مامانا کمکم کنید
خواهشا وقت بزارید و راهنماییم کنید
مامانا من خودم تهران میشینم روستا خونه ندارم بیشتر وقتا میرم روستا بعد خونه ندارم ،تازگی میبینم ک تاثیر بدی روی بچم گذاشته مثلا
من یادش دادم جوجو شخصی هست کسی نباید ببینه ،اما بچه ها یادش دادن اسمش دودول هست و میتونی بمالیش،یا نگهش داری تو دستت
همش دستشو میکنه تو شلوارش و حساس شده
هرچیم میگم گوش نمیده میگه تو بلد نیستی
میترسم بی ادب تر بشه نمیدونم چکنم
دلمم میخواد روستا رو برم
زیاد نمیرم ماهی یکبار ،عید یا بعضی وقتا ک بین تعطیلی هست
اما میترسم بیشتر این حرفا یادش بدن و کم کم همه چیز رو بفهمه و مغزش در گیر بشه
تو رو خدا راهنمایی کنید چکنم
من همش حواسم به پسرمه
نمیدونم کی و چ جوری این مطالب یادش میدن
یه بار دیدم گف کس
گفتم چی
کی گفته پسر رو نشان داد فامیل بود مغزم سوت کشید اونا بزرگترن توی جمع نمیگن پسر من ۳سالشه‌
نمیدونه بده و میگه
و مادر همون بچه دید پسرم میگه گف چ بی ادبه بچت
خیلی اتفاقی گفتم مامان از کجا یاد گرفتی اشاره کرد به پسرش
گف محاله پسر من همچین حرفی یادش داده باشه
جایی رو تهران ندارم برم میرم روستا حالم عوض شه آخرم زهرمارم‌ شد

۲۰ پاسخ

بچه رو تنها نزارید جاییکه مورد اعتمادتون نیست یا نرید کلا وقتی آثار مخرب داره

بچه سه سالتو تنها نزار اصلا چه روستا چ ناف نیاورون
هیچ جا

وا سه سالشه بلایی سرش نیارن ...تنهاش نذار هرجا میره برو دنبالش

وای نرو اونجا اصلا، پس فردا همین بچه های بی ادب میبینی پسرتو دستمالی کردن! من باشم کلا نمیرم...تا بچم حداقل پونزده سالش بشه...چجور اطمینان میکنی به همچین ادمایی؟

چقدر فامیلاتون بچه هاشون بدتربیت کردن ....

اصلا اصلا اصلا تنهاش نزار با این پسرای بی ادب بخدا این دوره زمونه دختر و پسر نداره متاسفانه دستمالبی میکنن بچها رو تو رو خدا مواظبش باش اسیب نبینه

یا امامزاده حسن
چ خبره
اینا تو خونه هاشون چی میگذره؟؟؟؟

ی مدت نرو روستا و وقتی اینکارو میکنه حواسشو پرت کن حساس نشو ک لج کنه و بعدا ک این رفتارو کنار گذاشت روستا رفتی خواهشن لطفاااا پسرتو تنها نفرست پیش بچها اینا ک این حرفو زدن حتما جلوشم اینکارو کردن فردا ی بلایی سر پسرت میارن و تا اخر عمر خدای نکرده پشیمونی من دیدم ک میگم اصلا اون تاییمی میره بیرون باش برو من پسرم میبرم خونه بابام جلو درم یا خودم یا مامانم پیشش بااینکه بچه کوچیک نی کوچه ماشین رو نی کلا پسرت تنهانزار این بزرگتر شه ارتباطتو کمتر کن روستا نرو اصلا این بچهای بی ادبم بزرگتر میشن بدتر یادش میدن اونموقع ک ممیتونی باز بیفتی دنبالش

واییی چه بد شدن واقعا
پس من خوب میکنم جایی مهمونی میریم یا بیرون همش دنبال بچم هستم

مگه فقط تو روستا اینطوریه همه جا بچه بی ادب هست بزارش مهد از اینم بدترن

خب بچه ۳ ساله اصلا نباید ازت دور باشه
میری جایی همش پیشش باش
اصلا نباید اینقدری با پسرای بزرگ تر از خودش تنها باشه اومدی و تجاوز کردن بهش از کجا میخوای بفهمی؟
اونم ادمای بی فرهنگی که تو میگی هستن
کمنر برو
و همش کنار بچت باش

عزیزم به نظرم شما برو روستا ولی زمانی که اونجا هستی بچه رو تنها نزار.هم میتونی از اونجا رفتن لذت ببری هم اینکه بچه ها در حضور شما حرف بدی نمیزنن که پسرتون یاد بگیره.

