سلام دوستای قشنگم ببخشید مدتی نبودم با بچه داری حسابی مشغول بودم الانم اومدم سرعتی براتون یه تاپیک از تجربیاتم بزارم وبرم، اول اینکه من یهو سزارین اورژانسی شدم بدلیل کاهش اکسیژن جنین و کم شدن ضربان قلبش ک خیلی ترسیدم ساعت 8/30الی9شب بود گفتن همین الان باید بستری بشی و سریع سزارین کنی گفتم مگه نباید ناشتا بود گفتن اره ولی چاره ایی نیس نهایتا بعد عمل بالا میاری ک خداروشکر بالا نیاوردم، بعد اینکه زیاد نترسید درداش قابل تحمل بود فقط سوزن اسپاینال ک زدن تو کمرم درد داشت مابقیش قابل تحمل بود بعد ب هوش اومدن لرز خیلی شدیدی داشتم بعدشم هر سه ساعت میومدن دوتا شیاف باهم میزاشتن ک خیلی خوب بود و درد رو کنترل کرد بعده عمل تا بیست روز نیاز ب کمک دارید باید یه کمکی داشته باشید حالا میخواد مادرتون باشه یا همسرتون یا هرکی..... چون تا 20روز واقعا نیاز ب کمک دارید من خودم تا روزه 38بعد سزارین خونریزی داشتم بعدش تموم شد و گن دو تیکه خریدم میزنم شکمم داره میره داخل کم کم میگن باید 7/8ماه بعده سزارین گن بزنی تا هیکلت جمع وجور بشه، من بچم تا بدنیا اومد بدلیل اینکه اکسیژنش کم بود و مدفوع کرده بود وزردی داشت تا15روز رفت دستگاه بخش nicuک خیلی اذیت شدم کلی نذر ونیاز کردم و بالاخره خوب شد وآوردیمش خونه بچه داری هم چندتا قلق خاص داره یاد بگیری دیگه میوفتی رونق و زیاد اذیت نمیشی

۳ پاسخ

والا من از ۲ روز بعد سزارین پاشدم کارامو کردم نیاز به کمکی نداشتم فقط بچه داری بلد نبودم

واسه من سوزن اسپاینال درد نداشت لعنتی انژیوکت درد داشتش

شیاف دیکلوفناک مقعدی هست؟ نمیشه آدم خودش باره من معذبم کسی برام بزاره

چندهفته سزارین کردی که بچت ۱۵ روز موند دستگاه😐

سوال های مرتبط

مامان سه تادلبر مامان سه تادلبر قصد بارداری
پارت سیزده
بعد ده دقیقه یک ربع اومدن گفتن باید اتاقتون عوض کنی چون سرما خورده هستی باید بری تو اتاق خصوصی دکترت گفت
گفتیم باشه
خلاصه انتقال دادن باز تو ی اتاق ده در ده ک نصفش تخت گرفته بود دیگه جا واسه اینکه صندلی همراه باز بشه ک دراز بکشن نبود
یکم استراحت کردم اومدن دوتا شیاف گذاشتن یکم دردم آروم شد و رفتن ساعتهای هفت و نیم اینا بود ک بچه رو آوردن پیشم گفتن ب هیچ عنوان ماسک ورندار بچه سرما نخوره بچه اکسیژن گرفته نباید سرما بخوره وگرنه بستری میشه و رفتن مادرم بچه رو آورد یکم شیر دادم بهش بلند دراز کشیده شیر خورد خوابید منم درد داشتم ولی قابل تحمل بود تا وقتی ک شیافا اثرش بره
گذشت و گذشت تا ساعت دو سه ظهر بود ک اومدن گفتن آروم آروم بلند شو راه برو گفتم باشه من خودم کم کم تختمو آوردم بالا خودمو کشیدم بالا بعد نیم ساعت پاهامو خودم آویزون کردم از تخت یکم تکون دادم باز دراز کشیدم
پرستار اومد گفت بیا با کمک من بلندشو
دستمو گرفت آروم آروم بلند دم درد داشتم ولی قابل تحمل بود کمرمو نمی‌تونستم صاف نگه دارم
بلند شدم ی دو سه دقیقه ای وایستاده بودم پرستار گفت دراز بکش استراحت کن هروقت تونستی بلند شو سرگیجه یا حالت آهو داشتی بهمون بگو سری گفتم باشه یکم استراحت کردم بلندشم خودم آروم آروم راه رفتن سخت نبود اونکوری ک میگفتن ولی درد داشتم بازم قابل تحمل بود زود خسته شدم اومدم دراز کشیدم
مامان نی نی مامان نی نی ۲ ماهگی
تجربه سزارین دوم 😇🫶🏼

