از بدترین ویژگی های این سن بخوام بگم
۳ سالگی… رو عرض می‌کنم


اینه که مثلا بهش میگم برو با بابات اتاقت رو جمع کن
یا برو تا جلو در بابات پیشنه یا خیلی موارد دیگ
یهووووو

یه صدای جیغ و داد و کریه وحشتناااااااک
میگم یا خدا
یه اتفاقی برای بچه افتاد وای یه چیش شد
یهو سراسیمه میرم

میبینم همسرم میگ بخدا خواست برق روشن کنه دستش نرسید من کردم اینجوری میکنه
یا مثلا دمپایی برعکس داشت میپوشسد برا بچع جفت کردم جلو پاش داد و بیدار



یه وقتا میگم همسایه هااا این صدا بچه رو می‌شنون چه فکری میکنن لابد میگن فلک بستن بچه.رو
دعواش کردن
کتک ردن
چه فکری میکنن 🤦🏻‍♀️

تاره بعد عیدی دارم جا به جا میشم به خونه جدید
اونجا همه آروم و محله ساکت و هیچ کسی تو ساختمون بچه نداره

از حالا هی دارم بادش میدن ماشین و موتور شارژی و فلان و اینا از این ساعت ممنوع
اما کوووو گوش شنوا 🤦🏻‍♀️

اینجا ملک شخصی بود و راحت بودیم هرچند. همین جا هم مراعت داشتیم اما اونجا دیگ سخت نره 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

تصویر
۲۰ پاسخ

دقیقا همینطوره
ما رو بیچااااره کرده
من باید گوشی مامان رو میدادم
من باید تلویزیون رو خاموش می کردم
کلا من ...............

پس من‌ تنها نیستم🫠🥲

عه پس همه همینن
پسر من تو راه پله دیشب بغلش کردیم زودتر بریم پایین،تو ماشین ک نشستیم تا یه ربع و جییییغ و اشککک که خودم داشتم میومدم چرا بغلم کردی؟!!!
چرا تو ماشین ترمز میگیری؟چرا سشوار میکشی موهاتو؟خاموش کن!چرا چرا چرا
جئغ و گریهههه

نه دختر من هم دوس داره مستقل باشه اما اهل جیغ و داد نیست هیچ وقت فوقش ناراحت میشه می‌ره تو اتاقش
از همون نوزادی تا مریض نمیشد یا نمی‌افتاد دردش بگیره اصلا گریه نمی کرد
هرچند من خودمم اینجوری بارش آوردم که با گریه نمیتونه به چیزی که میخواد برسه

دقیقا. ما که کلا یا بچه داره جیغ میزنه یا من فکر کنم همسایه خا میگن خونشون دیونه خونس😂

دقیقاااا فقد گریه های الکییی
پسر من خیلی دوسداره سفره پهن‌کنه کمک‌کنه ظرفارو بیاره و ببره
دیشب داشت بازی میکرد خودم پهن‌کردم وسیله هارو اوردم اومده میگ چرا نذاشتی من کمک کنم گریه میکرد میگم عیب نداره مامان جان بزار شام بخوریم تموم شد بد کمک‌کن ب بدختی رازی شد وگرن بایو جم میکردم دوباره اون بیاد پهن‌کنه.یا یکی دگ خیلی دوسداره برق خونه رو خاموش کنع یا روشن کنه
دیشب شوهرم خاموش کرد نشسته ب گریه چرا نذاشتی من خاموش کنم دوباره پاشده روشن کرده باز خاموش کرده گریش تموم شد دگ🫥

خدایا من فکر میکردم پسرمن فقط اینجوریه میگفتم چرا این بچه یهو اینجوری شد پس اقتضای سنشه
🤦🤦

دختر منم همینه امروز واسه اینکه نمیشد بریم تو تلویزیون پیش هاپو نارنجی دو ساعت و نیم جیغ زده کبود شده گریه کرده

آخ دقیقا پسر منم همینه سنی هستن ک دوست دارن خودشون مستقل کارشونو انجام بدن حتی به غلط همین امشب پسرم رو همسرم برده بود دستشویی سر اینکه همسرم شلنگ رو برداشته بود و آب ریخته بود دعوا داشتن که من خودم میخواستم خصوصیم رو بشورم ما هر روز داستان داریم😂😂😂

بیبین یه چیز بگم منم تازه جا ب جا شدم ساختمون آروم و هیچ بچه ای ندارن همینای ک میگی پسر منم داره خیلی اذیت داریم میشیم همسایه ها دو دیقه یه بار جلودرمونن خیلی پشیمونم البته نمیدونستم ساختمونشون اینجوری جای قبلی ساختمون شلوغی بود کاریمون نداشتن ولی اینجا همه شاکی و عصبی از دست پسرم امروز انقذر گریه کردم همسایه اومد منم پسرمو زدم الانم پشیمونم

