تجربه سزارین دوم 😇🫶🏼

شب قبل بستری شدم از ۱۲ شب چیزی نباید میخوردم حتی اب
صبح زود برام سوند زدن ک تو هردو سز برام درد ناک بود میدونی مثل سوزش ادرار شدید میمونه لامصب بعد یکساعت عادی شد بعد ساعت ۸ونیم رفتم اتاق عمل بچه بدنیا اومد ورفتم ریکاوری یکم انگار اینسری دوز بیحسی بیشتر بود یه لحظه خوابم برد ولی دوباره یه دارو زدن تو سرمم بیدار شدم ولی تا سینه هام بیحس بودم یکم سخت نفسم میومد ک اکسیژن گذاشتن توی ریکاوری چند بار شکممو فشار دادن ک بیحس بودم خداروشکر چیزی متوجه نشدم ولی سزارین اولم وقتی بی حسیم رفت بازم فشار دادن ک درد داشت
رفتم بخش پمپ درد گرفته بودم ک عالی بود اینسری تا وقتی خودم خواستم گذاشتن بمونه ولی سز اول خودشون قط کرده بودن بنظرم بگیرین خیلی خوبع اینکه میگن با شیاف فرق داره اصلا اینطور نیست
برای بلند شدن درد داری ولی قابل تحمله تا میتونی فقط باید راه بری
چیزی ک اذیتم کرد اینه ک شیاف بیزاکودیل کبرای شکم کارکردنه برام گذاشتن بدون اینکه سوال کنن میخوام یا نه
سوزش مدفوع گرفتم تا چند ساعت خیلی اذیت کنندست
تا میتونید نسکافه و چای کمرنگ و ابمیوه بخورید ک از بدنتون خارج بده مواد بیحسی و اینکه وقتی اومدید بخش اصلا سرتونو تا ۸ ساعت تکون ندید بالشت هم نذارید و صحبت نکنید خیلی تاثیر داره
تا یه مدتم دو سه روز کتفم تیر میکشید ک با مسکن و شیاف برطرف شد
من زود سرپا شدم خیلی خودمو ننداختم هرچی راه بری بهتره هر روزم باید تا ده روز حمام بری بخیه تو بشوری با سشوار خشک کنی
تمااام امیدوارم بدردتون بخوره ماچ