شب قبل بستری شدم از ۱۲ شب چیزی نباید میخوردم حتی اب
صبح زود برام سوند زدن ک تو هردو سز برام درد ناک بود میدونی مثل سوزش ادرار شدید میمونه لامصب بعد یکساعت عادی شد بعد ساعت ۸ونیم رفتم اتاق عمل بچه بدنیا اومد ورفتم ریکاوری یکم انگار اینسری دوز بیحسی بیشتر بود یه لحظه خوابم برد ولی دوباره یه دارو زدن تو سرمم بیدار شدم ولی تا سینه هام بیحس بودم یکم سخت نفسم میومد ک اکسیژن گذاشتن توی ریکاوری چند بار شکممو فشار دادن ک بیحس بودم خداروشکر چیزی متوجه نشدم ولی سزارین اولم وقتی بی حسیم رفت بازم فشار دادن ک درد داشت
رفتم بخش پمپ درد گرفته بودم ک عالی بود اینسری تا وقتی خودم خواستم گذاشتن بمونه ولی سز اول خودشون قط کرده بودن بنظرم بگیرین خیلی خوبع اینکه میگن با شیاف فرق داره اصلا اینطور نیست
برای بلند شدن درد داری ولی قابل تحمله تا میتونی فقط باید راه بری
چیزی ک اذیتم کرد اینه ک شیاف بیزاکودیل کبرای شکم کارکردنه برام گذاشتن بدون اینکه سوال کنن میخوام یا نه
سوزش مدفوع گرفتم تا چند ساعت خیلی اذیت کنندست
تا میتونید نسکافه و چای کمرنگ و ابمیوه بخورید ک از بدنتون خارج بده مواد بیحسی و اینکه وقتی اومدید بخش اصلا سرتونو تا ۸ ساعت تکون ندید بالشت هم نذارید و صحبت نکنید خیلی تاثیر داره
تا یه مدتم دو سه روز کتفم تیر میکشید ک با مسکن و شیاف برطرف شد
من زود سرپا شدم خیلی خودمو ننداختم هرچی راه بری بهتره هر روزم باید تا ده روز حمام بری بخیه تو بشوری با سشوار خشک کنی
تمااام امیدوارم بدردتون بخوره ماچ
مامان نُقلی🩵👶🏻 مامان نُقلی🩵👶🏻 ۱۵ ماهگی
سلام مامانا خاستم تجربه زایمانم(سزارین) رو بزارم من ۳۹هفته ‌و۴روز بودم ک وقت سونوگرافی داشتم رفتم ماما دید گفت آب دور جنین خیلی کم شده ت این چند روز آبی ازت رفته گفتم نه گفت نامه میدم برو بیمارستان بستری شو خلاصه ما رفتیم و برای بستری شدن،
من تصمیمم از قبل طبیعی بود ولی وقتی رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته س ،قرص (واژینال)برات میزاریم تا دردهات شروع شه امکان داره تو چند ساعت باز شه امکان هم داره تا فردا طول بکشه راستش من خیلی ترسیدم گفتم اگ طول بکشه تا باز شه و کلی درد بکشم و آب دور جنین هم کمه برای بچم خطرناک بود و یجوری ریسک بود ترسیدم
گفت اگ شرایط اورژانسی بشه سزارین میشی،منم نشستم فک کردم گفتم اگ هم درد طبیعی رو بکشم و در آخر سزارین بشم واقعا ظلمه😅و گفتم منو سزارین کنید و اونا هم قبول کردن و آماده شدم برا سزارین و سوند وصل کردن درد زیادی نداشت و همچین آمپولی ک ب کمر میزدن هم قابل تحمل بود و همسرم موقع عمل کنارم بود و باهام حرف میزد و زودی تموم شد صدای گریه پسرمو شنیدم خیلی حس عجیب و شیرینی بود،اولین بلند شدن برای راه رفتن و اولین دستشویی رفتن واقعا درد داره ولی گذراس من از روز دوم خیلی بهتر شدم درد داشتم ولی نسبت ب روز اول واقعا بهتر بودم روز اول واقعا درد داشت و عجیب بود 😅من نمیدونم پمپ درد چیه ولی اینجا (المان)بهم قرص مسکن میداد خیلی هم قوی نبود و اینکه سرم مسکن وصل میکرد هر از گاهی
من چهار روز بیمارستان بودم و خیلیییییی پرستارای مهربونی داشت خودشون بچه رو عوض میکردن بهم کمک میکردن برای دستشویی رفتن و راه رفتن و...
مامان عشق من🩷🩷 مامان عشق من🩷🩷 ۲ ماهگی
مامان 🌸VANYA🌸 مامان 🌸VANYA🌸 ۶ ماهگی
🚫🚫🚫تجربه سزارین 🚫🚫🚫
سزارین اختیاری شدم
بیمارستان باید نمیفهمید حالت ارژانسی ردم میکرد
اول معاینه شدم با یه شیع لاکی ک برا نشتی کیسه اب بود شل بگیری درد نداری
بردنم بستری کنن بخش طبیعی بردن نوار قلب گرفتن بعدش سرم زد قرص داد برا شروع درد و امپول فشار زد
