بیاید از تجربه سزارینم بگم بعد دوماه🤣
من یک هفته ازون تاریخی ک دوتر زده بود برام زودتر زایمان کردم کیسه ابم پاره شد نصفه شب دیگ زنگ زدم دکترم گف برو بیمارستان میام دیگ تقریبا ساعت ۹صبح عمل شدم
سوندو ک ب دکترم گفته بودم تو بیحسی بزنه این ک از این
بی حسی کمرم یکم درد داشت مثل همین امپولای معمولی ک میزنیم
بعد خابیدم سرم و ماسک اکسیژن اینا میزدن داشتن پردرو تنظیم میکردن جلوم ک صدای بچه اومد یعنی پرام ریخت من همش اسرس بی حس نشدنو داشتم دیگ بچرو نشونم دادن تقریبا یه ربم طول کشید تا بخیه زدن
پرستارام مدام بالا سرم باهام حرف مزدن شوخی میکردن هیچی نفمیدم اثن
بعدم ی سافت تو ریکاوری بودم اونجام سر بودم دردی نداشتم با مسعول ریکاوری غیبت میکردم🤣دگ بعد اومدن ماساژ رحمی ک سر بودم نفمیدم رفتم بخش اونجام ماساژ دادن بازم سر بودم پرستاد دوتا شیاف گزاشت و سرم اینا وصل کرد کم کم سریم رقت و اومدن سوندو کشیدن یه درد خیلی خفیفی داشت بعد سری حتی از درد پریودیم کمتر من همیشه میگم پریودیام دردش بیشتر بود برام تا زایمانم گف هروق درد داشتی بگو شیاف بزنم ک اصلا نگفتم لازم نشد
بعدم اومدن کمربند بستن برام راه بردنم یکم سخت بود ولی قابل تحمل
سریای بعدشم ک خاسم راه برم خودم بدون کمک میرفتم دیگ
بعد مرخص شدم خونم بعضی وقتا ی حس سوزشی میومد شکمم میرفتم حموم اب داغ مگرفتم سری اروم میشد بخیم چسبی بود میتونسم برم حموم اشکال نداشت
بعد ۱۰روزم ک بخیرو کشیدم
درکل انتخاب خوبیه سزارین ب شرطی ک دکتر و بیمارستان خوبی انتخاب کنی
من ک دلم مخاد باز برم اتاق عمل انقدر ک بهم خوش گذشت🤣

۳ پاسخ

واسه منم راحت بود هر چند اورژانسی بودم ولی خوب بودم من اگه تک قلو باردار هم بودم انتخابم سزارین بود انقدر ک راحت بود

خب خداروشکر که خوب بود
منم همینطور بودم فقط من بیهوشی کامل بودم و سوند هم توی بی‌حسی نزد قبلش زده بود درد داشت کمی

واسه من اینقد راحت نبود تازه تا ۸ روزم از شدت سر درد نمیتونستم سرمو تکون بدم

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۳ ماهگی
دوس داشتم تجربه زایمان طبیعیم و بگم
شب قبل زایمان ترشح خونی دیدم رفتم بیمارستان بستری کردن تا ۷ صب درد نداشتم ساعت ۷ صب اومدن بهم امپول فشار زدن کم کم دردام شروع شده بود میگرف ول میکردبهم گفته بودن اگ ماما داری بزنگ بیاد پیشت ب همراهم اطلاع دادم ک زنگ بزنه بیاد بعد ساعت ۸ حدودا بهم اسپاینال زدن چن دیقه بعدش هم گفتن فول شدی ۸ سانتی اگ میخوای بگو ماما نیاد بیخودیه پول ماما میدی بردنم رو تخت زایمان یخورده زور زدم ولی اصلا حس نمیکردم یجورایی حالت خابالویی بودم الان ک بهش فکر میکنم بعضی چیزارو یادم نمیاد ی چن تا زور محکم زدن سرش اومد بیرون و ساعت ۹ و نیم زایمان کردم تا حدودا ساعت ۱۱ تو اتاق زایمان بودم تا بخیه بزنن بخیه زدن از زایمانم بیشتر طول کشید 😂
ولی درکل از زایمانم راضی بودم خدایی برا من ک راحت بود روند زایمانم سریع بود زیاد درد نکشیدم و از اسپاینال راضیم زایمانم بدون درد بود زیاد دردی نداشتم قابل تحمل بود اما بعدش ب شدت سردرد داشتم وقتی مرخص شدم دوس داشتم تجربه زایمانم بگم ک کسایی ک زایمان طبیعی دارن یخورده استرسشون کم شه چون خودمم زایمان اولم بود خیلی استرس داشتم
مامان نویان مامان نویان ۱ سالگی
حالت تهوع ک شروع شد سریع گفتم برام امپول زدن و اوکی شدم و هی تمرار میکردن عب نداره اکر بیاری بالا
در جریانید ک باید از شب قبل هم ناشتا باشی بیشتر ب خاطر همین استفراغ
نویان گریه کرد اوردنش لمسش کردم باز هم خیلی سرمو‌تکون ندادم