میری نزار بچه ات بره پیششون متاسفانه محیطای محدود بچه ها بیشتر از این چیزا خبر دارن ما تابستون رفتیم شهرستان دختر همسایه هی میومد دم در ۴سالشه ، دختر بزرگم ۴ونیم گفتم چه خوب باهم بازی میکنن مادرش گفت بزار دخترت بیاد خونمون گفتم من اجازه نمیدم بچه هام برن جایی اگه دوست داری شما اجازه بده چون من ۳تا دختر دارم همسرمم تهرانه خلاصه داشتن بازی میکردن براشون غذا کشیدم دیدم یه دخترم میگه بیابریم اون اتاق من رفتم وسیله بیارم دیدم به دخترم به ترکی میگه شلوارتو دربیار نگات کنم خداروشکر دخترم ترکی متوجه نمیشه گفتم یاسمین چی میگی بدوبرو خونتون دیگه هم اینطرفا پیدات نشه ها ، حساب کنید بچه ۴ساله اونم دختر چی تو سرشه از اونروز خیلی حواسم جمعتره و اصلا یک لحظه از بچه ها غافل نمیشم خدا بچه هامونو درامن و امان نگه داره فقط

نزار بچتو‌ با خودشون ببرن

ارتباطت رو کم کن
و ب پسرت واکنش نشون نده
اصلا محل نزار یادش میره واکنشنت تند نباشه ب پسرت ک حساسش کنی بدتر میکنه

یا خدا چقدر بی ادبن یعنی چی یادش دادن میتونی بمال و غیره. من بودم کبود میگم اون بچه ای ک اینارو یادش داده. ب مامان اون بچه بی ادب بگو ..

نرو عزیزم تهران که همه جا میتونی بری به راحتی کلاس باشگاه بازار پارک خانه بازی والا خیلی حرف و کار بدی یاد گرفته از الان یاد گرفته وای به بعدش

یه چیزی اشتباه بره تو مغزشون در اوردنش با کریمون کاتبین

خب برو به کسی که این ها رو نشونش داده بگو

ای بابا چقدر بد اینجوری وقتی میری روستا مگه بچت میبرن با خودشون ... خودت که باشی جرات ندارن بگن

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
پوشک فرزند شیر خشک
تایپیک قبل گفتم خیلی دلم گرفته...
شوهر از لحاظ خوراکی برای تو خونه هرچی بگم میاره کم نمیزاره
ولی به خودم پول نمیده میپرسم همش میگه ندارم یا میگه قسط دارم و فلان...
خب منم زنم دلم میخواد تو دست و بال خودم پول باشه ک نیاز نشه هی عین گدا ازت درخواست کنم....بخدا الان دو هفته گذشته از روزی ک گفتم ۵٠٠تومن بده کار دارم گف میدم و نداد.همیشه عذابم میده سر پول دادن انقد عذاب میده و نمیده ک واقعا میشینم گریه میکنم تو خونه همه رو میبینم با یه تیپ خوب و لباس خوب یه نگا ب خودم میکنم میگم چرا من باید اینجوری باشم...پسر عمومم هست از بابامم مثل سگ میترسه.ولی خیلی منو اذیت میکنه با کاراش یا میپرسم ببینم تو که میگی ندارم نشونم بده موجودیتو نشون نمیده... دیروز رفتیم با مامانم اینا خونه ابجیم پسرم تو راه ی چیز میخواس بخرم بخوره پیام دادم میگه ندارم بخدا مامانم اینا خریدن براش این چ زندگیه من دارم شاید بگید اوضاع خرابه و ربط بدید شرایط حالا ولی قبل این گرونی و بی پولی هم همین بود...بخدا رو دلم میمونه جایی میرم  چیزیو دوس دارم بخرمش.
همش مثل گدا باید دستم جلوش دراز باشه دریغ از یه پاپاسی.
هی میام ب مامانم اینا بگم چون خیلی پشتمو میگیرن هم مامانم هم بابام هم خواهر و برادرام میگم جداشم عذاب وجدان میگیرم بابت پسرم از اونور میگم مامانم اینارو غصه دار کنم چی بشه.
دختر بی دست و پاییم نیستم راحت میتونم از پس خودم بربیام.