۲ پاسخ

به سلامتی عزیزم🩷 خدا رو شکر

این سوند برای منم یه شدت بد بود کل سزارین به طرف سوندش یه طرف

سوال های مرتبط

مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان نور قلبم مامان نور قلبم ۴ ماهگی
سلام خانما بیاین از تجربه زایمانم،بگم و بیمارستان
من سزارین اختیاری شدم تو بیمارستان خصوصی قائم جیرفت
اتاق عملش خیلی خوب بود رفتارا دکتر پرستارا خوب واقعا همش با من صحبت میکردن از استرسم کم بشه موقع سوند گذاشتنم یکم حالت سوزش چندش داشت ک دیگ بی حسی زدن برام همونم تموم شد اصلا درد خاصی نداشت
بی حسی ام یکم درد داشت اندازه جا امپولی یا رگ گرفتن موقع عمل گریه شدم استرس داشتم ولی واقعا باهام حرف زدن ارومم،کردن حین عمل یه پرستار خانم اینطرف بالا سرم بود یه پرستاز اقاهم اینطرف باهام صحبت میکردن که دگ گل دخترم بدنیا اومد بهم نشونش دادن دکتر با مهریونی کامل کنارم گذاشتش دگ،تمیزش کردن جلو رو خودم تختش اوردن کنارم لباس پوشیدن دگ پرستار همون تو اتاق عمل اورد گذاشتش رو سینم و سینع داد دهنش اونم خورد و عملم،تموم شد منو دخترم بردن ریکاوری و اینکه بگم من اصلا ماساژ رحمی ندادن تو اتاق عمل دکتر خودش تمیز کزده هر چی خون،بود مثل اینکه بیرون اورده بود اخه نه تو ریکاوری ماساژ دادن نه تو بخش از پرستار پرسیدم گفت دکتر تو اتاق عمل تمیز کزده،و خیلی خوشحال شدم اینو گفت تو ریکاوری ام رفتار پرستارا فوقالعاده عالی بود بچم گذاشتن کنارم دوباره سینه گذاشتن دهنش اونم خورد
برام پمپ درد وصل کردن و قبلشم یه مسکن خیلی قوی زده بودن ک حالم خیلی خوب بود دگ رفتیم بخش من اتاق عمومی گرفته،بودم یه خورده اون روز شانس من شلوغ بود ولی بد نبود قابل تحمل بود رسیدگیشونم تو بخش خوب بود و اتاق تمیزی بود و اینکه مسکنا سزموقع ترزیق کردن ک من اصلا شیاف لازم نشدم یعنی ،من اصلا از درد نفهمیدم،یعنی اصلا دردی نداشتم فقط وقتی دگ،بلند شدم راه رفتم،درد داشتم از دکتر و بیمارستان خیلی راضی بودم
#فرزند پروری
#سزارین
مامان آوین🩷🎀 مامان آوین🩷🎀 ۲ ماهگی
تجربه_زایمان
پارت_4
حدود یک ساعتی تو ریکاوری بودم همونجا وقتی بی‌حس بودم شکمم رو ماساژ دادن چیزی متوجه نشدم وقتی تونستم پاهامو تکون بدم بردنم تو بخش اونجا هم یبار شکمم رو ماساژ دادن که یکم دردم گرفت
وقتی کم کم بی‌حسی رفت دردهام شروع شد دوتا شیاف گذاشتم بهتر شدم و رسید
به اولین راه رفتن برا من فقط بلند شد از تخت خیلی سخت بود همین که بلند شدم خودم تنها رفتم سرویس راه رفتن اصلا برام سخت نبود فقط یکم سرگیجه داشتم
بعد از دو سه ساعت سردرد های وحشتناکی گرفتم که بخاطر حرف زدن و تکون دادن سرم تو اتاق عمل بود حین عمل به هیج وجه حرف نزنید و سرتون رو تکون ندید.
پرستار اومد بهم گفت تندتند نسکافه و آبمیو بخور تا داروهای بیهوشی از بدنت خارج بشه و حالت بهترشه مسکن هم برام وصل کرد که سردردم کمتر شد
در کل برا منی که هم تجربه زایمان طبیعی داشتم هم سزارین اگه بازم برگردم به عقب قطعا سز رو انتخاب می‌کنم.
و بعد از گذشت پنج روز بستری بودن دخترم تو ان آی سیو برگشتیم خونه!
مامان رقیه سادات مامان رقیه سادات ۱۴ ماهگی
قسمت ۸
.۱۱ونیم بیحس شدم همون لحظه که سوزنو زد به کمرم بیحس شدم و اصلا هم سوزنش درد نداشت خوابوندنم رو تخت یه چی زدن جلو صورتم و شروع کردن ۱۱ ونیم که شروع شد ۱۱و ۴۰ دقیقه صدای گریه دخترم اومد و من با ارامش ترین بودم از اون لحظه به بعد و هیچ دردی نداشتم ولی هی از حال میرفتم حین عمل که دکتر بیهوشی میگفت چی زدن به این تو زایشگاه که این هی از حال میره ولی اون لحظات انقدرررر اروم بودم بعد اون همه درد شدید که دلم میخواست بخوابم دکترم گفت بخواب .ولی نمیتونستم اب دهنمو قورت بدم اصلا حس نمیکردم گلومو .۱۲ اومدم ریکاوری بهم پمپ درد و اینا وصل کردن که خیلییییی خوب بود پمپ درد و پیشنهاد میکنم حتما درخواست بدید دردتون رو فوق العاده کم میکنه .دیگه اونجا گفتن باید بتونی پاهاتو تکون بدی تا ببریمت بخش دخترمم فقط تو اتاق عمل چند ثانیه دیدمش .شکمم رو یه بار تو ریکاوری فشار دادن که هیچ حسی نداشتم تا ساعت ۱ونیم دیگه حس پاهام برگشته بود و یکم درد داشتم که هی برام مسکن زد ۱ونیم اومد ببرنم بخش دوباره شکممو فشار داد که یکم درد داشت ولی بهم گفت شکمتو تا میتونی بده تو مثل وقتی میخوای بگی شکم ندارم تا کمتر دردت بیاد که واقعا کار ساز بود .۱ونیم دیگه رفتم بخش وتا حدود ۷ صبح ۳ بار دیگه شکممو فشار دادن که دردش خیلی قابل تحمل بود .پمپ درد و شیاف نمیزاشت درد داشته باشم.
