دوس داشتم تجربه زایمان طبیعیم و بگم
شب قبل زایمان ترشح خونی دیدم رفتم بیمارستان بستری کردن تا ۷ صب درد نداشتم ساعت ۷ صب اومدن بهم امپول فشار زدن کم کم دردام شروع شده بود میگرف ول میکردبهم گفته بودن اگ ماما داری بزنگ بیاد پیشت ب همراهم اطلاع دادم ک زنگ بزنه بیاد بعد ساعت ۸ حدودا بهم اسپاینال زدن چن دیقه بعدش هم گفتن فول شدی ۸ سانتی اگ میخوای بگو ماما نیاد بیخودیه پول ماما میدی بردنم رو تخت زایمان یخورده زور زدم ولی اصلا حس نمیکردم یجورایی حالت خابالویی بودم الان ک بهش فکر میکنم بعضی چیزارو یادم نمیاد ی چن تا زور محکم زدن سرش اومد بیرون و ساعت ۹ و نیم زایمان کردم تا حدودا ساعت ۱۱ تو اتاق زایمان بودم تا بخیه بزنن بخیه زدن از زایمانم بیشتر طول کشید 😂
ولی درکل از زایمانم راضی بودم خدایی برا من ک راحت بود روند زایمانم سریع بود زیاد درد نکشیدم و از اسپاینال راضیم زایمانم بدون درد بود زیاد دردی نداشتم قابل تحمل بود اما بعدش ب شدت سردرد داشتم وقتی مرخص شدم دوس داشتم تجربه زایمانم بگم ک کسایی ک زایمان طبیعی دارن یخورده استرسشون کم شه چون خودمم زایمان اولم بود خیلی استرس داشتم

۳ پاسخ

ولی اینم بگم هرچی دانشجو بود ریخته بود تو گردو اصلا خیلی بدم میومد هر دیقه اومدن من و معاینه میکردن حتی بعد زایمان با وجود بخیه هم اومدن دست میکردن داخل معاینه میکردن مردم از درد ینی بگم ۲۰ بار بیشتر من و معاینه کردن از روزی ک بستری شدم تا مرخص شدم