انقباض گرفت منو ولی اصلا درد نداشتم دریغ از یکم
معاینه کردن اصلا درد نداش سوز داش ک اونم ۳ سانیه
بعدش اومدن سرم زدن ضربان قلب بچم افت کرد نقششون این بود
ک سریع اومدن سوند گزاشتن
سوند درد نداره اگ ادرارت نگهداری خیلی راحت تره من نگهداشته بودم
فقط یه سوزش
بعدش رفتم عمل امپول کمر و اصلا نفهمیدم
بی حس شدم بچه ۲ دقیقه ای بغلم بود
موقع دراوردن بچه یکم اذیت شدم معدم درد داشت
بعد بی حسی هم درد پریودی اومد سمتم ک قابل تحمل بود حتی شیاف هم نزاشتم
منتها یه سرم هایی هس برای جمع کردن رحم و برگردوندن ب جای خودش ک انقباض شدید میده اون درد داش ک دوتا دوتا شیاف میزاشتم بازم قابل تحمل مثل بار اول پریود شدن
فشار دادن شکم ک بی حس بودم نفهمیدم درد نداش اصلا
راه رفتنم گن بستم راحت راه رفتم منتها بعدش ک بازش کردم دیگ درد داشتم نتونستم ببندمش راه رفتنم با درد شد اگ بستید دیگ بازش نکنید
برگردم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد انتخابم سزارین
اصلا درد نداره اصلا
بدن با بدن فرق داره ولی من تهوه بارداریم برا عذاب اورتر از زایمانم بود 🥹
#سزارین
#زایمان
مامان پسر اَدایی مامان پسر اَدایی ۲ ماهگی
تجربه سزارین من
پارت۲
ساعت ۷ عصر بود که رفتم مطب دکترم تا فهمید لکه بینی دارم نامه بستری داد گفت همین الان برو بستری شو فردا صبح زود میام عملت میکنم.
خلاصه با کلی استرس رفتم خونه وسایل برداشتم و دوش گرفتم و رفتم بیمارستان.از استرس که اصلا خوابم نبرد تا صبح
ساعت ۷ صبح اومدن گان لباس عمل تنم کردن و بردنم اتاق عمل
من درخواست خون بندناف هم داده بودم با رویان هم هماهنگ کردم نیرو فرستادن
توی اتاق عمل سوند برام زدن که درد نداشت و چون از قبل به بی حسی اسپاینال حساسیت داشتم، بیهوشی کامل گرفتم.وقتی به هوش اومدم خیلی درد داشتم چون به مسکن و شیاف دیکلوفناک هم حساسیت داشتم .ولی دردش قابل تحمل بود ۱۲ ساعت اول که سوند بهم وصل بود بعدش که سوند در اوردن(دراوردن سوند درد داشت یکم) به سختی با کمک همراهم بلند شدم لباسمو عوض کردم و یکم در حد جزئی راه رفتم .خیلی درد داشتم اصلا کمرم صاف نمیشد.اینم بگم تا ۱۲ ساعت بعد از عمل همچنان نباید چیزی بخوری و بعد از اون باید کم کم با مایعات شروع کنی
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان نفس مامان نفس ۲ ماهگی
دوس داشتم تجربه زایمان طبیعیم و بگم
شب قبل زایمان ترشح خونی دیدم رفتم بیمارستان بستری کردن تا ۷ صب درد نداشتم ساعت ۷ صب اومدن بهم امپول فشار زدن کم کم دردام شروع شده بود میگرف ول میکردبهم گفته بودن اگ ماما داری بزنگ بیاد پیشت ب همراهم اطلاع دادم ک زنگ بزنه بیاد بعد ساعت ۸ حدودا بهم اسپاینال زدن چن دیقه بعدش هم گفتن فول شدی ۸ سانتی اگ میخوای بگو ماما نیاد بیخودیه پول ماما میدی بردنم رو تخت زایمان یخورده زور زدم ولی اصلا حس نمیکردم یجورایی حالت خابالویی بودم الان ک بهش فکر میکنم بعضی چیزارو یادم نمیاد ی چن تا زور محکم زدن سرش اومد بیرون و ساعت ۹ و نیم زایمان کردم تا حدودا ساعت ۱۱ تو اتاق زایمان بودم تا بخیه بزنن بخیه زدن از زایمانم بیشتر طول کشید 😂
ولی درکل از زایمانم راضی بودم خدایی برا من ک راحت بود روند زایمانم سریع بود زیاد درد نکشیدم و از اسپاینال راضیم زایمانم بدون درد بود زیاد دردی نداشتم قابل تحمل بود اما بعدش ب شدت سردرد داشتم وقتی مرخص شدم دوس داشتم تجربه زایمانم بگم ک کسایی ک زایمان طبیعی دارن یخورده استرسشون کم شه چون خودمم زایمان اولم بود خیلی استرس داشتم