مامان 🅗🅘🅡🅐🅓 مامان 🅗🅘🅡🅐🅓 ۱۲ ماهگی
منم تصمیم گرفتم بعد پنجاه و سه روز تجربمو به طور خلاصه از
سزارین بگم با اینکه چند روز قبل از زایمان خیلی استرس داشتم و همش گریه میکردم روز زایمان اصلا استرس نداشتم سوند و آمپول بی حسی اصلا درد نداشت برام البته من کلا از آمپول نمیترسم همینطور اولین راه رفتنم خیلی راحت بود خودم بدون کمک راه رفتم ماساژ شکمی خیلی درد داشت چون بعد از اینکه بی حسیم تموم شد انجام دادن بگید موقع بی حسی انجام بدن طبق نظر پمپ درد نگرفتم
بهم مسکن میزدن و شیاف میذاشتم دکترم چند ساعت بعد عمل گفت کمربند ببند و راه رفتن با کمربند خیلی راحت بود ولی روزای اول بلند شدن و نشستن سخت بود گردنتو اصلا به هیچ عنوان تکون ندید من سردردای شدید گرفتم بعدش چون گردنمو تکون دادم بخیه هامم خداروشکر بعد ده روز کشیدم هر روز حموم میکردم و سشوار میکشیدم
چون خودم قبلش خیلی استرس داشتم خواستم تجربه بگم و استرستونو کم کنم توکلتون به خدا باشه و اینو بدونید هرچقدر زایمان سخت و دردناک باشه وقتی خدا یه بچه ی سالم بهتون بده با دیدنش همه‌ی دردا فراموش میشه😍
من بچم نرمی حنجره داره وقتی به دنیا اومد و اینو متوجه شدم خودمو یادم رفت و تا صبح از استرس و صدای نفس کشیدنش نتونستم بخوابم🥺 تا اینکه دکتر اومد و گفت خداروشکر بعد چند ماه خوب میشه امیدوارم بدردتون بخوره
مامان 🌸VANYA🌸 مامان 🌸VANYA🌸 ۶ ماهگی
🚫🚫🚫تجربه سزارین 🚫🚫🚫
سزارین اختیاری شدم
بیمارستان باید نمیفهمید حالت ارژانسی ردم میکرد
اول معاینه شدم با یه شیع لاکی ک برا نشتی کیسه اب بود شل بگیری درد نداری
بردنم بستری کنن بخش طبیعی بردن نوار قلب گرفتن بعدش سرم زد قرص داد برا شروع درد و امپول فشار زد
انقباض گرفت منو ولی اصلا درد نداشتم دریغ از یکم
معاینه کردن اصلا درد نداش سوز داش ک اونم ۳ سانیه
بعدش اومدن سرم زدن ضربان قلب بچم افت کرد نقششون این بود
ک سریع اومدن سوند گزاشتن
سوند درد نداره اگ ادرارت نگهداری خیلی راحت تره من نگهداشته بودم
فقط یه سوزش
بعدش رفتم عمل امپول کمر و اصلا نفهمیدم
بی حس شدم بچه ۲ دقیقه ای بغلم بود
موقع دراوردن بچه یکم اذیت شدم معدم درد داشت
بعد بی حسی هم درد پریودی اومد سمتم ک قابل تحمل بود حتی شیاف هم نزاشتم
منتها یه سرم هایی هس برای جمع کردن رحم و برگردوندن ب جای خودش ک انقباض شدید میده اون درد داش ک دوتا دوتا شیاف میزاشتم بازم قابل تحمل مثل بار اول پریود شدن
فشار دادن شکم ک بی حس بودم نفهمیدم درد نداش اصلا
راه رفتنم گن بستم راحت راه رفتم منتها بعدش ک بازش کردم دیگ درد داشتم نتونستم ببندمش راه رفتنم با درد شد اگ بستید دیگ بازش نکنید
برگردم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد انتخابم سزارین
اصلا درد نداره اصلا
بدن با بدن فرق داره ولی من تهوه بارداریم برا عذاب اورتر از زایمانم بود 🥹
#سزارین
#زایمان
مامان فندق پسر🩵💙 مامان فندق پسر🩵💙 ۲ ماهگی
# پارت ۳
تجربه زایمان سزارین
چقد دیر پارت ۳ رو دارم میزارم😂😂
بعدش منو بردن ریکاوری
اونجا هنوز بی حس بودم و فشار شکمی دادن که اصلا متوجه نشدم چون بی حسی کمر بودم
خوبیه بی حسیه همینه
اونجا یک ساعت یا کمتر تو ریکاوری بودم
بچمم تو پتو تو تخت بچه کنارم گذاشته بودن
بعدش از ریکاوری بردن به سمت بخش
بچمم باهام داشتن میاوردن
اوردن تو بخش
اتاق خصوصی گرفتم که دیزاین داشت خیلی قشنگ بود
فقط بزرگترین اشتباهم این بود پمپ درد نگرفته بودم
خیلی ۴ ساعت اول اذیت شدم دردم خیلی وحشتناک بود
تا شیاف عمل میکرد طول میکشید خوب همین ک اثر شیاف میرفت دردم زیاد میشد خیلب اشتباه کردم ک پمپ درد نگرفتم درد کشیدم واقعا
خلاصه تا اون چندساعت اول گذشت حسابی اذیت شدم
بعدش دیگه هر ۶ ساعت شیاف گذاشتن که قابل تحمل شد
چون بی حسی بودم تا ساعت ۵ نباید چیزی میخوردم
از ۵ نسکافه و چایی و کمپوت خوردم
شبم سوپ خوردم مرغم دادن ک نخوردم چون سنگین بود برام
کمپوت گلابی دوتا خوردم ک شکمم کار کنه
اما دیدم نه
بعدش پرستار اومد ساعت ۸شب اینا بودگفت راه برو
همون اولین راه رفتن یکم سخته
البته اگ شیاف گذاشته باشی نه زیاد
فقط شب بیمارستان موندنو دوس ندارم بچمم خیلی نغ زد یواشکی بدون اینکه پرستارا ببینن بهش شیرخشک میدادیم
جون شیر نداشتم

