خانما توروخدا بگید با این بچه من چیکار کنم خیلی اذیتم میکنه خیلی بدقلقه بگو آخه بچه تو که پستونک میخوری شیشه شیر میخوری ۳ ماه بود کلا از پوشک گرفته بودم اصلا دیگه پوشک نمیخریدم یه مدته باز جیش میکنه پوشک میکنم گهوارتو جم کرده بودم باز گذاشتم دیگه چی از جونم میخوایی شب تا صب هی بیدار میشه با جیغ و داد شیر باز میخوابه بیدار میشه آب باز بیدار میشه بریم حال تو بغلت منو بچرخون بااااااز همینجوری هر بار یه چیز اصلا زندگی نزاشته برام جرعت ندارم از پستونک و شیر بگیرم البته پاستوریزه میخوره ولی با شیشه شیر هر شب هم نصف شب شیر نمیخوادا بعضی وقتا ولی هر شببببب بیدار میشه پاشو بریم حال منو بچرخون مگه جرعت داری پا نشی یه قیامتی میکنه همسایه ها جم میشن دم در نه با حرف زدن میتونم قانعش کنم نه با زدن نه با ناز با هیچی دو ساعتم پانشی بهش محل ندی عمرااااا ساکت و بیخیال نمیشه عمراااا دیگه باعث میشه منو همسرم بیوفتیم به جون هم روزام که بیدار میشه مثلا آب بخااد یا اسباب بازی یا شیر هر چی برم براش بیارم جیغ و داد میزه چرا منو با خودت نبردی بیاری دیگه اون چیز رو قبول نمیکنه باید بغلش کنم ببرم اونو چیزو بزارم سر جاش دوباره بیارم اصلا مکافاته مکافات خدا شاهده کل موهام ریخته از بس حرص میخورم من تو بچه داری کلا شانس نیووردم دختر بزرگمم کوچیک بود یه جور دیگه عذابم میداد که نگم براتون حالا نمیدونم با این وضع با این اخلاق از پستونک بگیرم یا نه

۶ پاسخ

ببخشید ول از اول زیاد لوسش کردی

مشکل ابنه ک باج زیاد بهش میدی

خیلییی سخته منم دخترم چند روزی همش تو شلوارش جیش میکنه اصلا نمیدونم چرا اینجوری شده شبام ک هرشب نصف شب بیدار میشه پاشو منو رو پاهات بزار

پسر منم واقعا اذیت میکنه همسرمم بدتر گردنم درد میکنه بسکه حرص میخورم

پسر منم میگه ونمیگع دیگه پوشکش نکردم برا گریه ام میگه ام برو تواتاق گریه کن تموم شد بعد بیا بگو ببینم چرا گریه میکردی
باید مقاومت داشته باشی آز پستونک میخای بگیری
روش خابش همونه عادت کرده بع اینک نصف شب بیدار شع یع دوری بزنه یا تحمل کنی تغییر بدی یا ادامه بدی

چرا دوباره پوشکش کردی؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
از اول دی ماه پسرمو ازشیر گرفتم هنوزم برا شیرشب از خواب بیدار میشه شبا با بهانه گیری خیلی زیاد میخابه حدود ده تا دوازده بهانه گیریاش شروع میشه که یا با تاب یا دور دادن تو ماشین میخابونیمش بعد من باید ظرفای شامو بشورمو آشپزخونه رو جم کنم بعدش بخوابم ساعتای دو تا سه هرشب بیدار میشه یک لیوان آب بهش میدم اگه شیر پاکتی بخوره بهش میدم که خیلی کم پیش میاد شیر بخوره یا اگه میوه بخوره بهش میدم بعد دوباره تو تاب میخابونمش خودمم که بدخواب میشم بعد باز ساعت ۷تا هفتونیم صبح دوباره بیدار میشه بهش صبحانه میدم بخوره یا نیمرو یا پنیر گردو یا اوتمیل هر چی که بتونم سریع درست کنم براش تا ساعت ۹ تا ۱۰ که دوباره میخابونمش که بعدش خودمم باید برم بفکر ناهار باشم یعنی علنا من روی هم رفته ۶ ساعتم خواب مفید ندارم🫩
یعنی من خسته ترینم از بهانه گیریاش خسته شدم هر دفه با جیغو داد بیدار میشه مامانایی که از شیر خودتون گرفتین این پروسه تا کی ادامه داره؟ کی دیگه بهانه گیری نمیکنه؟ کی دیگه جیغو داد راه نمیندازه؟ کاش حداقل شیرخشک میخورد بهش میدادم یا شیر پاستوریزه میخورد هر کار میکنم نمیخوره شیر پاستوریزه خیلی کم میخوره یعنی روزی یک پاکت کوچیکم نمیخوره دیگه نمدونم چیکار کنم بهش بادام میدم بخوره حداقل جبران بشه ولی بخدا به هیچ کاری نمتونم برسم وقتیم که بیداره از بغلم جدا نمیشه اصلا قبلا اینجوری نبود از موقعیک از شیر گرفتم یکسره چسبیده بهم کمر نمونده برام..بخدا دیگه توان شیر دادن نداشتم بهش و گرنه بهش میدادم.. الانم دیگه نمدونم چیکار کنم که دیگه بهانه گیری نکنه کمکی هم متاسفانه ندارم😢