سلام خانمای ی گل
ممنونم بابت تبریکای قشنگتون تو تاپیک قبلی چون تعداد زیاد بود گفتم یکجا از همتون تشکر کنم انشالله خانمای باردار بسلامتی فارغ بشن و نی نیاییم که بدنیااومدن صحیح و سالم باشن😍❤️
من ۱۱ بهمن نوبت سزارین داشتم که پسرم با عجله روز ۱ بهمن با وزن ۳۴۵۰ کیلوگرم بدنیا اومدن درد طبیعی داشتم که زنگ زدم دکترم گفت زود برو بستری شو با یکم درد که یهو ۴ سانت شده بودم با نامه دکترم تو بیمارستان انصاری سزارین شدم هزینه بیمارستان ۴۸ تومن با اتاق وی ای پی و ۷ تومنم دستمزد دکترم با بقیه موارد ۵۵ تومن تموم شد از بیمارستان و نحوه برخورد پرسنل خیلی راضی بودم خیلی خیلی خوش اخلاق و وظیفه شناس بودن پمپ دردم گرفتم که نجاتم داد پیشنهاد میکنم حتما بگیرین
الانم خیلی درد دارم واقعا عمل سزارین خیلی پر ریسکه ولی درد طبیعیم تا حدودی کشیدم که برای من خیلی بد بود و بیشترم ترس داشتم سوندم خیلی سخت بود همینطور امپول بی حسی
دیگه نمیدونم استانه تحمل درد من کمه یا واقعا سخته
و همین دیگه هر سوالی داشتین در خدمتم با ارزوی بهترینا برای هممون❤️❤️❤️
اینم تم اتاقمون بود💙😘

تصویر
۵ پاسخ

ممنون از توضیحت عزیزدلم چند هفتگی شد زایمانت آخر گلم ؟
منم از سوند و بی حسی میترسم🙊

یعنی ۳۶ هفته بدنیا اومد نینی عزیزم؟🥹💕

به سلامتی عزیزم
ولی من از آمپول بی حسی هییییچی نفهمیدم
ولی سوند چون تو بیحسی نزدن برام ازاردهنده بود و یه جورایی چندش بود

چند هفته بودی؟

سلام عزیزم مبارکه به سلامتی،چن روزشه؟تازه مرخص شدی

سوال های مرتبط

مامان شهریار مامان شهریار ۱ ماهگی
سلااام طبق قولی که دادم اومدم تجربمو از زایمان و سزارین بگم ....
من اکروز ساعت ۷ صبح اومدم بیمارستان بستری شدم برا عمل بیمارستانی که اومدم خیلی پرستارا مهربون و مودب و پیگیر بودن که یکم از استرسم کم شد...
بعدش دکترم ساعت ۹ و نیم اومد و بیهوش کامل شدم و چشامو بستم ۱۱ بیدار شدم که این تیکش خداییش سخت ترین قسمتش بود اها نگفتم سوندم اصلا درد نداشت و اصلا اذیت نشدم همون ساعت ۹ و نیم وصل کردن و بردنم اتاق عمل
خلاصه ۱۱ بیدار شدم دیدم دونفر بالا سرمن هی گفتم بچم‌کو ببینمش سالمع یا نه
بچمو اوردن نشونم دادن ولی خیلی خیلی درد داشتم نمیتونسم ببینمش پمپ دردم بهم وصل بود ولی اولش خیلی درد داشت
دوبارم اومدن رحممو ماساژ دادن اینجاااش واقعا وحشتناک بود برای من چون یکم لوسم جیغ و داد و اینا ک همون دوبار بود و تموم شد
در کل اصلا از سزارین پشیمون نیستم و پمپ دردم همون ۴ اینا تموم شد و الان با شیاف درد خاصی ندارم و قراره ۶ صبح راه برمو بعدش ازونم میام میگم🥹👐
مامان گردو مامان گردو ۲ ماهگی
مامان هیرمان🐣 مامان هیرمان🐣 ۴ ماهگی
خانما نی نی منم بدنیا اومد🐣🤱🏼
پسرم خیلی عجله داشت دو هفته زودتر بدنیا اومد قربونش برم🥹
تجربم از زایمان رو بخوام بگم من درد هر جفتشم کشیدم هم طبیعی هم سزارین😞
از اول انتخابم سزارین بود ولی پسرم خیلی دوست داشت زودتر بدنیا بیاد و من ۳۷و3روز دردام شروع شد و من تحمل میکردم چون فکر میکردم درد کلیه س (من تو بارداری کلیه درد داشتم)
نگو که من دارم یک روز و نصفی درد طبیعی رو تحمل میکنم و اخراش خیلی درد و انقباضم شدید شد به دکترم خبر دادم گفت سریع بیا بیمارستان دردات شروع شد
رفتم و معاینه کردن یه فینگر باز شده بودم زود بستری کردن و قند عسل من روز دوشنبه ساعت۱۶:۲۳ دیقه بدنیا اومد🥺
از درد سزارینم بگم براتون من چون از یه روز قبل درد میکشیدم استانه ی دردم اومده بود پایین و سزارین برام یکم سخت بود ولی با مسکن قابل تحمل من پمپ دردم نگرفتم
خلاصه که خیلی حس عجیبیه هم درد داری هم یه موجود زنده رو بدنیا اوردی
انگار یه تیکه ای قلبت جلو چشاته🥺🥲
ایشالا قسمت همه🌸
مامان ملینا مامان ملینا ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان قسمت اول
بالاخره منم زایمان کردم
تو یه شب ترسناک که صدای بمب و موشک میومد
دیشب یه دفعه کیسه آبم پاره شده و یه حجم زیادی آب ازم اومد جوری که تا پایین پام خیس شد
کیسه ابم بی رنگ بود که میدونستم خیلی اورژانس نیست اما چون فاصله خونه تا بیمارستان خیلی بود سریع رفتم بیمارستان
میخواستم طبیعی زایمان کنم
حدود۳ساعت درد طبیعی روکشیدم فاصله ی درد ها خیلی نزدیک بهم و شدید بود اما دهانه ی ۲انگشت موند تازه اونم به خاطر معاینه های تحریکی که می کردن ولی دردش خیلی زیاد بود وسربچه خیلی بالابود
هماهنگ کرده بودم دکترم خودش بیاد برای زایمان . دکترم هم گفته بود با درد های خودش بمونه. منم داشتم درد زیادی رو تحمل میکردم که صدای بمب و موشک اومد خیلی نزدیک بیمارستانم بود. خیلی ترسیدم دیگه نمیتونستم تحمل کنم. خود کادر بیمارستانم ترسیده بودن و داشتن همزمان با دکترم تلفنی حرف میزدن که یهو گفتن میخوای سزارین بشی
منم دیگه تو اون شرایط نمیتونستم تحمل کنم که گفتم اره منو ببرین سزارین
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و