چرا سردرد بیمارستان کجاه بودی

بخیه زیاد خوردی؟ الان خوب شدی؟

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۷ ماهگی
مامان آیهان مامان آیهان ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی بعد تقریباً سه ماه_پارت سوم_
رفتم بستری شدم و ماما همراه اومد خودشو معرفی کرد گفت که چون بدون درد بستری شدی و دهانه رحمت باز نیست ممکنه طی ۴۸ ساعت هم زایمان نکنی و منم از استرس و نگرانی مردم و زنده شدم
بهم آمپول فشار زدن اینم بگم که ساعت ده و نیم صبح بستری شدم و چون ضربان قلب بچه پایین بود ان اس تی بهم وصل کردن و اجازه ورزش و تحرک نمیدادن
حدود ۳ ساعت دراز کشیدم
بعد ۳ ساعت که با سرم و اینا ضربان قلب بچه درست شد گفتن میتونی ورزش کنی
بلند شدم ورزش کردم حالت سجده میرفتم آب گرم می‌گرفتم رو کمرم و رو توپ حالت دورانی ورزش میکردم ساعت ۳ اومدن معاینه کردن گفتن ۴ سانتی و خوب پیشرفت کردی ماما همراه ک می‌گفت ۴۸ ساعت هم زایمان نمیکنی تعجب کرده بود خلاصه دوباره ب حالت سجده هی ورزش میکردم و اسکات میزدم و اینا ساعت ۵ شدم ۷ سانت
اینم بگم ک تا ۵ سانت دردام خیلی خوب و قابل تحمل بود مثل درد پریودی بعدش بهم گاز اندونکس دادن و میگفتن وقتی دردت اومد نفس بکش با اون و بعد از رو صورتت بردار نفس رو بده بیرون...
مامان دلانا🩷 مامان دلانا🩷 ۱۵ ماهگی
زایمان
پارت3
بعدش منو بردن تو یه اتاقی ک همش زنای زائو بودن ب همشون دستگاه نوار قلب و اینجور چیزا وصل بود بهم گفتن دراز بکش رو تخت دراز کشیدم واسه منم از اون دستگاه های نوار قلب وصل کردن بعد حدود نیم ساعت اینا اومدن معاینم کردن هنوز دو سانت بود دردام هم زیاد میشدن ولی قابل تحمل بود بعد اینکه پرونده نینیمو دادم بهم گفتن برو اتاق زایمان رفتیم اتاق تک نفره بود دراز کشیدم ب کمک مامانم بعدش پرستارا اومدن بهم دستگاه اینا وصل کردن بعدش بهم سرم وصل کردن رکترا هم هیی میومدن معاینم میکردن هنوز دو سانت بودم ساعت چهار اینا بود گفتن تا هشت یا هشت و نیم زایمان میکنی خلاصه من در دام بیشتر میشد جونکه عمم فرار بود پیشم بمونهزنگ زدیم بهش با اسنپ اومد با دخترش ک هم سن من بود 16سالشه اومدن پیش من منم درد داشتم زیاد تر شده بود خلاصه مامانم پیشم موند تا موقعی ک زایمان کنم عمم هم شوهرم رسوند خونشون ک وسایل برداره بعد زایمان بیاد پیش من بمونه من دردام غیر قابل تحمل شدن خیلی خیلی جیغ میکشیدیم دست مامانمو گرفته بودم ولی چیزایی ک تو کلاس امادگی زایمان گفته بودن ک تنفس درستی داشته باشم بعدش دکتر اومد گفت 4سانتی بعد هعی معاینه و اینجور چیزا منو رو توپ بزرگ گذاشتن گفتن روش بشین و. پاشو بعد اون کار رو تخت نشوندنم ی پرشتار هم مراقبم بود بعدش دیگ وقت زایمان رسید چند تا دکتر و پرستار اومدن 8نفر اینا بودن اومدن سونت وصل کردن بهم اب دوز جنین و خالی کردن و معاینه و اینا کردن منم دردام بیشتر شده بود گفتن زور بزن منم زور میزدم دیگ اخراش گفتن قلب بچه درست نمیزنه چون دیر شده بود منم بخاطر بچم چندتا زور اخر هم زدم نینی قشنگم ب دنیا اومد گذاشتن رو شکمم و بعدش گذاشتن رو جای مخصوص نوزاد
مامان مهراد مامان مهراد ۸ ماهگی
پارت یک تجربه زایمان:
۴۰هفته ۶روز زایمان کردم از هفته ۳۸دهانه رحمم باز شده بود
مرتب ورزش های زایمان فیزیولوژیک بوزیم و از هفته ۳۸انجام میدادم
و از هفته ۲۰هم ورزش های لگنی انجام میدادم ۲هفته آخر مرتب پیاده رویی داشتم به مدت ۱و نیم ساعت تا ۲ساعت و پله نوردی
هفته۳۸یک ساتن دهانه رحمم باز شده بود سر بچه کاملا داخل لگن فیکس شده بود
هفته آخر دهانه ی رحمم ۳سانت باز شده بود ولی انقباض نداشتم
برای چکاب جنین ساعت ۱۱رفتم بیمارستان آن اس تی گرفتن و معاینه. گفتن باید بستری شی تا شب زایمان میکنی
ساعت ۲ظهر بستری شدم درد نداشتم بهم یک چهارم یه قرصی رو دادن بعد رفت تا شش و نیم بعد از ظهر خواستن برام سرم فشار بزارن که قبلش معاینه کردن گفتن چهار ساتنی و زنگ زدن به ما ما همراهم تا اون بیاد. شروع کردم ورزش کردن ورزش هایی که بادم بود من اصلا انقباض و درد نداشتم مانا همراهم که اومد معاینه تحریکی انجام داد و باهام ورزش کرد. کم کم دردام شروع شد معاینه کردن گفتن شش سانتی و کیسه ابمو پاره کردن دردام شدت گرفت با کمک ورزش و دوش اب گرم بعد از چهل دقیقه فول شدم و احساس زور داشتم که رو تحت خوابوندنم گفتن زور بده. بعد از چند تا زور سر بچه دیده می‌شد که بردنم اتاق زایمان اونجا سه زورداذم بچه به دنیا اومد. قشنگ ترین لحظه زندگیم بود و بخاطر ماساژ پرینت ایی که از هفته ۳۷ انجام میدادم. بخیه های بیرونی فقط ۶تا بود
مامان شیطون بـلا😋💕 مامان شیطون بـلا😋💕 ۱ ماهگی
🌟تجربه زایمان طبیعی🌟
پارت اخر
بعد چند دقیقه که برا من چند قرن بود ماما گفت الان اماده ای چند تا زور بزنی بچه میاد و منو بردن رو تخت اصلی زایمان و پاهارا دادیم بالاو ماما گفت حالا هرچقد دوس داری جیغ و داد بکش😂 و ادامه زور دوتا زور محکم زدم دکتر گفت افرین یدونم بزنی تمومه ولی دیدم با ماما همراه و اونیکی ماما یه چی اروم حرف زدن و ماما رفت قیچی اورد خواستم زور بزنم که گفت واسا 🗣😂 دست بچه کنار گوششو باید یه کوچولو برش بزنیم بی حسی زو و برش و گفت زور بزن من زور زدم و انگار از یهدبلندی سقوط کردم و احساس سبکی 😍 دخترمو گذاشتن رو سینم وای وای نگم از حس و حالش انشاالله که همه این حسو تجربه کنن😍
بعد پنج دقیقه یه زور دیگه زدم و جفت اومد بیرون و دردی نداشت بعدش هم بخیه مو زدن اینم دردی نداشت فقط خیلی کم حس سوزش داشت ولی خداروشکر همه چی خوب پیش رفت 😍
من دردمو تو خونه کشیدم و رفتم بیمارستان یازده و نیم دخترم به دنیا اومد یعنی درعرض سه ساعت و نیم من زایمان کردم بدون امپولو سرم زور نیم ساعت بعد زایمان هم راحت سرپا شدم
این تجربه من بود 😊♥
مامان هستی مامان هستی ۴ ماهگی
مامان عدس مامان عدس ۳ ماهگی
《زایمان طبیعی پارت پنج》
گل پسرم دنیا اومد و در لحظه تمام دردهام تموم شد انگار هیچی نبوده . دکتر گف یه زور دیگ بزن جفت هم بیاد بعدشم شروع کردن ب بخیه زدن ( وقتی قیچی زدن درد نداشت ) ولی وقتی داشتن بخیه میزدن من تک تک بخیه هارو درد شو حس میکردم و بازم تحملللل چون درد ک قبل زایمانم کشیده بودم درد بخیه دربرابرش هیچی نبود.
بخیه زدن هم تموم شد بردنم ریکاوری ۱ ساعت اونجا بودم اومدن ک ماساژ رحمی انجام بده ینی خیلی بنظرم درد داشت وقتی میخاست انجام بده میگفتم نکن ترو خدا دیگ تحمل درد کشیدن رو ندارم. اونم میگف عزیزم تو ک اینهمه تحمل داشتی پس اینم تحمل کن😂😂😂
دوسه بارم ماساژ رحمی دادن تا کمتر خونریزی داشته باشم و منتقل شدم ب بخش و تمام.
جونم بگه براتون دوش آب گرم خیلی تاثیرررر داشت بنظرم و اسکات زدن من زیر آب گرم ک روی کمرم میریخت داشتم اسکات میزدم سخت بود ولی خیلی کمک کرد هم دوش آب گرم و هم پیاده روی.
در ضمن من از اول بارداری هم کارای خونه انجام میدادم و استراحت نبودم پیاده روی میکردم . اینم از تجربه زایمان من اگ میخاین درد تون شروع بشه و با آمپول فشار زایمان نکنید ورزش کنید اسکات بزنید داخل خونه زیر دوش آب گرم حتی سجده هم انجام بدین . دردتون شروع میشه و هم ب روند زایمان کمک میکنه. (وقتی درد شروع میشه جیغ و داد ممنوع و دم و بازدم انجام بدین اونم خیلی تاثیر داره.
مامان سبحان و محدثه مامان سبحان و محدثه هفته دوازدهم بارداری
پارت سوم