یجا خیلی استرسی شدم پست سرهم گفتم دکتر بچم سالم
و دکتر کریمی گفتن احازه بده دخترم تمرکز کنم (ک ینی ساکت شو )
ب فاصله ی دو سه دقه بعد دکتر رفت و انکار بخیه هم زده بودن برام

ساعت ۸:۱۵ نویان اومد دنیا
و بعد ده پونزده دقه منو بردن ریکاوری نگه داشتن تا ۱ ونیم ظهر حالا چرا؟
چون بخش تخت خالی نداشت ریکاوری پر بود از ادمایی ک عمل شده بودن و منتظر ک برن بخش
کم کم خانوما صدای دادشون بلند میشد از درد و منم میترسیدم
اینم بگم ک من از اول دستامو کلا با ماژیک برام نوشتن پرستارا ک پمپ درد میخام
اما ی خانمی تو اتاق عمل گفت ن پمپ درد برا چیه از من اصرار از اون انکار
ب خود خانوم دکترم ک اومد گفتم
بهر حال وارد ریکاوری ک شدم التماس میکردم برای پمپ درد ک دوز کمی برام اوردن

من اصلا مثل بقیه لرز نکردم اما بعد مدتی درد دلم شروع شد و واقعا هم درد داشت ک پرستارمو صدا زدم برام امپول زد اما خیلی فایده ای نداشت
مامان عدس مامان عدس ۴ ماهگی
《زایمان طبیعی پارت پنج》
گل پسرم دنیا اومد و در لحظه تمام دردهام تموم شد انگار هیچی نبوده . دکتر گف یه زور دیگ بزن جفت هم بیاد بعدشم شروع کردن ب بخیه زدن ( وقتی قیچی زدن درد نداشت ) ولی وقتی داشتن بخیه میزدن من تک تک بخیه هارو درد شو حس میکردم و بازم تحملللل چون درد ک قبل زایمانم کشیده بودم درد بخیه دربرابرش هیچی نبود.
بخیه زدن هم تموم شد بردنم ریکاوری ۱ ساعت اونجا بودم اومدن ک ماساژ رحمی انجام بده ینی خیلی بنظرم درد داشت وقتی میخاست انجام بده میگفتم نکن ترو خدا دیگ تحمل درد کشیدن رو ندارم. اونم میگف عزیزم تو ک اینهمه تحمل داشتی پس اینم تحمل کن😂😂😂
دوسه بارم ماساژ رحمی دادن تا کمتر خونریزی داشته باشم و منتقل شدم ب بخش و تمام.
جونم بگه براتون دوش آب گرم خیلی تاثیرررر داشت بنظرم و اسکات زدن من زیر آب گرم ک روی کمرم میریخت داشتم اسکات میزدم سخت بود ولی خیلی کمک کرد هم دوش آب گرم و هم پیاده روی.
در ضمن من از اول بارداری هم کارای خونه انجام میدادم و استراحت نبودم پیاده روی میکردم . اینم از تجربه زایمان من اگ میخاین درد تون شروع بشه و با آمپول فشار زایمان نکنید ورزش کنید اسکات بزنید داخل خونه زیر دوش آب گرم حتی سجده هم انجام بدین . دردتون شروع میشه و هم ب روند زایمان کمک میکنه. (وقتی درد شروع میشه جیغ و داد ممنوع و دم و بازدم انجام بدین اونم خیلی تاثیر داره.
مامان نی نی مامان نی نی ۲ ماهگی
تجربه سزارین دوم 😇🫶🏼