#سزارین
#تجربه
مامان کیان🩵🐣🥑🍦 مامان کیان🩵🐣🥑🍦 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان:

من سزارین انجام دادم اول بگم که خیلی راضی بودم برگردم عقب بازم انتخابم سزارینه
دکتر و بیمارستان خوب هم ملاک هستش
۳۹ هفته و سه روز دکترم بهم وقت داد ینی داخل هفته چهلم زایمان کردم
هیچ درد و انقباضی نداشتم تا اون روز حتی nst هم انجام دادم چند روز قبل و گفتن که عالیه برا هفته من
۱۵ مرداد ماه ساعت ۶ صبح باید بیمارستان بودم خیلی خیلی حال عجیبی داشتم شب قبل تا صبح خوابم نبرد 🥺
هیجان . ترس از زایمان .خوشحالی. ترس از تغییر بزرگ و...
وقتی رسیدم بیمارستان بعد از پذیرش و کارای قبل عمل وارد اتاق عمل شدم
امپول بی حسی اونقدر که میگفتن سخت نبود و درد خیلی قابل تحملی داشت و پروسه راحت
سزارینم هیچی ادم متوجه نمیشه واقعا
بعد از ریکاوری پمپ درد برام وصل کردن تجربه پمپ درد برا من جوری بود ک وقتی بی حسی داشت کم کم میرفت درد شروع شد خب درد زیادی بود و من همش میگفتم چرا پمپ درد تاثیر نداره اما تاثبرشو وقتی مرخص شدم متوجه شدم چون سه برابر شد دردم
پمپ درد واقعا لازمه و برا من تاثیر داشت
ماساژ رحمی سه بار برام انجام شد که یکبارش داخل بخش بود و درد خیلی خییییلی زیادی داشت جوری که نفسم رفت و شاید تنها چیزی ک اذیتم کرد همین بود
سوند هم برا من تو بیحسی زدن و دراوردنشم راحت بود
راه رفتن بعد عمل برا من خیلی اذیت کننده نبود فقط قسمت از تخت بالاپایین شدن یکم سخت بود
در کل سزارین دوره نقاهت داره من تا یک هفته بعد عمل درد بخیه داشتم و بعدش سرپا شدم
خداروشککککر بابت پسرم🥺🧿😍
انشالله نینی همگی ب سلامت دنیا بیاد .
مامان 👶🏻🤱🏻 مامان 👶🏻🤱🏻 ۱۷ ماهگی
خب خانم ها امشب میخوام از تجربه هام بگم
من هم تجربه زایمان سزارین با بی هوشی رو داشتم هم با بی حسی

بی هوشی ک تو اتاق عمل و حتی تو ریکاوری و حتی وقتی میای تو بخش برای چند ساعتی هیچی نفهمیدم ن درد ن حتی محیط رو
بعد از بی هوشی هم درد هام ک شروع شد خیلی شدید نبود وقتی میخواستم بشینم یا سرپا بشم امان از اون لحظه ک هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم هیچی و درد خیلی شدیدی داشتم ولی بدن درد نداشتم مثل درد شونه یا پهلو