وای دیگه خیالم راحت شد که همه اینطورن حداقلش🤦‍♀️🤦‍♀️

وای امان از چالش‌های سه سالگی، خیلییییی مزخرفن.
اصلا بچه یه نفر دیگه میشه انقدر که تغییر می‌کنه.
امااااان از جیغهاشون 😖😖

واقعا میشینه این کتاب رو انقدر با دقت انجام میده؟؟ پسر من اصلا دوس نداره رنگ امیزیش هم در حد خط خطیه زودی دوتا خط میکشه اصلا نمیتونه بشینه

دختر آرامش خانم برق و خودش باید روشن یا خاموش کنه
شورتشو حتما باید خودش دربیاره وگرنه به هیچ عنوان نمیاد دستشویی
اصلا یه موضوعاتی هست تعجبی....

اسم کتاب چیه

عکس کتابشو میشه بدی

عزیزم تنها نیستی تمام مواردی رو که گفتی پسر منم داره از الااااااااااااان
فقط هم باید صبوری کنیم اصلا متوجه نمیشن تازه منم بعد از عید جا ب جایی دارم از ملک شخصی به آپارتمان 🤕☺️
من ۱ شب میرم خونه ی مامانم هرلحظه منتظرم همسایه شون بیاد در خونه😂😂

وای واقعا کلی باید حرف بزنم اجازه بگیرم ازش تا راضی شه. لباس عوض کنه

این چه کتابیه؟

همینطوره🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان باراد مامان باراد ۴ سالگی
ماماناى عزيز من امروز خيلى فكرم درگير شده ، يعنى اتفاقى توى كلاس باراد افتاد كه باعث شد عميق تر بهش فكر كنم. يكى از بچه ها كه با پدرش اومده بود و پدرش هم بسيار آروم و متين هست ، به شدت پرخاشگرى ميكرد. به پدرش لگد ميزد دستش و گاز ميگرفت توى كلاس نميرفت و هر چى پدرش آروم صحبت ميكرد اين بچه بدتر ميكرد. بقيه بچه ها هم در حال ضبط اين صحنه ها🤦🏻‍♀️ يادم افتاد نبايد پدر و مادرش رو قضاوت كنم چون پسر خود من هم چند تا كلمه بد ياد گرفته و ميگه كه اصلا و ابدا در خانواده ما گفته نميشه، از جايى ديگه متاسفانه ياد گرفته و خودتون ميدونين تو اين سن پاك كردن اين حرفا و رفتارا از ذهن بچه ها چقدر سخته. ميخوام بگم ماماناى عزيز صبورتر باشين واقعا رفتارى كه ما با بچه هامون داريم محيطى كه توش پرورش پيدا ميكنن فقط خودشون رو تحت تاثير قرار نميده بلكه به دوستان و اطرافيانشون هم قابل انتقاله🥲. مواظب باشيم همين يه فرياد يا حرف بد از روى عصبانيت اول به بچه خودمون و بعد به بچه ديگه و همينطور جامعه بزرگ و بزرگتر منتقل ميشه. پس بياين آرومتر باشيم با حوصله تر و مودب تر 🤪 نسل بعدى حداقل آرامش و احترام بينشون باشه .
مامان نورالزهرا مامان نورالزهرا ۳ سالگی
خدا. یه لذتی به مادر داده وقتی به بچه شیر میده هورمون. ازش ترشح میشه آروم میشه. لذت میبره اینایی که بچه رفلاکس پنهان دارن. موقع شیر. دادن. بدنشون. گرم میشه. استرس میگیرن عرق میکنن دقیقا برعکس خدایا چرا این لذت. از این مادرا. گرفتی. چند روزی شیر می وشم تو شیشه یه درجه. میخوره امروز شیشه رو هم نمیگیره مثل سینه گریه میکنه. از اینور شوهرم بهم فشار میاره این بچه هیچیش نیست فقط شیر خشک بهش بده بخوره بهش میگم. فرق نمیکنه. نمیتونه. قورت بده اینا که رفلاکس پنهان دارن گلوشون ملتهب شده. درد. دارن. خدایاااا یه راهی برام باز کن یه دری برام باز کن یه دارویی به این بچه بسازه بهتر. بشه. من. خسته ام سه تا رفلاکسی بزرگ کردم با مشقت وگریه چه روزایی وشب های گذروندم دیگه. طاقت ندارم دخترم که سه سالشه فرستادم خونه. مامانم. برام گریه میکنه. طاقتش. ندارم. تو رو خدا مامانا. میخوام از ته دلتون برام دعا کنید. خدا یه راهی برام باز. کنه. خسته ام. هر کی از. تایپکم میگذره. برام دعا کنه. خدا. کمکم کنه. یه دری برام باز کنه. من. پشت درشم دارم درشو میزنم که نگاهم کنه. صدام بشنوه.
مامان لیام و نهال مامان لیام و نهال ۲ ماهگی