سلاااام رفقای گل خوبین حالتون چطوره بیاید از خودتون بگید از صبح چه کارا کردین
جمیله شما بیا سبزی ها رو پاک کن فاطمه شما حبوبات بزار بپزه زهرا بیاد کشک بریزه
باقی هم هرکی سر کار و بگیره تو این سرما یه اش بذاریم من خسته شدم😂😂😂
اسم ها فرضی بودن
ماکه امروز صبح رفتیم و مهد و به یاد کوچولوهای شه یدمون مربی مهد داد بچه ها یه پرچم ایران خیلی بزرگ با خورد کردن کاردستی درست کنن کمیل خیلی خوشش اومد بعدم دست و لپاشون رنگ کزد و اومدیم خونه و من مادر وار (جایگزین کوزت وار)داشتم تند تند به جارو و ناهار و جمع وری میپرداختم
اللنم تو اتاق نشستم تعمیرکار اومده پنجره هامون درست کنه از لاش یه باد فجیعی میاد خیلی سرده خیر سرش مارک خوبه
کمیل هم بچه همساده اومده با ذوق بردتش تو اتاق😂بهش میگه حواست باشه اگه اسباب بازی هارو بعدش جمع نکنی مامانم دیگه نمیذاره بیای خونمون ها😂😂😂😂😂غش کردم براش
خیلی ناز میگه
چند شب پیشم باباش سر یه چیزی دعواش کرد یهو پشت قندلی ماشین قایم شد گفت بابای بد😂😂😂منتها اسم کوچیک باباش گفت
خیلی بانمک بود

تصویر
۵ پاسخ

هیچی خواهر زندگی ام شده تکراری صبح بیدار شم صبحانه آماده منم بعد ناهار اماده کنم بعد ناهار آرمین و بخوابونم بعد ظرف هارو بشورم و چایی بزارم و فکر شام و ناهار فردا باشم حوصله داشته باشم پاشم پیراشکی یا حلوا یه چیزی درست کنم الآنم حلوای شیر درست کردم

امروز رفتم دکتر آزمایش ان تی رو نشون دکتر بدم...پسرم و گذاشتم خونه مادر شوهر
الانم نشستم استراحت مادرشوهر در حال آشپزی

صبح پاشدم کیف پسری رو اماده کردم خودشو اماده کردم با باباش فرستادم رفت مهد من خوابیدم تا ۹😄بیدارشدم روزی ۳۵دیقه بخاطر رژیمم باید پیاده روی کنم بعد صبحونه پیاده روی کردم یکم خونه رو جمع کردم رفتم دنبال مهرسام اومدیم نهاردادم وسایل و جمع کردم دوباره بردمش کلاس زبان یکم خرید کردیم برگشتنی اومدیم الویه درست کردم برای شام همسر و پسری

یه سر رفتم بالا خونه مادرشوهرم اومدیم ناهار زدیم بعد شوهرم از کار اومد چون بیرون برفه دیگه نرفت سرکار خوابیدیم تا الان😄حالا دنبال کاموا میگردم یه هودی برا خودم برای عید ببافم😊همین

تا آخرش خوندم و لذت برم

سوال های مرتبط