بی حسی
تو اتاق عمل آمپول بی حسی واقعا زدنش درد نداره از آنژیوکت هم کمتر درد داره اون حسی ک میخوای تو عمل بشی و تو اتاق عمل کاملا داری میبینی واقعا عذاب آور و ترس آوره
اینو بگم ک فقط پاهات سنگین میشه و ناتوانی از تکون دادنش وگرنه بخیه زدن فشار های روی شکم رو کاملا حس میکنی
تو ریکاوری ک بدتر درد داری
تو بخش هم ک چی بگم همچنان درد داری و اون سنگینی پا ک از همه برای من وحشتناک تر بود
روز بعدشم عوارضش شروع شد شونه ام ک داشت می شکست و پهلوم ک خیلی درد میکرد
ولی خیلی زود سرپا شدم برای بلند شدن و راه رفتن واقعا درد کمی داشتم و از همین بابت هم خوشحال بودم

ولی اگ به عقب برگردم بازم بی هوشی انتخاب می‌کنم
آهان اون ماساژ رحمی ک تو ریکاوری هست با بی حسی خیلی دردناک خیلی ولی بی هوشی نه برام اونقدر هم درد نداشت
مامان دایار🫧👶🏻 مامان دایار🫧👶🏻 ۵ ماهگی
بردنم ریکاوری



ک بشدتتتتتتت شلوغ بود بشدتتتت بیمار داشتن اون روز

پرستارا گفتن ک باید پمپ درد بگیری زنگ زدن همسرم خرید آورد ک قیمتش ۳.۹۰۰بود


عملم فقط ۱۰دیقه طول کشید
ولی ۶ساعت اینا توی ریکاوری بودم 🥲


چنبار تو ریکاوری ماساژ دادن شکممو ک درد خاصی نداشت جون هنوز بیحس بودم

و بردنم توی بخش بعد اینکه لباسمو عوض کردن نی نی رو آوردن پیشم 🥰


مرتب بهم سرم میزدن
و تا چن ساعت نباید چیزی میخوردم .نبابد سرمو تکون میدادم.نباید بالش میذاشتم

ی خدمه اومد گف ک اینکارارو باید انجام بدی ما انجام ندادیم دوباره اومد ب زور بلندم کرد


عملم درد نداشت اصلا بشدت دست خانم دکتر سبک بود واقعا پولی ک میگیره حلالش باشه

ولی از بیمارستان زیاد راضی نبودم


تقریبا ب مدت یک هفته نمیتونستم راه برم .نمیتونستم بشینم .حتی ب بچه ام نمیتونستم از شدت سر درد شیر بدم
دکتر بیهوشی گفت ک این کارا باعث شده بیحسی بره توی سرت و چن روز زمان میبره ک خوب شی



(هزینه بیمارستان ۶۰تومن شد )
هزینه ساک زایمان ۱.۹۰۰
هزینه پمپ درد ۳.۹۰۰
هزینه دارو ها هم تقریبا ۴تومن اینا شد
مامان رقیه مامان رقیه ۵ ماهگی
پارت آخر
بعد دوساعت آوردنم تو بخش و گفتن بالشت زیر سرت نذار و سرتم تکون نده بعد از ۸ ساعت گفتن نسکافه و چای و خوراکی میتونم بخورم ، من خرما و نسکافه خوردم بعدش اومدن سوند رو کشیدن و گفتن بلند شم راه برم کشیدن سوند هم دردی حس نکردم ، ولی خب اولین بلند شدن یکم درد داشت ولی قابل تحمله . من پمپ دردم داشتم که خیلی تاثیر داشت ، تا فرداش که مرخص شم سعی میکردم همش تو بخش راه برم ، درد سزارین موقع خوابیدن بلند شدن یکم سخته و درد داره اونم تا ۱۰ ـ ۱۵ روز. کم کم دردا کمتر میشه ولی خب اوایلش هم میتونید کاراتونو انجام بدید من روز سوم دخترم بخاطر زردی بیمارستان بستری شد و خودم تنها پیشش بودم و می‌تونستم کاراشو انجام بدم. تجربه من از سزارین این که سرتونو تو ریکاوری و تا هشت ساعت تکون ندید که بعدش دچار سردرد و گردن درد نشید و بعدش هم مایعات زیاد بخورید اثرات بی حسی بره ، پمپ درد هم بگیرید درداتونو خیلی کم میکنه و موثره. امیدوارم همه خانومای باردار به سلامتی و راحتی زایمان کنن و دامن اونایی که آرزوی بچه دار شدن دارن خدا دامنشون رو سبز کنه.
مامان هیرا مامان هیرا ۵ ماهگی
پارت(۳)و آخر

