی آوردن رو نداشتم اما هرمی طبیعی زایمان می‌کنه رو تو دلم تشویق میکنم به خاطر قوی بودنش

نباید با زبون جوابشو میدادی که باید میزدی تو دهنش
من سزارین شدم ولی چن ساعت درد طبیعی و کشیدم واقعا سخت بود

سوال های مرتبط

مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۴ ماهگی
من نمیدونم چرا خیلیا میگن زایمان طبیعی کردیم و راضی هستیم والا من بستری شدم زایمان کنم دوتا زایمانام طبیعی بود هردوش وحشتناک هردوش ب یاد میارم دلم برای خودم میسوزه خیلی زجر کشیدم ینی بگم شکنجه روحی شدم جسمم داغون بود تا دوماه بعد زایمانم سرپا شدم انگار لگنم شکسته بود بخیه هام نمیتونستم بشینم راحت
بعد اینک تو بخش بستری برای زایمان طبیعی همه جیغ دادای ناجور ینی ی جوری جیغ میزدن من نمیدونم اینا همونایی هستن ک میگن ما راضی هستیم از زایمانمون
ماما همراهم میگف فقط تویی ک جیغ نمیزنی و من باور نمیکنم توی سرمت امپول فشار زده باشن اصلا ب آدمایی نمیخوری ک درد زایمان دارن میگفتم من تو خودم میکشم وگرنه دارم میمیرم اونم باور نمی‌کرد چون ورزش میکردم دستگاه آن اس تی ازم قط شده بود دیگ دردام نشون نمیداد فک میکردن من الکی میگم انقد بی صدا داغون میشدم از درد شدید بالا می‌آوردم دستشویی داشتم درد شدید اومد سراغم ناخودآگاه دستشویی کردم اصلا دست خودم نبود خدمه اومد هرچی دلش خاست بهم گف خلاصه اگ مو ب مو تعریف کنم دل سنگم برام آب میشه من حتی بب حسی استفاده کردن برام تا یه رب درد نداشتم بعد دیگ جواب نداد دردام شروع شد دوباره حتی موقع زور زدن و زایمانم من هیچی نمیگفتم فقط نفس عمیق میکشیدم وقتی زاییدم ب ماماه همراه گفتم دیدی من درد زایمان داشتم نو باور نمیکردی گف صبور ترین آدمی هستی ک دیدم 16 17 ساعت دردای شدید داشتم اما باز نمی‌شدم
خلاصه عذاب الهی بود برام خداروشکر فقط خدا بچهای سالم و سلامت بهم داد
تو فامیلامون همه از دم سزارین اختیاری کردن
فقط منم طبیعی بودم
خیلیم پشیمونم 🥲🥲🥲
چون روح روانم خیلی آسیب دید
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۹ ماهگی
بیاید از تجربه سزارینم بگم بعد دوماه🤣
من یک هفته ازون تاریخی ک دوتر زده بود برام زودتر زایمان کردم کیسه ابم پاره شد نصفه شب دیگ زنگ زدم دکترم گف برو بیمارستان میام دیگ تقریبا ساعت ۹صبح عمل شدم
سوندو ک ب دکترم گفته بودم تو بیحسی بزنه این ک از این
بی حسی کمرم یکم درد داشت مثل همین امپولای معمولی ک میزنیم
بعد خابیدم سرم و ماسک اکسیژن اینا میزدن داشتن پردرو تنظیم میکردن جلوم ک صدای بچه اومد یعنی پرام ریخت من همش اسرس بی حس نشدنو داشتم دیگ بچرو نشونم دادن تقریبا یه ربم طول کشید تا بخیه زدن
پرستارام مدام بالا سرم باهام حرف مزدن شوخی میکردن هیچی نفمیدم اثن
بعدم ی سافت تو ریکاوری بودم اونجام سر بودم دردی نداشتم با مسعول ریکاوری غیبت میکردم🤣دگ بعد اومدن ماساژ رحمی ک سر بودم نفمیدم رفتم بخش اونجام ماساژ دادن بازم سر بودم پرستاد دوتا شیاف گزاشت و سرم اینا وصل کرد کم کم سریم رقت و اومدن سوندو کشیدن یه درد خیلی خفیفی داشت بعد سری حتی از درد پریودیم کمتر من همیشه میگم پریودیام دردش بیشتر بود برام تا زایمانم گف هروق درد داشتی بگو شیاف بزنم ک اصلا نگفتم لازم نشد
بعدم اومدن کمربند بستن برام راه بردنم یکم سخت بود ولی قابل تحمل
سریای بعدشم ک خاسم راه برم خودم بدون کمک میرفتم دیگ
بعد مرخص شدم خونم بعضی وقتا ی حس سوزشی میومد شکمم میرفتم حموم اب داغ مگرفتم سری اروم میشد بخیم چسبی بود میتونسم برم حموم اشکال نداشت
بعد ۱۰روزم ک بخیرو کشیدم
درکل انتخاب خوبیه سزارین ب شرطی ک دکتر و بیمارستان خوبی انتخاب کنی
من ک دلم مخاد باز برم اتاق عمل انقدر ک بهم خوش گذشت🤣