شب قبل بستری شدم از ۱۲ شب چیزی نباید میخوردم حتی اب
صبح زود برام سوند زدن ک تو هردو سز برام درد ناک بود میدونی مثل سوزش ادرار شدید میمونه لامصب بعد یکساعت عادی شد بعد ساعت ۸ونیم رفتم اتاق عمل بچه بدنیا اومد ورفتم ریکاوری یکم انگار اینسری دوز بیحسی بیشتر بود یه لحظه خوابم برد ولی دوباره یه دارو زدن تو سرمم بیدار شدم ولی تا سینه هام بیحس بودم یکم سخت نفسم میومد ک اکسیژن گذاشتن توی ریکاوری چند بار شکممو فشار دادن ک بیحس بودم خداروشکر چیزی متوجه نشدم ولی سزارین اولم وقتی بی حسیم رفت بازم فشار دادن ک درد داشت
رفتم بخش پمپ درد گرفته بودم ک عالی بود اینسری تا وقتی خودم خواستم گذاشتن بمونه ولی سز اول خودشون قط کرده بودن بنظرم بگیرین خیلی خوبع اینکه میگن با شیاف فرق داره اصلا اینطور نیست
برای بلند شدن درد داری ولی قابل تحمله تا میتونی فقط باید راه بری
چیزی ک اذیتم کرد اینه ک شیاف بیزاکودیل کبرای شکم کارکردنه برام گذاشتن بدون اینکه سوال کنن میخوام یا نه
سوزش مدفوع گرفتم تا چند ساعت خیلی اذیت کنندست
تا میتونید نسکافه و چای کمرنگ و ابمیوه بخورید ک از بدنتون خارج بده مواد بیحسی و اینکه وقتی اومدید بخش اصلا سرتونو تا ۸ ساعت تکون ندید بالشت هم نذارید و صحبت نکنید خیلی تاثیر داره
تا یه مدتم دو سه روز کتفم تیر میکشید ک با مسکن و شیاف برطرف شد
من زود سرپا شدم خیلی خودمو ننداختم هرچی راه بری بهتره هر روزم باید تا ده روز حمام بری بخیه تو بشوری با سشوار خشک کنی
تمااام امیدوارم بدردتون بخوره ماچ
مامان سه تادلبر مامان سه تادلبر قصد بارداری
پارت سیزده
بعد ده دقیقه یک ربع اومدن گفتن باید اتاقتون عوض کنی چون سرما خورده هستی باید بری تو اتاق خصوصی دکترت گفت
گفتیم باشه
خلاصه انتقال دادن باز تو ی اتاق ده در ده ک نصفش تخت گرفته بود دیگه جا واسه اینکه صندلی همراه باز بشه ک دراز بکشن نبود
یکم استراحت کردم اومدن دوتا شیاف گذاشتن یکم دردم آروم شد و رفتن ساعتهای هفت و نیم اینا بود ک بچه رو آوردن پیشم گفتن ب هیچ عنوان ماسک ورندار بچه سرما نخوره بچه اکسیژن گرفته نباید سرما بخوره وگرنه بستری میشه و رفتن مادرم بچه رو آورد یکم شیر دادم بهش بلند دراز کشیده شیر خورد خوابید منم درد داشتم ولی قابل تحمل بود تا وقتی ک شیافا اثرش بره
گذشت و گذشت تا ساعت دو سه ظهر بود ک اومدن گفتن آروم آروم بلند شو راه برو گفتم باشه من خودم کم کم تختمو آوردم بالا خودمو کشیدم بالا بعد نیم ساعت پاهامو خودم آویزون کردم از تخت یکم تکون دادم باز دراز کشیدم
پرستار اومد گفت بیا با کمک من بلندشو
دستمو گرفت آروم آروم بلند دم درد داشتم ولی قابل تحمل بود کمرمو نمی‌تونستم صاف نگه دارم
بلند شدم ی دو سه دقیقه ای وایستاده بودم پرستار گفت دراز بکش استراحت کن هروقت تونستی بلند شو سرگیجه یا حالت آهو داشتی بهمون بگو سری گفتم باشه یکم استراحت کردم بلندشم خودم آروم آروم راه رفتن سخت نبود اونکوری ک میگفتن ولی درد داشتم بازم قابل تحمل بود زود خسته شدم اومدم دراز کشیدم
مامان کیان🩵🐣🥑🍦 مامان کیان🩵🐣🥑🍦 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان:

من سزارین انجام دادم اول بگم که خیلی راضی بودم برگردم عقب بازم انتخابم سزارینه
دکتر و بیمارستان خوب هم ملاک هستش
۳۹ هفته و سه روز دکترم بهم وقت داد ینی داخل هفته چهلم زایمان کردم
هیچ درد و انقباضی نداشتم تا اون روز حتی nst هم انجام دادم چند روز قبل و گفتن که عالیه برا هفته من
۱۵ مرداد ماه ساعت ۶ صبح باید بیمارستان بودم خیلی خیلی حال عجیبی داشتم شب قبل تا صبح خوابم نبرد 🥺
هیجان . ترس از زایمان .خوشحالی. ترس از تغییر بزرگ و...
وقتی رسیدم بیمارستان بعد از پذیرش و کارای قبل عمل وارد اتاق عمل شدم
امپول بی حسی اونقدر که میگفتن سخت نبود و درد خیلی قابل تحملی داشت و پروسه راحت
سزارینم هیچی ادم متوجه نمیشه واقعا
بعد از ریکاوری پمپ درد برام وصل کردن تجربه پمپ درد برا من جوری بود ک وقتی بی حسی داشت کم کم میرفت درد شروع شد خب درد زیادی بود و من همش میگفتم چرا پمپ درد تاثیر نداره اما تاثبرشو وقتی مرخص شدم متوجه شدم چون سه برابر شد دردم
پمپ درد واقعا لازمه و برا من تاثیر داشت
ماساژ رحمی سه بار برام انجام شد که یکبارش داخل بخش بود و درد خیلی خییییلی زیادی داشت جوری که نفسم رفت و شاید تنها چیزی ک اذیتم کرد همین بود
سوند هم برا من تو بیحسی زدن و دراوردنشم راحت بود
راه رفتن بعد عمل برا من خیلی اذیت کننده نبود فقط قسمت از تخت بالاپایین شدن یکم سخت بود
در کل سزارین دوره نقاهت داره من تا یک هفته بعد عمل درد بخیه داشتم و بعدش سرپا شدم
خداروشککککر بابت پسرم🥺🧿😍
انشالله نینی همگی ب سلامت دنیا بیاد .