۱۰ پاسخ

زمانی که شوهرت خونه نیس شروع کن به کم کردن شیرش پسر منم همینجور بود شیر نمیدادم شوهرم میگفت بده شوهرم ۵ و نیم صبح میره کار تا ۶ عصر منم شروع کردم شیر روزش رو قطع کرد الان کامل از شیر گرفتمش راحت شدم خیلی اذیت میشدم

ب نظرم ب شوهرت ربطی نداره تو داری شیره ی وجودتو از دست میدی الانم سنش خوبه دیگ از شیر بگیر شیر پاستوریزه بده

مثل پسر من حتی سر سفره هم غذا میخوره وسط غذا میگه جی جی غذا هم‌که میخوام درست کنم وسط غذا جیجی بخوادندم گریه شوهرم میگه ولشون کن شیرش بده نمیخواد درست کنی منم عید از شیر میگیرم دیگه شب تا صبح هم میخوره کلا درحال خوردن از دستش تا صبح پا دردم

واقعا شما مامانایی ک شیرخودتوتو دادین یه مرحله بالاتر بهشت جا دارین. خیلی سخته شیر مادر دادن، خداقوت واقعا

منم اینجوری بودم واقعا از کارو زندگی افتاده بود نوک سینمو لاک زدم گفتم زخم شده چندبار خاست نشونش دادم الان روزا شیر نمیخوره شبا قبل خواب میگه برو بشور دیگه بهش میدم تا بخوابه🤣

دقیقا منم همین بودم یه ساعت یه ساعت شیر روزشو کم کردم خیلی خوب شده ،روزی یه ساعت کمتر بده هر وقت اومد شیر خواست با بازی مورد علاقش با خوراکی مورد علاقش سرگرمش کن

زمانیکه شوهرت نیست شیر بهش نده ی کاری کن بدش بیاددیگه

دختر منم همینه 😭شوهرمم میگ بده بخوره حس میکنم استخونامم خالی شدن

پسر منم دقیقا همسن پسر شما بود اینجوری شده بود شب تا صب نمیزاشت بخوابم فقط میخواست سینه دهنش باشه دیگه از شیر گرفتمش راحت شدم

به نظرم باید از شیر بگیری چون خیلی وابسته شدن

سوال های مرتبط

مامان نانا مامان نانا ۱ سالگی
لعنت ب من اگه بخوام حتی ب بچه ی بعدی فکر کنم😭😭این بچه دیگه پدر منو درآورده از موقعی ک ب دنیا اومده ی روز خوش ندیدم ب والله.
۶ ماه اول نوزادی بکوب گریه و کولیک و بیداری ک اصلا شبا خواب نداشت،الانم ک ب شدت لجبازی میکنه و اذیتم میکنه از صبح ک بیدار میشه تا عصر فقط جیغ و داد و گریه ی شدید ک ببرمش تو کوچه
بخدا میبرمش تو اتاقش بازی کنیم باهم گریه میکنه میبرمش تو حیاط گریه میکنه دیگه نمیدونم چ کنم ظهر بخاطر ی پلاستیک نون خودش کشت انقددد گریه ک کل نونا رو ریز ریز کرد تو خونه
بخدا از ظهر فقط گریه میکنم دیگه نا نمونده برام پشت شونم درد میکنه
بعدازظهر از ساعت ۵ بردمش تو کوچه تا ۸ ،تو کوچه هم ساکت نیس دوچرخه و اسباب بازی‌ای دیگرانو میخواد. برای سه چرخه خریدم و اسباب بازی میبرمش تو کوچه باز چشش دنبال وسایل بقیش،بخدا سه چهار دمپایی نو نو داره آخرش تو کوچه گریه شدید ک دمپایی بقیه ی بچه ها رو میخواد
نمیدونم چ واکنشی داشته باشم نمیدونم چ کنم تو رو قرآن کمکم کنید هرروز بلا استثنا همینه کارم...من خسته شدم از بچه داری 💔💔خدایااا منو بکش ک دیگه این بچه و زندگی رو نبینم
پوشک واکسن فرزندپروری شیرخشک فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک