از رفتار بعضی نزدیکان ناراحت و دلخورم😣
اگر یادتون باشه چند روز پیش گفتم میخوام یکی از همکارای آقا رو به دختر یکی از دوستامون برای ازدواج معرفی کنم
یعنی به غلط کردن افتادم و باز اول و آخرم بود 😐حق با خیلی از شماها بود
من نیتم چقدر خیر و مثبت بود و کلی تصور خوب داشتم
با مادر پسر صحبت کردم و شرایط گفتم و ازش خواستم با مادر دختر ارتباط بگیره که برن خواستگاری حالا پسر خانه ماشین شغل ثابت داره تک فرزند هست اونوقت دختر با اینکه از قبل من بهش گفتم و اوکی داده برا خواستگاری تلفنی مادر پسره رو رد کرده حتی نذاشته بیان😓😓اخه چرا آبروی من براتون مهم نبود همکارمِ هر روز چشم تو چشم میشیم اخه چی بگم بهش
اونم با یه لحن بد مادر دخترِ به مادر پسر جواب داده
هووووف اخه چه کاری بود کردم
چه فکرایی داشتم
دخترا تو خودتون چی فکر می‌کنید
دختر شاه پریون که نیستی!!😩😤🤯

#فرزندپروری
#کالسکه
#کریر
#پستونک
# شیر خشک
عکس هم یکی از موزه های تهران هست که اوایل پاییز ایام فراغت با دختری موزه گردی میرفتیم.

تصویر
۱۴ پاسخ

ببین من خودم همیشه سعی میکنم طرفدار خانما باشم،
اما خداییش این چندوقته یه دخترایی رو دیدم با یه سطح عجیبی از توقعات و فانتزی ها که دهنم مونده باز،
حالا نگاش میکنی یه قیافه ی عادی
خانواده عادی و حتی پایین،
همه چیز کاملا معمولی،
اما خواسته ها و توقعات خدا😐

ی چیزی میگم نخندین، منو شوهرم معرف داشتیم، زندگیمون خوبه، خداروشکر احساس خوشبختیه رو داریم، دوتا بچه داریم، کم و کسری هم همه دارن، حالا این وسط فقط کافیه ی کوچولو اوضاع بر وفق مراد نباشه واسه در اوردن حرص شوهرم ی لعنتی ب اون معرف بیچاره میفرستم ک چیکارمنه بدبخت داشتی تو خونه بابام پادشاهی میکردم😁😁
اینو ک میگم شوهرم پقی میزنه زیر خنده منم خنده ام میگیره و اشتی میکنیم😐😂
حالا هرچی همکارای شوهرم دوستای صمیمیش بهم میگن معرفی کن، میگم باشه تحقیق میکنم ولی هیچ اقدامی نمیکنم😎🤪

من یه زوجی میشناسم اینارو یه خانمی از فامیل بهم معرفی کرد ، خودشون میگن هر وقت دعوامون میشه انقدرررر به این معرف فحش های بد بد میدیم و نفرینش میکنیم .... خلاصه اینکه ادم میاد کار خیر بکنه اما براش شر میشه من ک اصلا این کارو نمیکنم حتی برای برادر خودم !

خواسته چسی بیاد با خودش گفته بزار زنگ بزنه که من رد کنم ،بگم خواستگار داشتم و فلان 🤦🏻‍♀️

از خونواده دختر که میگین دوستتون هستن علت رفتارشونو نپرسیدین؟از دختره نپرسیدی چرا؟

آخه چرا عزیزم؟ از مادر دختر دلیلش رو نپرسیدین!؟ بنظرم خوب بود تماس میگرفتین باهاشون میگفتین که اگر نمیخواستین به خودم میگفتین که دیگه به مادر آقا پسر زحمت تماس ندم. بگین رفتار شما دور از ادب بوده واقعا. من حرفای دوستان رو خوندم، خودمم توسط دوستم معرفی شدم به برادر زن داداششون، ولی تا حالا هر بار دعوا کردیم اصلا نشده به اون خانوم حرفی بزنم یا ایشون رو مقصر بدونم. آدما واسطه ی معرفی میشن، پدر خودم چندین بار واسطه شده و بهشون هم گفته من فقط معرفی کردم خودتون برید بیاید همو بشناسید اگر خواستین همو قبول کنید و ازدواج کنید اگر نه من مقصر و مسئول هیچ مشکلی بعد از ازدواجتون نیستم. شما هم پشیمون نشو از کار خیری که میخواستی انجام بدی. این خانوم رفتارش زشت و بد بود شاید یکی دیگه قدردانِ لطف شما بود.

باز خوبه چیزی به شما نگفته همسایه‌ی ما پسر فامیلشو با دختر همسایه معرفی کرده بعد که بهم خورده همسایه اومد بود اینقدر لگد زده بود به این بدبخت و همسرش بیچاره مریض شد تو خونه
دختره هم ۴۰وخورده‌ای داره اوایل جوونی‌شون با مردای متاهل رابطه داشتن کلا هیچ مردی توی شهر به اینا نگاه نمیکنن اونم یه پسرو معرفی کرده بود که تشنج میکرد ولی همه چیزش خوب بود

بهتر که همون اول کار خودشون رو نشون دادن
به نظرم از همکارت عذرخواهی کن بگو فکر نمی‌کردم در این حد باشن

از این دید نگاه کن که اینجوری یک بار از دستتون ناراحت شدن
با این طرز برخورد خانواده دختر میرفتن تو زندگی هم کلی چالش به وجود می اومد و هر سری اسم شما می اومد وسط

چه غیرقابل پیش بینی بوده ولی بسپار به خود خدا حتما صلاح و قسمت نبوده،شما نباید ناراحت باشی چون خواستی کار خیر کنی

به هیچکس خوبی نیومده والا از خداشم باشه😏😏

عزیززم خودتو اذیت نکن شما قصدت خیر بوده،واقعا کار خانواده دختر خانم غیر قابل توجیه و بی ادبی بوده

ول کن خواهر،حوصله داری،اخرم آدم بد شما میشی

عزیزم آدم واسطه نشه به نظرم بهتره آخه اگه وصلت هم درست بشه اگه ۲ نفر بد بشن اسم تو رو هم پیش میکشن. دیدم که میگم

سوال های مرتبط

مامان لیمو مامان لیمو ۲ سالگی
چقدر مادر بودن سخته تا میای زایمان و عمل و افسردگی و حس مادر کافی نبودن رو هضم کنی یه چیز جدید پیش میاد که باعث میشه فکر کنی مرحله های قبل اونقدرا هم در قبال این یکی سخت نبوده ها چه الکی ناراحتی کردم
حالا نوبت از شیر گرفتن رسیده
تا حالا نشنیده بودم از شیر گرفتن هم افسردگی میاره شبیه افسرده ها شدم
بازم حس مادر خوب نبودن
چرا از اول اینهمه جون کندم که شیر مادر بدم ـچرا چرا ......
امروز اولین روز ترک شیر دخترم بود
خیلی روز سختی برای جفتمون بود. با گریه هاش جونم میخواد از هم بپاشه
از صبح که بیدار شذ نخوابیده بود متاسفانه با شیر مادر میخوابید
و اما بالاخره ۵دقیقه ای میشه تو بغلم خوابید
و فردا امیدوارم آسون تر از امروز باشه و من آروم تر
باورتون میشه از بغض دارم خفه میشم.میدونم کار بدی نمیکنم میدونم دیگ این شیر بدردش نمیخوره ولی دلم نمیفهمه😐
مامانایی که از شیر مادر بچه هاتونو گرفتید چجوری شیرمو خشک کنم
با دردش چه کنم ؟خالیش کنم؟با دست یا شیر دوش دستی؟یا شیر دوش برقی؟
ببخشید دیگ این وقت شب اینقدر متن ناراحت گذاشتم
مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۲ سالگی
و دختر مامان امروز یک ماه دیگه بزرگ شد
اصلا باورم نمیشه
ماه دیگه تولد یکی یدونه مامانه
و من دو سال مفتخر به نام مادر شدم مادری که همه چیزش رو از وجود دخترش داره
آنیلم
ماه قشنگم
همه وجودم
دوستت دارم و چقدر خوشحال و خوشبختم که تو رو تو زندگیم دارم
و نی نی تو راهی چقدر خوشبخته که خواهری عین تو رو داره
میدونم براش بهترین تکیه گاه و غمخوار میشی
همونطور که برای من تو نیم وجبی شدی دلسوز شدی رفیق شدی همه کس
الهی به حق این ماه عزیز
به حق این روزای بزرگ
هر زنی که آرزوی مادر شدن داره توی همین ماه ها و روزها قسمتش کن طعم شیرین مادرشدن رو
خدایا حسرت مادرشدن تو دل هیچ دختری نباشه
ما دخترا اول مادر عروسکامون میشیم بعد مادر بچه هامون
ما از بچگی مادر متولد میشیم پس ای خدای بزرگ حسرت بغل کردن جگرگوشه رو به دل هیچ زنی نزار به حق این ماه بزرگ

به وقت هفتمین روز از چهارمین ماه سال ماهگرد های زیبا و بزرگ شدن های قشنگ تو و به وقت ۸ ماهگی تو دلی مامان❤️❤️
خدایا هزاران مرتبه شکرت🙏❤️
مامان ایلیا،آریا،لِنا مامان ایلیا،آریا،لِنا ۲ سالگی
این روزا واقعا برام پرچالش بود و هست تولد پسرا رو پشت سر گذروندم مونده نیمه شعبان که تولد یکی یه دونه خونست ❤️که تقریبا یک هفته است از شیر گرفتمش و ناراحتم چون وزنش کم شده لپاش آب شده و هیچ جوره تو لیوان نی دار هم شیر نمیخوره!😣
برای آریا جانم مهد با دوستاش تولد گرفتم کیکم خودم پختم مربی ها انقدر از طعمش خوششون اومد و کلی تشکر کردند و ازم تعریف کردند🤩 که چجوری به اینهمه کار میرسی و مامیخواستیم شمارو به عنوان مادر نمونه تو مهد معرفی کنیم چون خیلی به فکر تغذیه پسرتون هستید و کامل و مفید منم گفتم همش با نظم و برنامه ریزی 😁البته که شرایط هم آدم رو مجبور میکنه همه کاراش سر برنامه باشه !
هفته دیگه مادرشوهرم میخاد بیاد و من بسی شادمانم🥺میتونم اون چند روزی که هست نفس بکشم و به خودم برسم.
کلا این روزا ذوق مرگم نه فقط برای تعریف های مربی و مدیر مهد برای اینکه هرکی میبینم میگه شبیه دخترا شدی باربی شدی چه خوب لاغر کردی و دیگه وزن کم نکن 😎
خلاصه گفتم که نزدیکِ عیده هم خونه تکونی رو شروع کنید هم به خودتون برسید ورزش کنید حتی تو خونه 🤪

#از شیر گرفتن
#دو سالگی
#کالسکه
#کریر
#پستونک
#شیر خشک