۲ پاسخ

با اجازه ی مامان گلمون ک تاپیک گزاشته
من کارم اسباب بازی چوبی و مکعب اسمه
اگر شماهم دوس داشتی اتاق کوچولوتو خوشگل کنی
کافیه بیای تو صفحم
۰۹۳۰۰۹۸۴۴۶۶ روبیکا ایتا بله واتساپ

تصویر

عزیزم قندت چند بود ک ازمایش دادی؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۱۴ ماهگی
مامان _جان🩵 مامان _جان🩵 ۱۷ ماهگی
#تجربه_زایمان3
بعد یه پسره اومد داخل و منو از این تخت به اون تخت گذاشتن
بردن منو ریکاوری…بغل تخت یه پسره گذاشتن که اونم بینیشو عمل کرده بود
اونم از درد به خودش ناله میکرد که تو اون حین واقعا من سردرد گرفتم از نالش🥴
فقط میگفتم کی میان منو ببرن…بعد پرستار اومد اونجا هم منم ماساژ رحمی داد
نگم از این ماساژ رحمیه که چقددددر بهم حال دادم حس سبک بودن داد بخدا روحم ارضا شد اونلحظه…بعد منو بردن دم در اتاق عمل و شوهرم اومد داخل و از این تخت منو گذاشتن رو اون تخت و بردن منو بیرون فقط چشمام داشت دنبال بابام میگشت که ببینم گذاشتن بیاد داخل یا نه🥺اولش ندیدمش بعد داشتن میبردنم تو اسانسور ک یهو بابام اومد انقدری خوشحال شدم🥲تو اون حالت بی هوشیمم بازم چشمم دنبالش بود…خلاصه منو بردن بخش…پسرمو اوردن گذاشتن رو سینم شیر بخوره🥹یه حسی داشت که نگم🥲این حسه اصلا قابل گفتن نیست اینقدددد که خوبه😍
بعدش اومدن بازم منو ماساژ رحم دادن که اینجا واقعا دردم گرفت🫠خیلی درد کرد
گذشت دو ساعت که بازم اومدن ماساژ رحمی دادن که اینجا دیگه جونم درومد انقد داد زدم…دیدن خون ریزیم زیاده با فاصله دو دقیقه یه پرستار دیگه اومد بازم ماساژ رحمی داد که دیگه من میخواستم از درد بمیرم فقط😑خلاصه گذشت و تایم راه رفتنم رسید
مامان هایلین مامان هایلین ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت 3
بعد از تموم شدن عمل منو بردن ریکاوری نمیدونم چرا میلرزیدم انگار از هیجان بود از ی طرفم سردم شده بود پرستار اومد یه لوله گذاشت زیر پتوم که گرما میداد و بهترشدم یکی دو ساعتی تو ریکاوری بودم که بعدش ک اومدن ببرنم بخش پرستار اومد و ماساژ رحمی داد که اصلا درد نداشتم چون هنوز بی حس بودم اصلا از ماساژ رحمی نترسین واقعا هیچی نبود راستی اینم بگم ک من پمپ درد هم گرفتم اولش نمیخواستم بگیرم ولی دکتر پیشنهاد داد ک بگیری بهتره منم پمپ درد گرفتم اما با وجود پمپ درد هم ی کوچولو درد داشتم ک قابل تحمل بود حالا نمیدونم اگر پمپ درد نمیگرفتم دیگ چه حد دردی داشتم.بعد از ماساژ رحمی منو بردن بخش و دخترمم اوردن پیشم دیگ اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم چون خدا بزرگ ترین نعمتشو بهم داد و من فقط دعای روی لبم اینه ک خدا ب همه چشم انتظارا این لحظه رو هدیه کنه و توی اتاق عملم این دعارو کردم.اینم از تجربه ی من از زایمان سزارین ک کاملا راضی بودم و تا اینجا راضی هستم اگر سوالی دارین درخدمتم شاید نکته هایی باشه ک من جا انداخته باشم بپرس ازم
مامان نینی مامان نینی ۱۶ ماهگی
(پارت سوم زایمان سزارین )

خیلی از ماساژ رحمی میترسیدم به اون پرستار گفتم تروخدا قبل اینکه بی حسیم بره ماساژو بده که حس نکنم اون زنه یکم ماساژ داد
بدش کارام تموم شد منو جاب جا کردن بردن ریکاوری اونجا دیدم چندتا پرستار و دکترم اومدن بالا سرم که میگن این دفع لخته داره سریع چند امپول داخل سرمم زدن
باز یه پرستار اومد شکمم ماساژ داد یکم درد داشت منم فقط دسته پرستار محکم نگه داشتم
هی میگفتم چرا منو نمیبربن بخش
که بعد چند دقیقه منو بردن دم در شوهرم اینا بودن منم کلن میگفتم میخندیدم اصلن درد اینا نداشتم (ولی یه اشتباهی که کردم نباید حرف میزدم )
بردنم بخش منم از قبل پمپ درد خرید که خیلی عالی بود من اصلن درد حس نکردم یا خیلی کم حس کردم ولی بقیه اتاقا زنا از درد داشتن میمردن
ساعت ۶غروب یکم تختمو به حالت نشسته کردم یکم اب ولرم کمپوت اینا خردم ساعت ۱۰گفتن باید راه بری اولش میترسیدم ولی شوهرم و جاریم منو بلند کردم درد نداشتم ولی حسه سنگینی داشتم اون سب خودم تنهایی چند بار راه رفتم
ولی از فردا به هیچ عنوان شکمم کار نمیکرد خیلی اذیت شدم
مامان آلوچه خانم💗 مامان آلوچه خانم💗 ۱ ماهگی
پارت 7️⃣

شروع کردن به تزریق دارو توی سرم و فشارم رو بردن روی ۱۰. بخیه ها رو زدن و ماساژ رحمی رو هم توی همون اتاق عمل و توی بی حسی کامل برام انجام دادن خدا رو شکر. بعد از عمل لباس جدید تنم کردن و بردنم ریکاوری. همون موقع یه لرز وحشتناکی گرفتم طوری که دندونام میخوردن بهم و تمام بدنم رعشه گرفته بود. برام وارمر گذاشتن زیر پتو تا حالم بهتر شد. از طرفی گردنم هم درد گرفته بود. با اجازه دکترم یه بالش کوتاه گذاشتن زیر سرم. توی ریکاوری بهم گفتن پمپ درد میخوای گفتم آره چون سوزش بخیه هام کم کم داشت شروع میشد. (هزینه اش هم بعد فهمیدم ۴‌.۵میلیون بوده)
دکترم هم تو ریکاوری انگشتش رو کرد توی نافم و دوسه بار چرخوند. چون هنوز از بی حسی درنیومده بودم درد چندانی حس نکردم.
توی ریکاوری مرتب میومدن چک میکردن ببینن میتونی پاتو تکون بدی یا نه. بعد از حدود ۲-۳ ساعت میتونستم زانومو خم کنم و بردنم بخش. تا ۱۲ ساعت بعد از عمل حق خوردن و آشامیدن نداشتم ولی چون سرم میزدن احساس ضعفی نکردم. توی بخش گفتن به کمر باش و سرتو اصلا بالا نیار.
قسمت بد ماجرا این بود که بچه رو آوردن گذاشتن کنارم روی بازوم که بهش شیر بدم ولی من اصلا نمیتونستم بچرخم و نگاهش کنم😞
مامان ILMAH مامان ILMAH ۱۰ ماهگی