ساعت ۹ شب من رو بردن اتاق عمل کلی استرس داشتم و ترس برام بی حسی رو زدن و واقعا اینم اصلا درد نداشت به اندازه نیش پشه بود واقعا درد نداشت بعد اینکه بی حس شدم و دراز کشیدم حالت تهوع بهم دست داد و انگار روی قفسه سینم یه چیزی سنگینی میکرد برام امپول ضد تهوع زدن داخل سرم اوکی شدم و با اومدن بچه نفس تنگیمم اوکی شد کلی اون لحظه ذوق دیدنش رو داشتم و پرسنل داخل اتاق عمل واقعا هی هر دفعه ازم سوال میکردن خوبی اوکیی و کلی شوخی میکردن که استرس نداشته باشم وقتی رفتم ریکاوری لرز کردم و برام بخاری گذاشتن یک ربع بیشتر ریکاوری نبودم و بردنم اتاق و بچه رو اوردن ولی بخاطر دفع پروتئین که داشتم از ۹ شب که عمل کردم تا ۸ صبح نمیتونستم آب هم بخورم و خیلی تشنه بودم این یکم اذیتم کرد
من پمپ درد نداشتم و حتی یه بار بیشتر برام شیاف نزاشتن اونم من نگفتم بزارن خودشون گذاشتن چون اصلا درد نداشتم موقع راه رفتن اول یکم اذیت شدم بعدش اوکی شدم سعی کنید دولا دولا راه نرید که چسبندگی نگیرید و فقط دو روز اول کمکم میکردن و دستم رو میگرفتن بشینم که بچه شیر بدم بعدش اوکی شدم خودم یواش یواش میشتم و تا ده روز فقط سر بخیه ام میسوخت و چون هر روز حمام میکردم روزا خوب بودم شبا یکم میسوخت و بعد ده روز که بخیه رو کشیدم خیلی خوب شدم حتی اون روز هم سوار موتور شدم و اصلا بعدش درد نداشتم و ندارمم هنوزم لکه بینی هم تا ۱۵ روز اول داشتم



سوالی چیزی داشتید بپرسید جواب میدم حتما❤️

#زایمان #فرزندپروری #کولیک #رفلاکس
مامان 🧿نویان❤👶 مامان 🧿نویان❤👶 ۱۰ ماهگی
سلام دوستای قشنگم ببخشید مدتی نبودم با بچه داری حسابی مشغول بودم الانم اومدم سرعتی براتون یه تاپیک از تجربیاتم بزارم وبرم، اول اینکه من یهو سزارین اورژانسی شدم بدلیل کاهش اکسیژن جنین و کم شدن ضربان قلبش ک خیلی ترسیدم ساعت 8/30الی9شب بود گفتن همین الان باید بستری بشی و سریع سزارین کنی گفتم مگه نباید ناشتا بود گفتن اره ولی چاره ایی نیس نهایتا بعد عمل بالا میاری ک خداروشکر بالا نیاوردم، بعد اینکه زیاد نترسید درداش قابل تحمل بود فقط سوزن اسپاینال ک زدن تو کمرم درد داشت مابقیش قابل تحمل بود بعد ب هوش اومدن لرز خیلی شدیدی داشتم بعدشم هر سه ساعت میومدن دوتا شیاف باهم میزاشتن ک خیلی خوب بود و درد رو کنترل کرد بعده عمل تا بیست روز نیاز ب کمک دارید باید یه کمکی داشته باشید حالا میخواد مادرتون باشه یا همسرتون یا هرکی..... چون تا 20روز واقعا نیاز ب کمک دارید من خودم تا روزه 38بعد سزارین خونریزی داشتم بعدش تموم شد و گن دو تیکه خریدم میزنم شکمم داره میره داخل کم کم میگن باید 7/8ماه بعده سزارین گن بزنی تا هیکلت جمع وجور بشه، من بچم تا بدنیا اومد بدلیل اینکه اکسیژنش کم بود و مدفوع کرده بود وزردی داشت تا15روز رفت دستگاه بخش nicuک خیلی اذیت شدم کلی نذر ونیاز کردم و بالاخره خوب شد وآوردیمش خونه بچه داری هم چندتا قلق خاص داره یاد بگیری دیگه میوفتی رونق و زیاد اذیت نمیشی