ساعت دو نیم بود که ماما گفت هشت سانت شدی
همسرم تماس گرفته بود و داشتیم صحبت می‌کردیم از ماما پرسیدم گفت چهل دقیقه دیگ بچه بدنیا میاد
ومن خوشحال که ازین وضعیت خلاص میشم
،منتها هرچی می‌گذشت دهانه رحمم بازتر نمیشد ساعت سه بود که ماما همراهم با همسرم صحبت میکرد و هماهنگ کرد همسرم بیاد پیشم
همسری ک اومد خیلی خوب بود انگار استرسم رفت یجور دلگرمی بود برام
من به ماما گفته بودم بخیه نخورم زایمان اول برام خیلی زیاد بود و اذیت شدم
بخاطر همین ماما بچه رو فشار نمیدادن که بیاد بیرون روند طبیعی شو طی کرد
درد زایمان هیچ نداشتم
و فقط پاهای بچم بسمت دنده هام بود خیلی اذیت میشدم و فشاری ک میورد درد میکرد
خلاصه ساعت ۵:۳۰بچم بدنیا اومد گذاشتن رو سینم ...
نمیدونم چرا بدون اینکه بخام فقط گریه میکردم
همسرمم پیشم بود .
و کلا دو تا بخیه خوردم از بیرون
چندتا هم از داخل که ماما بهم نگفت .
ولی در کل زایمان خیلی خوبی بود ،اگه ترس از طبیعی دارید و شرایط سزارینم ندارید حتما اپیدورال و انتخاب کنید ،هزینش‌ اصلا سنگین نیست .
بیمارستانی که من بودم میگفتن میتونم از طرح رایگان استفاده کنم .ولی بیمه داشتم از همون بیمه استفاده کردم .
امیدوارم براتون مفید باشه.اینم از تجربیات من ،😍❣️